تبليغاتX
.::..ΞΞΞفیزیک کوانتومΞΞΞ.::.™

.::..ΞΞΞفیزیک کوانتومΞΞΞ.::.™

خدا جهان را آفريد , با قوانين ثابت كه هيچ گاه قابل تغيير نيستند.(سیاه چاله)

علی(ع)

 

ز ولاي او بزن دم که رها شوي ز هر غم                     سر کوي او مکان کن بنگر که در کجايي

 

بشناختم خدا را چو شناختم  علي را                         به خدا نبرده‌اي پي اگر از علي جدايي

 

علي اي حقيقت حق علي اي ولي مطلق                         تو جمال کبريايي تو حقيقت خدايي

 

نظري ز لطف و رحمت به من شکسته دل کن                    تو که يار دردمندي تو که يار بينوايي

+ نوشته شده در  شنبه بیست و نهم تیر 1387ساعت 8:46 قبل از ظهر  توسط واقفي  | 

چگونگي تركيب سياهچاله هاي پر جرم با يكديگر

 

چگونگي تركيب سياهچاله هاي پر جرم با يكديگر

 

 

 

تصوير كهكشان راه شيري بدين گونه است:

يك بشقاب از ستاره، گاز، يك كره ي ستاره اي و مقدار زيادي ماده تاريك.
اين به دور يك سياهچاله اي پر جرم- تقريبا سه ميليون برابر خورشيد- مي چرخد.

جرم كهشكان راه شيري حدود 100 تريليون برابر جرم خورشيد است كه براي ما خيلي پرجرم به نظر مي رسد ولي در مقابل ديگر كهكشان ها چيزي عادي است.

حال فرض كنيد كه كهكشاني با همچين دوقلويي برخورد كند. هر دو كهكشان با يكديگر تركيب مي شوند و يك كهكشان جديد و بسيار بزرگ تري را مي سازند. كيهان شناسان روي اين فكر مي كنند كه كهكشان ها چگونه رشد مي كنند- در طول تركيب شدن اين عمل تركيبي.

درحال حاضر با استفاده از ابررايانه ها براي شبيه سازي برخورد كهكشان ها، دانشمندان دانشگاه استنفورد وديگر دانشگاه ها نوعي جديد از اين اتحاد را ديده اند- يك بشقاب مركزي از گاز كه مي تواند صدها يا چند هزار سال نوري عرض داشته باشد و ميليون ها يا چند هزار برابر جرم خورشيد باشد.

آن ها گزارش اولين شكل شبيه سازي شده جفت ابرسياهچاله (SMBH) را در Science Express كه نسخه الكترونيكي مجله ساينس است منتشر كردند.
"نظريه نسبيت عام آينشتين كه رفتار گرانش را توصيف مي كند 90 سال پيش منتشر شد و دفعات متعددي مورد صحت قرار گرفته است." اين را استليوس كازانتزيدي در انستيتوي كاولي گفت. "هرچند كه يك نتيجه ي بزرگ اين نظريه از اين تاييد و صحت خارج بوده است كه آن وجود امواج گرانشي است. با توجه به اين كه
SMBH بزرگ ترين منبع امواج گرانشي در جهان را ايجاد مي كند، اين را در اولويت قرار مي دهد تا شرايط اجباري براي اين تركيب را به وجود بياوريم."

كازانتزيدي و لوسيو ماير از انستيتيوي فن آوري فدرال سوئيس(ETH) در زوريخ و دانشگاه زوريخ، نويسنده ي اصلي، اين طرح را تصور كردند و شبيه سازي هاي عددي را طراحي و هدايت كردند. مونيكا كولپي از دانشگاه ميلانو - بيكوسا و پيرو مادائو از دانشگاه كاليفرنيا - سانتا كروز براي ترجمه و تفسير نتايج كمك كردند. توماس كوئين از دانشگاه واشنگتن و جيمز وادسلي از دانشگاه مك مستر كدهاي لازم براي اين شبيه سازي را نوشت.
يك سيستم
SMBH از دو SMBH تشكيل شده است كه به دور مركز جرمشان در حال چرخش اند. تركيب سياهچاله ها ممكن است و يا ممكن نيست كه به مكانيزمي بستگي داشته باشد كه مي توان انرژي جنبشي زاويه اي را از مدارشان استخراج كنيم و فاصله ي آن ها را كاهش دهيم، كازانتزيدي اين را گفت.

"يك جفت SMBH ممكن است با ستاره هاي اطراف خودشان يا با گازها كنش داشته باشد.ولي گاز و ستاره ها هر دو يك نيروي اصطكاكي را بر سياهچاله ها اعمال مي كنند. نيروي اصطحكاك انرژي را از حركت مداري SMBH ها استخراج مي كند.در نتيجه فاصله ي بين آن ها منقبض مي شود." معلوم نيست كه اين از اصطكاك ستاره ها هست و يا گاز كه اين جريان را تحت تاثير قرار مي دهد.

 

براي مدلي كه كهكشان ها با يكديگر پيوند مي خورند، دانشمندان ابتدا از يك برنامه ي رايانه اي استفاده كردند كه كهكشان هايي را با توجه به رصدها و پيش بيني هايِ تئوري ساختند. براي مثال، تمام كهكشان ها توسط هاله اي وسيع و پرجرم از ماده تاريك پوشيده شده اند.

كهكشان هاي دايره اي داراي يك بشقاب از ستاره ها است. در تمام مدل هاي كهكشان هاي ايجاد شده اين دو مورد بايد به همراه آن ها باشد.
اول كه كهكشان را ساختيم مي بايستي مدار آن ها را به گونه اي تنظيم كنيم كه كهكشان ها را گرفتار كنند و به يك تصادف ختم شوند.

دانشمندان فهميدند وقتي كه كهكشان هاي تركيب شونده داراي مقداري گاز باشد، در بسياري از حالت ها SMBH آن ها به يك مجموعه ي دوتايي تبديل خواهد شد. زماني كه جفت شدند، سياهچاله ها ممكن است اختلاف فاصله ي بين خودشان را كاهش دهند تا اين كه اين فاصله به اندازه ي عرض منظومه ي شمسي شود.

در اين جا ما حدس مي زنيم آن ها مي بايستي شروع به انتشار امواج گرانشي كنند.از زماني كه انتشار امواج شروع مي شود، اين ،انرژي را از سياه چاله ي دوتايي استخراج مي كند و سرانجام كم تر از چند تريليون سال بعد از تشكيل اين منظومه ي دوتايي هر دو سياهچاله با هم تركيب مي شوند."

از مدت ها پيش محققان ساختار SMBH ها را با استفاده از شبيه سازي برخورد كهكشان ها در ابررايانه ها بررسي كرده اند و كازانتزيدي و همكارانش اين روش را در مقياس ها فضايي بسيار بزرگ تر دنبال كردند.

با چندين استثناي كم، آخرين مطالعات در تكامل SMBH ها هيچ رلي از گازها مشاهده نشده است. شواهد نظريه اي و رصدي پيشنهاد مي كنند كه در مركز تركيب باقي مانده مقدار قابل توجهي از گاز باقي مي ماند. شبيه سازي هاي ما بينش هاي جديدي را در مورد جفت ها و تركيب SMBHها را براي ما به ارمغان آورد و بر وجود رول هايي از تركيبات گازي براي تعيين سرنوشت SMBHها تاكيد دارد.

