تبليغاتX
.::..ΞΞΞفیزیک کوانتومΞΞΞ.::.™

.::..ΞΞΞفیزیک کوانتومΞΞΞ.::.™

خدا جهان را آفريد , با قوانين ثابت كه هيچ گاه قابل تغيير نيستند.(سیاه چاله)

فقط انـــــــــــــــــــــــــــــــــــــیشتــــــــــــــــــــــــــین

آلبرت اینشتین (به آلمانی: Albert Einstein) زاده ۱۴ مارس ۱۸۷۹ در اولم، ورتمبرگ و درگذشته در ۱۸ آوریل، ۱۹۵۵ در پرینستون، نیوجرزی، فیزیک‌دان نظری بود. وی طراح نظریات خاص و عمومی نسبیت بود. علاوه بر این، او دربسط تئوری کوانتوم و مکانیک آماری سهم عمده‌ای داشت. این در حالیست که انیشتین بیش از همه به خاطر نظریه نسبیت شهرت دارد. (بویژه در هم‌ارزی جرم و انرژی، E=mc۲) وی به خاطر توضیح تأثیرات فوتوالکتریک در سال ۱۹۰۵سال باشکوه یا «سال معجزه آسا») و «به خاطر خدماتش به فیزیک»، جایزه نوبل در فیزیک سال ۱۹۲۱را دریافت کرد. انیشتین به دلیل تأثیرات چشمگیرش، به عنوان یکی از بزرگ‌ترین فیزیکدانانی شناخته می‌شود که به این جهان پا گذاشته‌اند. [۱] [۲] در فرهنگ عامه، نام انیشتن به مترادف هوش بزرگ و نابغه تبدیل شده‌است.

انیشتین در ۱۴ مارس ۱۸۷۹ در ساعت ۱۱:۳۰ صبح به وقت محلی در یک خانواده یهودی در شهر اولم در ورتمبرگ آلمان، واقع در ۱۰۰ کیلومتری اشتوتگارت بدنیا آمد. پدرش هرمان انیشتین یک فروشنده بود که بعدها یک کارخانه الکتروشیمیایی را تأسیس کرد و مادرش پولین نی کوچ نام داشت. آنها در کنیسه اشتوتگارت-باد با یکدیگر ازدواج کردند.

در زمان تولد، مادر آلبرت به خاطر اینکه سر او بسیار بزرگ بود و حالتی عجیب داشت بسیار نگران بود. هرچند که با رشد او، کم کم بزرگی سرش کمتر به چشم می‌آمد، اما از عکس‌های او معلوم است که کله‌اش نسبت به بدنش بزرگ‌تر بوده است؛ به این ویژگی در افرادی که سرهای بزرگی دارند «سربزرگی خوش‌خیم» گفته می‌شود که هیچ ارتباطی با بیماری یا مشکلات ادراکی ندارد.

یکی دیگر از مشهورترین جنبه‌های کودکی انیشتین این است که او خیلی دیرتر از بچه‌های معمولی صحبت کردن را آغاز کرد. طبق ادعای خود انیشتین، او تا سن سه سالگی حرف زدن را آغاز نکرده بود و بعد از آن هم حتی تا سنین بالاتر از نه سالگی به سختی صحبت می‌کرد. به دلیل پیشرفت کند کلامی انیشتین، و گرایش او به بی‌توجهی به هر موضوعی که در مدرسه برایش خسته کننده بود و در مقابل توجه صرف او به مواردی که برایش جالب بودند باعث شده بود که برخی همچون خدمه منزل انیشتین او را کند ذهن بدانند. البته در زندگی انیشتین، این اولین و آخرین باری نبود که چنین انگ‌ها و نظرات آسیب شناسانه‌ای به او نسبت داده می‌شد.

اعضای خانواده آلبرت، همگی یهودیهایی لاقید بودند و از همین رو، او در یک مدرسه ابتدایی کاتولیک درس می‌خواند. او با اصرار مادرش آموزش ویولون می‌دید. اگرچه او از همان ابتدای کار مشق ویولون را دوست نداشت و در نهایت نیز آنرا کنار گذاشت، اما بعدها آرامش عمیق خود را در سوناتای ویلون موتسارت بدست می‌آورد.