كهكشان هاي معمولي مانند كهكشان راه شيري داراي گازهاي تاثير گذار نيستند و تركيب شدن براي تشكيل اين ساختارها بسيار مهم است. شبيه سازي هاي ما ابتدا ساختارهايي از بشقاب هايي هسته اي در كهكشان هاي تركيبي را گزارش دادند. اين طبيعي است كه فرض كنيم كه اين انبار گاز، سوخت لازم براي تغذيه ي سياهچاله هاي مركزي و قدرت هاي هسته هاي كهكشاني را تامين مي كند.

نتايج براي (LISA (Laser Interferometer Space Antenna خبرهاي خوبي است، يك رصد خانه ي بنا شده در فضا و بنا شده براي مشخص كردن امواج گرانشي با استفاده از ليزر هاي تداخل سنجي در فواصل نجومي. آشكارساز هاي LISA براي آزمايش كردن ابرسياهچاله هاي تركيب شده مانند آن هايي كه كازانتزيدي و همكارانش شبيه سازي كرده بودند بسيار ايده آل هستند. با يك سرمايه گذاري مشترك ناسا و سازمان فضايي اروپا ، پيش بيني مي شود كه LISA تا 2015 شروع به رصد كند.

مشخص كردن امواج گرانشي از ابرسياه چاله ها نه تنها موجب درك درست ما از يكي از مباني مهم فيزيك (نسبيت عام) مي شود بلكه به نوعي يك تاييد براي براي سناريوي كنوني ما در مورد ساختار و تكامل كهكشان هاي خواهد بود." كازانتزيدي گفت. "اين يكي از زيبا ترين تركيب هاي بين فيزيك و اخترفيزيك مي باشد."

شبيه سازي ها بر روي ابررايانه هاي مركز ابررايانه اي پيتزبورگ در دانشگاه زوريخ و ETH زوريخ انجام مي شود. اعداد مورد نياز براي محاسبه،اعدادي نجومي مي باشند.اين به همان دليل است كه ما به ابررايانه هايي متوسل شده ايم كه قابليت انجام مقدراي بسيار زيادي محاسبه را در يك ثانيه باشد. شبيه سازي ابررايانه ها به ما اين اجازه را مي دهد تا به طور كامل مدت زمان كيهاني را فشرده كنيم تا اين مدت زمان هاي بسيار طولاني را به چند هفته ي مجازي تبديل كنيم. اين به ما يك ديدگاه كاملي را از جهانمان مي دهد كه چه چيز به تنهايي با رصد كردن در دسترس است.

ابر رايانه ها چيزي شبيه به آزمايشگاه فيزيك را به وجود آورده اند كه قابل دسترس اخترفيزيكدانان است. "شبيه سازي هاي عددي ما با گرفتن وقت چند ماهه ي ابررايانه هاي موجود در جهان، بزرگترين محاسبات عددي در اين زمينه را به وجود آورده است."كازانتزيدي گفت.

تركيب هاي شبيه سازي شده براي كهكشان هاي هم جرم است و احتمال اين كه همين اتفاق براي كهكشان هاي غير هم جرم اتفاق بيفتد كم تر است ولي غير ممكن نيست. در واقع اين سرنوشت كهكشان خودمان يعني كهكشان راه شيري است.
كهكشان خودمان براي تصادف با كهكشان بزرگ تر همسايه اش ،آنرومدا، تقريبا 3تريليون سال نياز دارد. نتايج اين خرابي، نتايج خرابي بشقاب ها و ساختار كهكشان بيضوي خواهد بود.

حمايت روي اين كار از طرف دپارتمان انرژي ايالات متحده و ناسا و بنياد الكساندر ون هامبولت صورت مي گيرد.

در مورد نويسنده مقاله:
Dawn Levy, News Service: (650) 725-1944, dawnlevy@stanford.edu


* منبع مقاله:

http://news-service.stanford.edu/pr/2007/pr-hole-061307.html


* ترجمه و ارسال: "محمد نيك" - از اعضاي تيم علمي - تخصصي مترجمين هوپا


* ارتباط با مترجم:  اينجا را كليك كنيد


* ارتباط با تيم علمي - تخصصي مترجمين هوپا:  اينجا را كليك كنيد


* ارتباط با ويراستار تيم و تذكر اشتباهات نگارشي: admin.hupaa@gmail.com

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و سوم تیر 1387ساعت 9:52 بعد از ظهر  توسط واقفي  | 

ساخت سیاهچاله مصنوعی

ساخت سياهچاله مصنوعي
 
 
 
 
 
 
 
ساخت سياهچاله مصنوعي
یکشنبه 9 تیر 1387 / 29 ژوئن 2008 ... بیش تر ما نتایج کار با سیاه چاله ها را می دانیم: حتی اگر نور هم از نزدیکی آن گذر کند جرم بیش از اندازه ی سیاه چاله آن را به داخل خودش می کشد و دیگر آن را نخواهید دید.سیاه چاله ها زمانی به وجود می آیند که سوخت ستاره هایی نسبتا بزرگ به اتمام برسد و در خودشان فرو بریزند. ممکن است برای شما بسیار تعجب برانگیز باشد که بگوییم فیزیکدانان در انگلستان تصمیم گرفته اند یک نوع مصنوعی سیاه چاله ها را در آزمایشگاه بسازند.

[ نجوم و اخترفيزيك ]

در اصل، نظريه پرداران زماني مطالعات خودشان را بر روي سياه چاله ها متمركز كردند كه مي خواستند نظريه نسبيت عام انيشتين (كه بيان مي كرد كه چگونه جرم ناشي از اشيا از خميدگي فضا-زمان ناشي مي شود) را قبول كنند. پس از آن در سال 1974 فيزيكدان دانشكاه كمبريج، استفن هاوكينگ بر پايه كار ياكوب بكنشتينJacob Bekenstein نشان داد كه مكانيك كوانتومي را بايد با نسبيت عام پيوند دهيم.

هاوكينگ پيشنهاد داد كه لبه ي منطقه اي كه ديگر نور هم نمي تواند از آن بگذرد-افق رويداد- خودش مي بايستي ذراتي مانند نوترينو يا فوتون را منتشر كند. در مكانيك كوانتومي، اصل عدم قطعيت هايزنبرگ به ذرات اجازه مي دهد كه از مناطق خلا در هر زماني خارج شوند، اگر چه معمولا خيلي سريع بعد از آن از بين مي روند. ولي اگر دو ذره يكي در منطقه افق رويداد و ديگري بيرون از آن باشد آن گاه ذره اي كه در داخل محدوده ي افق رويداد باشد توسط سياه چاله جذب خواهد شد و ديگري كه بيرون از محدوده است مي تواند به راحتي حركت كند. براي ناظر در اين حالت سياه چاله همانند يك جسم حرارتي و اين ذرات "تابش هاوكينگ" سياه چاله خواهند بود.

اين در نظريه و تئوري خوب عمل مي كند ولي در واقعيت و عملي، تابش هاي هاوكينگ خيلي ضعيف تر از آن هستند كه بتوان بر روي تابش هاي دراي نويز پس زمينه اي كيهانيCMB كه از زمان بيگ بنگ تا به حال به جا مانده اند آن ها را مشخص كرد.سياه چاله ها بسيار سرد هستند. حتي كوچك ترين سياه چاله ها، كه با توجه به هاوكينگ مي بايست گرم ترين دما را داشته باشند باز هم 8 برابر از CMB سردتر است.

به خاطر مواجه شدن با اين مشكلات فيزيكدانان اين تصميم را گرفتند تا يك سياه چاله ي گرم تر را در آزمايشگاه ها بسازند. مشخصا جمع آوري يك مقدار بسيار بزرگ گرانش در يك جا بسيار خطرناك است و غيرممكن است كه بتوان به آن نزديك شد.سياه چاله هاي مصنوعي را مي توانيم بر پايه سيستمي شبيه به حالتي كه خميدگي فضا-زمان توسط پارامتري ديگر كه از انتقال موج متاثر مي شود، بسازيم.

"ما نمي توانيم قوانين گرانشي را در محيط خودمان عوض كنيم."اين را Ulf Leonhardt در دانشگاه سنت آنريوز University of St Andrews در انگلستان به physicsworld.com گفت. "ولي ما مي توانيم پارامتر هاي متشابه در يك سيستم منقبض شده را عوض كنيم." گروه لئونارد در سنت آندريوز اولين گروهي هستند كه مي خواهند يك سياه چاله اي مصنوعي بسازند تا تابش هاوكينگ را بتوان به وسيله ي آن مشخص كرد.

فيزيك ماهي شكل !

ايده ي استفاده از سيستم هاي مشابه اولين بار توسط ويليام آنروWilliam Unruh در دانشگاه بريتيش كلمبيا در سال1981 مطرح شد. او تصور كرد كه يك ماهي بر خلاف جهت جريان آب قصد گريز از آبشاري را دارد كه ما در اين حالت آبشار را به عنوان سياه چاله فرض كرده ايم.و در يك منطقه نزديك به آبشار جريان آب آن قدر شدت مي يابد كه ديگر ماهي قدرت گريز را نخواهد داشت مانند يك افق رويداد. آنرو همچنين تصور كرد كه چه اتفاقي خواهد افتاد اگر موج هايي از طرف دريا به طرف دهانه ي رود روانه شوند.چون جريان در بالادست رود قوي تر مي شود، امواج فقط مي توانند تا يك جاي معيني بالا بيايند(برخلاف جهت جريان آب) و بعد برگشت مي خورند(در جهت جريان آب). در اين حالت رود به يك سفيدچاله تبديل مي شود و هيچ چيز نمي تواند به آن واردشود.

در آزمايش سنت آندريوز، كه از ضريب شكست يك فيبر نوري به عنوان ميدان گرانشي استفاده شد هم سياه و هم سفيد چاله را در بر مي گيرد. در اين جا ما به اين نكته بايد توجه كنيم كه سرعت نور در حالت عادي فقط به طول موج بستگي ندارد بلكه به ضريب شكست محيط هم بستگي دارد.

گروه كار خودشان را اين گونه آغاز كردند كه با فرستادن يك پالس نوري در فيبر نوري با استفاده از نتيجه اثر كر ضريب شكست محيط را اصلاح كردند. كم تر از يك ثانيه بعد آن ها يك نور آزمايشي را مي فرستند كه داراي طول موجي بلند است تا پالس نور را بگيرد. ولي با توجه به ضريب شكست اصلاح شده ي محيط اطراف پالس نوري، نور آزمايشي ما هميشه به اندازه ي كافي دچار كاهش سرعت مي شود تا مانع پيشي گرفتن از پالس نوري بشود-بنابراين پالس مانند يك سفيدچاله مي ماند. حال اگر گروه نور آزمايشي را از طرف مخالف بفرستد آن گاه نور آزمايشي به پالس نوري مي رسد ولي نمي تواند از آن عبور كند-بنابراين پالس نوري مانند يك سياه چاله مي شود.

در حالي كه ما معتقديم كه تابش هاوكينگ توسط سياه چاله هاي گرانشي ايجاد مي شوند حداقل خواصي كه ما براي ايجاد آن در آزمايشگاهمان بدان نيازمنديم چيست؟
ريناد پارنتاني، دانشگاه پاريس-سود
Renaud Parentani, University Paris-Sud

پشت افق رويداد

لئونارد و هم گروهانش ثابت كردند كه افق رويداد سياه و سفيد چاله هايمان را مي توانيم با مشخص كردن سرعت نور آزمايشيمان كه هيچ گاه بيش تر از سرعت پالس نوري نمي شود، تعيين كنيم. مهمم تر از آن، آن ها اين را هم محاسبه كردند كه بايد ممكن باشد كه ذرات تابش هاوكينگ ايجاد شده در دو طرف افق رويداد را با فيلتر كردن نور هاي باقي مانده در دو طرف فيبر، مشخص كنيم.
مشخص كردن تابش هاوكينگ به فيزيكدانان كمك خواهد كرد تا پلي ميان شكاف موجود بين نسبيت عام و مكانيك كوانتمي ايجاد كنند، دو نظريه اي كه هنوز كامل نشده است. همچنين اين آزمايش مي تواند به فيزيكدانان كمك كند تا راز هاي موجود در طول موج فوتون هاي تابشي از افق رويداد را بررسي كنند كه تصور مي شود كه از صفر شروع شود قبل از اين كه تقريبا بينهايت فشرده شود توسط گرانش.
با اين وجود، ريناد پارنتاني معتقد است كه ممكن است در مدل هاي آينده ي سيستم هاي گروهي ممكن است ما تابش يك افق رويداد را ببينيم. تابش ممكن نيست كه تمام ويژگي هايي را كه ما از يك تابش هاوكينگي كه توسط يك سياه چاله ي اخترفيزيكي انتظار داريم داشته باشد را دارا باشد. براي مثال فيبر نوري به خاطر تجزيه ي نور و پراكندگي داراي محدوديت هايي است يعني طول موج فوتون هاي توليد شده در افق رويداد خيلي فشرده نخواهند بود. پارنتي پرسيد "در حالي كه ما معتقديم كه تابش هاوكينگ توسط سياه چاله هاي گرانشي ايجاد مي شوند حداقل خواصي كه ما براي ايجاد آن در آزمايشگاهمان بدان نيازمنديم چيست؟". "جواب حتي در تئوري هم مشخص نيست. ولي اين آزمايشات به ما جسارت اين را مي دهد تا بر روي مسئله عميق تر توجه كنيم."

جان كارترايت
Jon Cartwright خبرنگار physicsworld.com


* منبع مقاله: http://physicsworld.com/cws/article/news/33256 


** ترجمه و ارسال: "محمد نيك" - از اعضاي تيم علمي - تخصصي مترجمين هوپا


*** ارتباط با مترجم:  اينجا را كليك كنيد


**** ارتباط با تيم علمي - تخصصي مترجمين هوپا:  اينجا را كليك كنيد


** ارتباط با ويراستار تيم و تذكر اشتباهات نگارشي: admin.hupaa@gmail.com

 

 

 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه یازدهم تیر 1387ساعت 10:29 قبل از ظهر  توسط واقفي  | 

برخورد يك جرم آسماني غول پيكر در ابعاد پلوتون

 

 

 

 

گروهي از دانشمندان آمريكايي با استفاده از دو مدل محاسباتي مستقل نشان دادند كه برخورد يك جرم آسماني غول پيكر در ابعاد پلوتون منشاء ايجاد تفاوتهاي موجود ميان دو نيمكره مريخ است.

 

 

 

به گزارش خبرگزاري مهر، بيش از 30 سال است كه دانشمندان دريافته اند ميان دو نيمكره شمالي و جنوبي مريخ تفاوتهاي زيادي وجود دارد اما تاكنون علت اين تفاوتها مشخص نبود. اكنون محققان موسسه تكنولوژي كاليفرنيا و دانشگاه كاليفرنيا در سانتا كروز در دو تحقيق مستقل با كمك مدلهاي شبيه سازي رايانه اي علت اين تفاوتها را نشان دادند.

 

 

نتايج اين تحقيقات كه در مجله علمي "نيچر" منتشر شده است حاكي از آن است كه برخورد يك شهاب سنگ عظيم در ابعاد پلوتون به سطح سياره سرخ در حدود 4 ميليارد سال قبل و در زماني كه اين سياره هنوز در فاز شكل گيري بوده موجب بروز اين تفاوتها شده است.

در اين تحقيقات، دانشمندان دانشگاه كاليفرنيا با استفاده از يك مدل دوبعدي و دانشمندان موسسعه تكنولوژي كاليفرنيا با كمك يك مدل سه بعدي اما با وضوح تصوير پايين به اين نتايج دست يافتند.

"تقسيم نيمكره اي" مريخ را اولين بار كاوشگر "وايكينگ" ناسا در دهه 70 مشاهده كرد. اين كاوشگر نشان داد كه دو نيمه سياره سرخ جنبه هاي بسيار متفاوتي دارند. به طوري كه در نيمكره شمالي دشتها وسيعتر و جوانتر هستند و در نيمكره جنوبي فلاتها و حفره هاي قديمي تري وجود دارند.

در حدود 20 سال قبل كاوشگر "نقشه بردار جهاني مريخ" (Mars Global Surveyor) نشان داد كه پوسته نيمكره شمالي سنگين تر از پوسته  نيمكره جنوبي است و ناهنجاريهاي مغناطيسي حاضر در نيمكره جنوبي در نيمكره شمالي ديده نمي شود.

اين سياره شناسان در اين خصوص عنوان كرده اند: "براي اين تقسيم نيمكره اي دو توضيح اصلي پيشنهاد شده است. اولين توضيح نشان مي دهد كه چندين نوع فرايند داخلي نيمي از اين سياره را تغيير داده است و توضيح دوم پيشنهاد مي كند كه برخورد يك جرم آسماني بزرگ به يكي از نيمكره ها اين تفاوتها را ايجاد كرده است. ما با محاسبات رايانه اي نشان داديم كه احتمال دوم قابل قبول تر است."

.

برگرفته از هنر فيزيك

ارسال : محمد ميرزايي

+ نوشته شده در  شنبه هشتم تیر 1387ساعت 12:7 بعد از ظهر  توسط واقفي  | 

لباس هاي فضانوردي چه جور چیزیه بهش فکر کردی خیلی جالبه

لباس هاي فضانوردي

سس  سلام     مم

با   ما باشید  در    فیزیک کوانتوم    پرتاب به سیاره  علوم  و دانش برتر

* طرح آپولو

در ماموريت آپولو فضانوردان بر روي ماه به خوبي آن كه در فضا حركت مي كنند راه بروند، لباس هاي فضانوردي براي پياده روي هاي فضايي هم طراحي شده بودند.
لباس هاي فضانوردي ابتدايي كه در زمان پرتاب موشك پوشيده مي شدند، لباس هاي كمكي مورد نياز بودند در زماني كه فشار از بين مي رفت.
لباس هاي فضانوردي آپولو شامل اين موارد مي شدند:
* يك نايلون خنك كننده آبي به عنوان زيرپوش
* يك لباس با فشار چند لايه
* لايه دروني-نايلوني سبك وزن با سوراخ هايي بر روي آن
* لايه مياني- نايلون ورقه ورقه شده ازneoprene براي نگه داشتن فشار
* لايه بيروني- نايلوني براي نگه داري لايه هاي داراي فشار زيرين
* پنج لايه ازMylar آلومينيومي بافته شده با چهار لايه ازDacron براي حفاظت از گرما
* دو لايه از Kapton براي محافظت بيش تر از گرما
* يك لايه از تفلون ورقه شده(نسوز) براي حفاظت از خراش
* يك لايه تز تفلون سفيد(نسوز)


Photo courtesy NASA
Neil Armstrong's Apollo 11 space suit

لباس فضانوردي داراي كفش، دستكش، كلاه براي ارتباطات و كلاه پلاستيكي كاملا تميز(Helmet)است. در زمان پرتاب اكسيژن و آب خنك كننده توسط فضاپيما تهيه مي شود.
براي پياده روي فضايي فضانورد با يك جفت كفش، دستكش با سر انگشت هاي لاستيكي، يك دست فيلتر يا كلاه آفتابگردان براي محافظت از نور آفتاب و
يك كوله پشتي كه اكسيژن، دستگاه دفع دي اكسيد كربن و آب براي خنك كننده دارد، محافظت مي شود كوله پشتي لباس فضانوردي وزني معادل 82 كيلوگرم روي زمين و 14 كيلوگرم بر روي ماه دارد
لباس هاي فضانوردي ابتدايي آپولو همچنين براي پياده روي در ماموريت اسكاي لاب Sky Labاستفاده شد.
در اوايل پرواز شاتل هاي فضايي فضانوردان لباس هاي فضانوردي قهوه اي رنگي مي پوشيدند. مانند ماموريت هاي قبلي اين لباس براي اين مورد هم مورد استفاده قرار مي گرفت كه اگر فشار در كابين از بين رفت خطري متوجه فضانوردان نشود. طراحي اين لباس ها همچنين بسيار شبيه به طراحي لباس ها آپولو بود.
 

Photo courtesy NASA
Flightsuit used on early space shuttle missions




Photo courtesy NASA
Crew of space shuttle Challenger (STS51-L) just prior to launch


وقتي كه پرواز شاتل ها بيش تر جريان يافت، فضانوردان ديگر اين نوع لباس ها را در زمان پرتاب نپوشيدند. در عوض آن لباس ها، آن ها لباس هايي با رنگ آبي روشن با چكمه هايي سياه و يك كلاه ارتباطي (communications helmet) پلاستيكي سفيد مقاوم و محكم ميپوشيدند و اين تمرين تا آن حادثه چالش برانگيز ادامه يافت.

 
Photo courtesy NASA
Latest shuttle flightsuit used during liftoff and re-entry


بعد از آن حادثه ي پر انتقاد و چالش برانگيز، ناسا از تمام فضانوردان خواست در زمان پرتاب و برگشت به زمين لباس هاي داراي فشار را بپوشند. اين لباس هاي نارنجي داراي فشار مي باشند و به كلاه، كفش، دستكش، چتر نجات و محافظ جان كه قابل باد شدن است. اين لباس هاي فضانوردي براي مواقع ضروري ايجاد شده اند .. براي مواقعي كه فشار درون كابين از بين برود يا مجبور بشوند در ارتفاع بلند در زمان پرتاب يا برگشت به زمين به بيرون بپرند. ما در مورد لباس هاي فضانوردي كه اكنون استفاده مي شوند در بخش بعدي يعني واحد تغيير پذيري گردونه اي (Extravehicular Mobility Unit) كه اختصارا EMU ناميده مي شود براي پياده روي از شاتل ها و ايستگاه فضايي بين المللي استفاده مي شود.
* لباس هاي فضانوردي پيشرفتهEMU
پيش تر لباس هاي فضانوردي بيش تر از جنس هايي نرم و سبك ساخته مي شدند ،امروزه EMU ها تركيبي از سبكي و مقاومت بسيار زياد را دارند تا هم راحتي را براي فضانورد به ارمغان بياورد و هم تغيير پذيري بالا. خود لباس از 13 لايه تشكيل شده است، لايه خنك كننده ي داخلي(2لايه)، لايه ي فشار(2لايه) ، گرماي ناشي از ريز معلق هاي موجود در آسمان(8لايه)، و پوشش هاي بيروني(1لايه). مواد استفاده شده در اين لباس ها عبارتند از:
Nylon tricot
Spandex
نايلونUrethane ورقه شده
Dacron
نايلونNeoprene ورقه ورقه شده
Mylar
Gortex
Kevlar(ماده اي كه در جليقه هاي ضد گلوله استفاده مي شود.)
Nomex
تمام اين لايه ها در قالب يك لباس به هم دوخته و چسبيده مي شوند. لباس هاي اوليه فضانوردي به صورت فردي و مخصوص يك نفر ساخته مي شدند ولي EMU ها قسمت هاي مختلف با اندازه هاي مختلف را داراست كه فضانورد مي تواند با انتخاب اندازه قطعات مورد نظر خود آن ها را كنار هم بگذارد تا لباس خودش را درست كند.
قسمت هاي مختلفEMU عبارتند از:
+ قسمتي كه وظيفه ي جمع آوري ادرار فضانورد را دارد و اختصارا
Maximum Absorption Garment (MAG) ناميده مي شود.
+ خنك كننده آبي و تهويه ((Liquid Cooling and Ventilation Garment (LCVG) - كه
وظيفه ي دفع گرماي اضافي توليد شده توسط فضانورد كه در طول پياده روي فضايي توليد مي شود را بر عهده دارد.
+ قسمت اسباب وسايل الكتريكي ((EMU Electrical Harness (EEH) - وظيفه ي برقراري ارتباط براي داشتن ارتباط با واحد مربوطه و وسايلي زيستي
+ حمل كننده ي وسايل براي برقراري ارتباط ((Communications Carrier Assembly (CCA) - كه داراي ميكروفون و و گوشي(Earphone) براي برقراري ارتباط است.
+ نيم تنه ي پاييني لباسLower Torso Assembly (LTA) - كه شامل نيم تنه ي پاييني لباس شلوار، مفصل و لولاهاي مربوط به قوزك و زانوي پا، كفش ها و قسمت پاييني كمر است.
+ نيم تنه ي بالايي لباس ((Hard Upper Torso (HUT) - از پوسته ايي سخت از جنس فايبرگلاس براي محافظت از قسمت هاي نيم تنه ي بالايي يعني بازوها ، بدنه، كلاه، كوله
+ پشتي و ماژول هاي كنترل
+ دست ها
+ دستكش ها- دستكش هاي بيروني و داخلي
+ كلاه
+ كلاه آفتابگردان مانند فضانوردExtravehicular Visor Assembly (EVA)-براي محافظت فضانورد از نور آفتاب
+ كيف آب آشاميدني ((In-suit Drink Bag (IDB )- كه آب آشاميدني مورد نياز فضانورد را در طول پياده روي فضايي تامين مي كند.
+ بسته ي دوم اكسيژن ((Secondary Oxygen Pack (SOP)- كه اكسيژن مورد نياز در مواقع ضروري را تامين مي كند
+ نمايش و ماژول كنترل ((Display and Control Module (DCM) - كه وظيفه ي نمايش و كنترل براي اجراي PLSS را بر عهده دارد.
 
+ ((Maximum Absorption Garment (MAG)):
پياده روي هاي فضايي ممي تواند تا 7ساعت به طول بينجامد كه در اين مدت بدن فضانورد نياز به دفع دارد.چون براي ايجاد فشار و از بين بردن فشار هم در لباس و هم در فضاپيما به زمان زيادي نياز است، فضانوردان نمي توانند به فضاپيما ها بروند و مشكل خود را برطرف كنند به خاطر همين يك نوع جمع كننده ادرار در لباس تعبيه شده است و زماني كه پياده روي فضايي تمام شد فضانورد از دست آن راحت مي شود!
+ خنك كننده ي آبي و تهويه ((Liquid Cooling and Ventilation Garment (LCVG )

LCVG يك دست از Nylon tricot و Spandex به عنوان يك زيرپوش بلند كه با يك لايه نازك از لوله هاي پلاستيك پوشيده مي شود. آب سرد از طريق اين لوله ها به حركت در مي آيد تا گرماي اضافي توليد شده توسط فضانورد را از بين ببرد. آب از طريق كوله پشتي فضانورد از طريق يك لوله ي مركزي وارد مي شود.


Photo courtesy NASA
Astronaut in LCVG preparing for a spacewalk

+ قسمت اسباب الكتريكي ((EMU Electrical Harness (EEH):
اين قسمت از يك دست سيم هاي ارتباطي و وسايل زيستي كه توسط فضانورد حمل مي شود تشكيل شده است.اين قسمت ارتباط با راديو و وسايل زيستي در كوله پشتي را برقرار مي كند.اين قسمت همچنين اجازه ايجاد برقراري ارتباط و همچنين نمايش علام حياتي را مي دهد(مانند ميزان تنفس،ضربان قلب، درجه حرارت و....)
+ حمل كننده ي وسايل برقراري ارتباطCommunications Carrier Assembly (CCA):

CCA يك كلاه است كه فضانورد مي پوشد. اين كلاه ميكروفون و سخنگو (Speaker) براي استفاده از راديو را دارا مي باشد. اين كلاه همچنين به هنزفري هاي راديويي اجازه برقراري ارتباط را مي دهد.
+ نيم تنه ي پاييني (Lower Torso Assembly (LTA ):

LTA يك قسمت از EMU است كه شامل شلوار، لولاها و مفصل هاي مربوط به قوزك پا و سرزانو ها ، كفش ها و نيمه ي پاييني كمر مي باشد.اين قسمت توسط يك حلقه فلزي با قسمت نيم تنه ي بالايي جفت مي شود.LTAيك كمر بند دارد كه با بستن آن از باد شدن لباس در فضا جلو گيري مي كند.
+ نيم تنه ي بالاييHard Upper Torso (HUT):
HUTيك پوسته ي سفت از فايبرگلاس است كه به شكل جليقه درست شده است. HUT ازبازوها،بدنه ي پاييني، كلاه ، كوله پشتي فضانوردو ماژول هاي كنترل حمايت مي كند.اين همچنين مي توانند يك قطعه كوچك حامل را هم نگه دارد. تمام تكه با يك اتصال سريع به HUT تبديل مي شوند.
+ بازوها:

قسمت بازوها،شانه ها، قسمت بالايي دست و لولاهاي آرنج تا فضانورد بتواند دستش را در جهت هاي گوناگون حركت دهد.قسمت دست EMU در اندازه اي مختلفي وجود دارد تا فضانورد بتواند اندازه ي مورد نظر خود را پيدا كند و بپوشد.قسمت دست ها هم بهHUTوصل مي شود با يك اتصال سريع.
+ دستكش ها:

همانند دست ها دستكش ها هم داراي وسيله هايي براي حركت دادن بند هاي انگشت هستند.آن ها با يك اتصال كوچك به دست ها متصل مي شوند. سرانگشت دستكش ها داراي پوششي پلاستيكي است براي اين كه فضانورد بتواند به راحتي اجسم را در دست خود بگيرد. فضانورد همچنين يك دستكش دروني براي راحتي بيش تر در زير دستكش خارجي مي پوشند. دستكش خارجي هم چنين داراي يك كمربند است تا وسايل را در كنار هم قرار دهد.

+ كلاه Helmet :

كلاه ازموادي تميز، مقاوم و پلاستيكي پلي كربني ساخته شده است و به HUT با يك اتصال كوچك متصل مي شود. در پشت كلاه عرق جمع مي شود چون كلاه بيش تر ثابت مي ماند تا اين كه همراه سر فضانورد حركت كند.Helmet داراي يك منفذ است تا دي اكسيد كربن در زماني كه به اكسيژن كمكي نياز باشد از آن خارج شود. در كلاه اكسيژن از پشت سر و جلوي دهان فضانورد سرازير مي شود.در داخل كلاه براي جلوگيري از تجمع بخار آب يك ضد بخار بر روي آن تعبيه شده است تا ديد فضانورد را خراب نكند.
+ كلاه آفتابگردان مانند فضانورد ((Extravehicular Visor Assembly (EVA)
EVAبالاي كلاه (Helmet) نصب مي شود و داراي قسمت هاي زير است:
*يك فيلتر فلزي-طلا- براي فيلتر كردن نور خورشيد
*يك پوشش محكم و مقاوم براي محافظت از برخورد و حرارت
*چشم بند هايي تنظيم شدني براي برگشت دادن نور خورشيد
*چهار لامپ
*يك دوربين تلويزيوني
+ كيف آب آشاميدنيIn-suit Drink Bag (IDB)

فضانوردان تا 7 ساعت و يا شايد بيش تر در فضا مي مانند و به آب نيازمند مي شوند.بنابراين IDBقرار داده شده است كه در يك كيسه ي پلاستيكي در درون HUTسوار شده است.IDB مي تواند 1.9 ليتر آب را كه داراي يك لوله، يك ني است و در مقابل دهان فضانورد تعبيه شده است را نگه دارد.
در درون كلاه همچنين يك قسمت كه داراي ميوه و غلات است قرار دارد تا در صورت اين كه فضانورد احساس گرسنگي كند بتواند آن را ميل كند. قسمت انبار غذا طوري طراحي شده است تا فضانورد بتواند يك گاز بزند و باقي مانده را به بالا بكشد و همچنين اگر از غذاي موجود استفاده شود مي بايست براي جلوگيري از به پرواز در آمدن خرده غذاها آن را تا آخر خورد ولي فضانوردان ترجيح مي دهند قبل از پياده رويي فضايي غذا بخورند تا اين كه در درون لباس فضانوردي اين كار رابكنند.
+ سيستم حياتي اوليهPrimary Life-Support Subsystem (PLSS):
PLSS كوله پشتي است كه توسط فضانورد پوشيده مي شود. اين مخزن اكسيژن(0.54 كيلو گرم در فشار 518 اتمسفري مخزن)،فيلتر هاي كربن دي اكسيد، آب خنك كننده(4.6 كيلوگرم) راديو، منبع الكتريكي، فن هاي تهويه و سيستم هشدار دهنده را شامل مي شود. اكسيژن از بالاي سر فضانورد به داخل لباس فضانوردي شارش پيدا مي كندو از پاها و آرنج خارج مي شود.يك بار درون PLSS هوا از يك منفذ از زغال چوب عبور مي كند تا بوهاي آن را بگيرد و بعد از محفظه پاك كننده كربن دي اكسيد عبور مي كند.گاز ازيك فن عبور مي كند وبعد به يك تصعيد كننده براي از بين بردن بخارهاي آب موجود و برگرداندن آن ها به محفظه خنك كننده ي آبي. گاز در دماي12.8 سانتي گراد نگهداري مي شود. فضانورد مي تواند دما، فشار، و شارش گاز را از طريق كترل هاي روي DCM تنظيم كنند. PLSS مي تواند تا 7 ساعت اكسيژن مورد نياز را تامين و كربن دي اكسيد را دفع نمايد.
باتري هايEMU از 11 سلول از جنس روي تشكيل شده است كه به صورت سري به هم متصل شده اند.باتري حدود 27آمپر ساعت جريان الكتريكي را توليد كند كه مي توانذ در شاتل دوباره شارژ شود.

+ بسته ي اكسيژن دومينSecondary Oxygen Pack (SOP):

SOP اكسيژن ضروري را تامين مي كند كه در كوله پشتي فضانورد در زيرPLSS تعبيه شده است. اين داراي 2 مخزن اكسيژن است كه روي هم رفته داراي 1.2 كيلوگرم اكسيژن در فشار408 اتمسفري مخزن است.اين اكسيژن براي 30 دقيقه كافي است كه اين مدت زمان براي برگشت فضانوردان به فضاپيما كافي است.اين مخزن اكسيژن به صورت خود كار شروع به كار مي كند زماني كه فشار اكسيژن در داخل لباس به 0.23 اتمسفر افت كند.
+ نمايش و ماژول كنترل
+ Display and Control Module (DCM )

DCM يك واحد است كه بر روي سينه سوار مي شود. اين شامل تمام سوئيچ ها، موقعيت نما ها، دريچه ها و نمايشگر LCD براي اجراي DCM. PLSSرا مي توان برخي مواقع مي توان به كمك آينه اي كه بر روي آستين فضانورد تعبيه شده است ديد.

علاوه بر اين موارد EMU داراي موارد زير هم هست:
* لوله هاي خنك كننده و سرويس دهندهServicing and Cooling Umbilical (SCU) -ارتباطات به اكسيژن، منبع تغذيه، مخابرات،و خط هاي آبي
Airlock Adapter Plate (AAP)- زماني كه فضانورد در حال پوشيدن لباس است قطعات ديگر را نگه مي دارد.
* نور و دوربين كلاه- نور و دوربين هاي اضافي را براي كنترل نمايش زمين
* آينه هاي سوار شده بر روي آستين-به فضانورد براي مشاهده موقعيت نما ها بر روي DCM كمك مي كند
* چك ليست تعبيه شده بر روي آستين- روش هاي پياده روي فضايي را براي آنان يادآوري مي كند.

+ لوله هاي سرويس دهنده و خنك كننده ((Servicing and Cooling Umbilical (SCU):

SCU يك لوله ي اصلي است كه شامل لوله هاي ديگر براي خنك سازي آبي، سيم هاي الكتريكي براي منبع تغذيه و لوله ها براي اكسيژن. SCU استفاده مي شود براي تهيه آب ، منبع تغذيه و اكسيژن برايEMU زماني كه فضانورد در حال آماده شدن براي پياده روي فضايي است.اين به اين امر كمك مي كند كه تا قبل از اين كه فضانورد هنوز كاملا از فضاپيما خارج نشده است امكانات از بين رفتني EMU نگه داشته بشوند.

+ ((Airlock Adapter Plate (AAP  )
AAP يك قالب است در اتاق تنظيم فشار بر روي ديوار آن تعبيه شده است كه به فضانورد كمك مي كند تا در زماني كه در حال پوشيدن لباس است ديگر قطعات EMU را نگه بدارد.
نور و دوربين كلاه
اين قطعات بر روي EVAسوار شده اند و بالاي كلاه جفت مي شود. آن ها به فضانورد و كنترلر ها زميني كمك مي كند تا قسمت هاي تاريك را هم به خوبي ببينند.
آينه هاي و چك ليست هاي تعبيه شده بر روي آستين
اين قطعات بر روي آستين هاي EVA تعبيه شده است. آينه ها به فضانورد كمك مي كند تا نمايش هايDCMو چيز هاي پشت سرش را ببيند. چك ليست هم به فضانورد قواعد و دستورات لازم را براي 7 ساعت پياده روي يادآوري مي كند.
* پوشيدن يك لباس فضانوردي
براي آماده سازي براي فضانوردي فضانوردان بايد موارد زير را انجام دهند:
1- فشار درون شاتل را به 0.7 اتمسفر كاهش دهند و اكسيژن را افزايش
2- اكسيژن خالص را براي 30 دقيقه تنفس كنند تا نيتروژن از خون و بافت ها بيرون برود
3- MAG را بپوشند
4- به اتاق تنظيم فشار وارد شوند
5- LCVG را بپوشند
6- EEHرا به HUTوصل كنند
7- DCM را به HUT وصل كنند(PLSSقبلا به HUT وصل شده است)
8- دست ها را به HUT متصل كنند
9- كلاه را با تركيبات ضد بخار گرفتگي بمالند
10- آينه . چك ليست را بر روي آستين فضانورد قرار دهند
11- انبار غذا و IDB را درون HUT قرار دهند
12- نور و دوربين هاي تلويزيوني رويEVA را امتحان كند
13- EVA را روي كلاه(Helmet) قرار دهند
14- CCA را به EEH وصل كنند
15- درون LTA قدم بگذارند و آن را تا بالاي كمرشان بالا بكشند
16- SCU را به DCM و شاتل وصل كنند
17- به داخل نيم تنه ي بالايي لباس بروند
18- لوله هاي خننك كننده LVCG را به PLSS وصل كنند
19- اتصالات الكتريكيEEH را به PLSS وصل كنند
20- LTA را به HUT قفل كنند
21-CCA  و چشم بند ها را بپوشند(اگر فضانورد آن ها را بپوشد)
22- دستكش ها راحتي را بپوشند
23- كلاه(Helmet) و EVA را قفل كنند
24- دستكش هاي بيروني را قفل كنند
25- بررسيEMU براي اطمينان از نبودن هرگونه سوراخ با افزايش فشار به0.2 اتمسفر بالاي فشار اتاق تنظيم فشار
نبودن هرگونه سوراخ بدين معناست كه اتاق تنظيم فشار خالي از فشار است.
اكنون مي بايستي اين مراحل هم طي شوند:
1- EMU به صورت خودكار به فشار اجرايي كاهش پيدا مي كند.
2- لباس ها به اتاق تنظيم فشار بسته مي شوند
3- در بيروني اتاق تنظيم فشار باز مي شود
4- SCU از EMU جدا مي شود
5- فضانوردان اكنون به خارج از اتاق تنظيم فشار قدم مي گذرند و به قسمت دهنه ي فضاپيما مي روند و پياده روي فضايي شروع مي شود. در اين لحظه EMU براي خودش يك فضاپيما مي شود جدا از شاتل يا ايستگاه فضايي. به اين دليل است كه هر اي ام يو 12ميليون دلار قيمت دارد. بعد از پياده رويي فضايي تمام اين مراحل برعكس انجام مي شود تا فضانورد به فضاپيما برگردد.

وقتي كه فضانوردان روي ماه كار مي كنند، فضانوردان آپولو سختي زيادي را در حركت دادن خودشان در لباس داشتند. لباس هاي آپولو به خوبي EMU امروزي نبودند وEMU وزني معادل دو برابر لباس هاي آپولو دارند و اين هيچ مشكلي را به وجود نمي آورد چون EMU ها براي كار در شرايط گرانش كم طراحي شده اند. در آينده براي ماموريت مريخ ناسا نوعي لباس بسيار مستحكم تر، راحت ترو كم وزن تر را طراحي مي كند كه هم چينين كار با آن بسيار راحت تر از كار با لباس هاي كنوني است.


Photo courtesy NASA
AX-5 hard suit concept developed for future space missions

× قسمت اول مقاله: http://hupaa.com/page.php?id=3598

* منبع مقاله (ادامه):  http://science.howstuffworks.com/space-suit3.htm
** ترجمه و ارسال: "محمد نيك" - از اعضاي تيم علمي - تخصصي مترجمين هوپا
*** ارتباط با مترجم:  اينجا را كليك كنيد
**** ارتباط با تيم علمي - تخصصي مترجمين هوپا:  اينجا را كليك كنيد
** ارتباط با ويراستار تيم و تذكر اشتباهات نگارشي: admin.hupaa@gmail.com
+ نوشته شده در  چهارشنبه پنجم تیر 1387ساعت 10:54 بعد از ظهر  توسط واقفي  | 

هوش فرازميني و موسيقي آسماني در فیزیک کوانتوم

 

سلام

 

 

هوش فرازميني و موسيقي آسماني در فیزیک کوانتوم

 

 

 

 

 

پيشنهاد استفاده از موسيقي براي ارتباط با هوش هاي فرا زميني تاريخي دراز دارد. از قرن 17 ميلادي نوع ادبي سفرهاي خيالي اروپايي مفهومي نو براي كشف گونه ي مختلفي از پيشنهادات براي طرح هاي جهاني زبان فراهم نمود.

 

به عنوان مثال، كشيش انگليسي فرانسيس گادوين سفري را به ماه توصيف كرد كه در آن ماجراجويي زميني با ساكنين بيگانه و عجيب ماه رويا رو ميشود. اين ماجراجوي زميني به وسيله ي زبان موسيقي با ساكنين ماه ارتباط برقرار كرده بود در عين حالي كه الهام اين زبان صوتي زميني بود. (براساس زبان چيني كه به وسيله ي فرستادگان يسوعي تازه بازگشته به اروپا توصيف شد.)

در موضوع گادوين؛ زبان قمري، سيستم موسيقي بود كه تنها حروف الفبا را به

نت هاي موسيقي خاصي ترجمه ميكرد. با اين حال در سه قرن بعدي، اين زبان پيشنهادات زبان جهاني را به طور صحيحتري مورد بررسي قرار داد.

اما آيا به راستي موسيقي براي موجودات هوشمندي كه به صورت غير وابسته با ديگر موجودات سيارات ديگر ارتباط برقرار ميكنند قابل فهم خواهد بود؟ آيا يافته هاي شنيداري و رياضياتي موسيقي زميني آنقدر در سطح جهاني پيشرفته هستند كه مبنايي براي ارتباطات ميان ستاره اي قرار گيرند؟

منجم؛ سباستين ون هوارنر مبحثي را مطرح كرد كه با توجه به جامعيت ممكن حداقل برخي از جنبه هاي موسيقي بود. او پيشنهاد كرد كه اگر هوش فرازميني واقعا موسيقي را گسترش داده باشد، ممكن است ساختار اين موسيقي ويژگي هاي خاصي را در اختيار موسيقي زميني قرار دهد.

تحليل او از عدد نت ها در مقياسهاي موسيقيايي علاقه مندي مخصوص اوست. او پيشنهاد داد كه اين واقعيت كه يك پيانو 12 كليد سفيد و سياه در يك اكتيو دارد كاملا دلخواهانه نيست. به جاي آن استفاده از يك مقياس 12 صدايي در موسيقي غربي بر اساس موسيقي چند صدايي است. (موسيقي كه در يك زمان بيش از يك نت با هم نواخته ميشوند.) با تحليل اين منجم فقط مقدار كمي از امكان هايي وجود دارد كه موسيقي چند صدايي را كاربردي ميكند.

مخصوصا، موسيقي چند صدايي بايد با دو خواسته ي رقيب  هم رو يا رو باشد، رويارويي كه هميشه نيازمند يك سازش است.

اولين خواسته اينست كه يك اكتيو بايد به قسمت هاي برابري قابل قسمت باشد تا اجازه ي زير و بم صدا را از يك كليد به كليد ديگر بدهد.

دومين خواسته اينست كه صداهايي كه همسان اين بخش هاي برابر هستند بايد از فركانسهايي باشند كه داراي نسبت هاي رياضياتي مخصوصي نسبت به ديگر بخشها هستند. با اين حال هر گونه تلاشي براي رسيدن به اين دو وضعيت نيازمند كمي سازش ميباشد.

وقفه هاي برابر باعث توليد دقيق صوت هاي هارمونيك نميشوند. از اينرو هر صدا بايد مضمون مطابقتهاي نسبتا نزديكي را برساند كه فقط هارموني هاي ممكن كمي را مورد استفاده قرار ميدهند.

براي مثال موسيقي كلاسيك غربي، يك مقياس 12 صدايي را مورد استفاده قرار ميدهد كه تنها مجاز به 5 هارمونيك ميباشد.

اما، بر اساس آنچه كه هوارنر گفته است، يك مقياس 12 صدايي سازشهاي خوب را براي موسيقي چند آوايي از بين نميبرد. ممكن است كسي يك مقياس 31 اوا يا 5 اوا را استفاده كند. انتخابي كه بين اين مقياس ها صورت ميگيرد، ممكن است سرنخي در مورد كار كرد حساس هوش فرازميني در استفاده از اين مقياس ها به دست ما بدهد.

اين موجودات هوشمند فضايي كه با تحليلهاي شنيداري حساستري از انسان هاي زميني  به فعاليت ميپردازند ممكن است از قسمت هاي بهتري از مقياس 31 اوا برخوردار باشند و آنها را مورد استفاده قرار بدهند.

در مقايسه با ما، موجودات فوق زميني با سيستم هاي شنيداري كمترحساس محتملا بيشتر فقط از يك سيستم 5 اوا استفاده ميكنند.

در حالي كه انتخاب بين مقياس هاي موسيقيايي ممكن است با علم زيست شناسي مورد توجه قرار نگيرد ( انتخاب بين مقياس هاي 5 اوا، 12 آوا، 31 آوا همانطور كه بين فرهنگهاي انساني پيشنهاد شده است) اما گاهي اوقات وسيله هاي حساس ممكن است محدوده ي مقياس هاي موسيقيايي مختلف را مختصر كنند.

اين برازنده به نظر ميرسد اگر تصور سفرهاي خيالي قرون گذشته كه براي ما سر نخهايي از پيام هاي واقعي را به ارمغان ميآورد روزي به واقعيت بپيوندد. پيام هايي كه ممكن است روزي از فرازميني ها دريافت كنيم.

فرازمينيها همان موجوداتي كه حتي عجيب تر و بيگانه تر از آن چيزي هستند كه نويسندگان خلاق علمي – تخيلي امروزي تصورش را ميكنند.

 

 


^ نويسنده ي مقاله: Douglas Vackon


 

* منبع مقاله:  http://www.seti.org/news/features/celestial-music.php

* منبع عكس مقاله: http://www.flickr.com


 

** ترجمه و ارسال:

 

 از اعضاي تيم علمي - تخصصي مترجمين هوپا


*** ارتباط با تيم علمي - تخصصي مترجمين هوپا:  اينجا را كليك كنيد

+ نوشته شده در  چهارشنبه پنجم تیر 1387ساعت 10:48 بعد از ظهر  توسط واقفي  | 

تئوري انيشتين درباره سياه چاله باز هم تاييد شد !

يك پژوهش جديد به سرپرستي دانشمندان هلندي با تاييد بر تئوري انيشتين درباره سياه چاله‌ها نشان داد كه بزرگترين سياه‌چاله‌هاي كائنات نيز ممكن است با همان روش مشابه كوچكترين سياه چاله‌ها تغذيه شوند.

در اين پژوهش كه به سرپرستي سرا ماركوف از موسسه اخترشناسي دانشگاه آمستردام انجام شده از اطلاعات به دست آمده از رصدخانه پرتو ايكس چاندرا سازمان فضايي آمريكا (ناسا) و نيز تلسكوپ‌هاي زميني استفاده شده است.

نتيجه مطالعات حاصل از برنامه رصد گسترده‌اي از كهكشان مارپيچي M81 است كه حدود 12 ميليون سال نوري از زمين فاصله دارد.

در مركز M81 سياه چاله‌اي وجود دارد كه حدود 70 ميليون بار عظيم‌تر از خورشيد است و همزمان با كشيدن گازها به نقطه مركزي داخل كهكشان با سرعت شديد توليد انرژي و اشعه مي‌كند.

به گفته ماركوف، اين مشاهده تاييدي از تئوري انيشتين است؛ مبني بر اين كه سياه چاله‌ها اجرام ساده‌اي هستند كه فقط بزرگي و چرخش آنها تعيين كننده تاثيرشان روي زمان فضايي است.

ماركوف ادامه مي‌دهد: اين امر تاييد مي‌كند كه الگوهاي تغذيه شدن براي سياه چاله‌هايي با اندازه‌هاي مختلف مي‌توانند بسيار مشابه باشند.

ما پيش از اين نيز اين امر را تصور مي كرديم،‌ اما تاكنون نتوانسته بوديم تصوراتمان را قطعي كنيم.

نتايج تحقيقات كه در دانشگاه بريستول انجام شده در مجله اخترفيزيك منتشر مي‌شود.

 منبع خبر : ايسنا

+ نوشته شده در  چهارشنبه پنجم تیر 1387ساعت 10:45 بعد از ظهر  توسط واقفي  |