وقتی انیشتین پنج ساله بود، پدرش به او یک قطب‌نمای جیبی نشان داد و انیشتین پی برد که در فضای خالی چیزی بر روی سوزن تأثیر می‌گذارد؛ او بعدها این اتفاق را یکی از تحول‌آمیزترین اتفاقات زندگی‌اش توصیف کرد.

در سال ۱۸۸۹، دانشجویی به نام مکس تالمود (بعدها به نام تالمی)، که به مدت شش سال پنجشنبه شب‌ها به منزل خانواده انیشتین می‌آمد، [۳]، انیشتین را با مهم‌ترین متون علمی و فلسفی آشنا کرد، که از جمله آنها می‌توان به «نقد خرد ناب» از کانت اشاره کرد. همچنین در اواخر دوران کودکی و اوایل دوران بزرگسالی، دو عموی او با توصیه و تهیه کتاب‌هایی در زمینه علم، ریاضی و فلسفه، به رشد فکری او کمک می‌کردند.

در سال ۱۸۹۴، در پی ناموفق ماندن کسب‌وکار هرمان انیشتین در صنعت الکتروشیمی، خانواده انیشتین از مونیخ به پیوا- شهری در ایتالیا در نزدیکی میلان- مهاجرت کردند. انیشتین اولین فعالیت علمی خود را با عنوان «بررسی وضعیت اتر در زمینه‌های مربوط به مغناطیس»، در همان زمان برای یکی از عموهایش می‌نوشت. آلبرت برای تمام کردن درسهایش، در مدرسه شبانه روزی مونیخ ماند و پس از آنکه تنها توانست یک ترم را تمام کند در بهار سال ۱۸۹۵ دبیرستان را رها کرده و برای پیوستن به خانواده‌اش رهسپار پریوا شد. یک سال و نیم پیش از امتحانات نهایی، او بدون اطلاع والدینش و با متقاعد کردن مسئولین مدرسه به اینکه بواسطه یک گواهی پزشکی به او اجازه مرخصی بدهند مدرسه را ترک کرد اما این بدان معنا بود که انیشتین هیچگونه گواهی در تحصیلات متوسطه کسب نکرد. [۴] در همان سال یعنی در سن ۱۶ سالگی، او آزمایش ذهنی را که به «آیینه آلبرت انیشتین» شهرت دارد انجام داد. اوپس از خیره شدن به آیینه، آزمایش کرد که اگر با سرعت نور حرکت کند چه اتفاقی برای تصویرش خواهد افتاد؛ نتیجه‌گیری او مبنی بر اینکه سرعت نور مستقل از بیننده‌اش است، بعدها به یکی از دو فرضیه نسبیت خاص تبدیل شد.

در آزمون ورودی موسسه فدرال پلی تکنیک زوریخ-که امروزه به ETH زوریخ شهرت دارد- اگرچه امتیاز آلبرت در بخش ریاضی و علوم عالی شد، اما امتیاز پایین او در بخش ادبیات مانع از قبولی وی شد؛ پس از آن خانواده‌اش او را به آرائو در سوییس فرستادند تا تحصیلاتش را در آنجا به اتمام برساند؛ پس از آن دیگر معلوم بود که آلبرت آنگونه که پدرش می‌خواست مهندس الکترونیک نخواهد شد. او در آنجا به مطالعه تئوری الکترومغناطیس که بسیار کم به آن پرداخته شده، مشغول شد و در سال ۱۸۹۶ دیپلم خود را دریافت کرد. در این مدت او در منزل خانواده پروفسور یاست وینتلر اقامت کرد و در آنجا به عنوان اولین تجربه عاشقانه، به ماری دختر این خانواده علاقمند شد. مایا، خواهر انیشتین که نزدیکترین همراز او بود بعدها با پسر همان خانواده یعنی پل ازدواج کرد و و دوست او نیز یعنی مایکل بسو با دختر دیگر همان خانواده یعنی آنا وصلت کرد. [۵] پس از آن انیشتین در ماه اکتبر در موسسه فدرال پلی تکنیک ثبت نام کرد و به زوریخ رفت؛ در همین حال ماری نیز برای تدریس به اولسبرگ در سوییس رفت. او در همان سال شهروندی خود در ورتمبرگ را لغو کرد.

در بهار سال ۱۸۹۶، میلوا ماریخ صربستانی که ابتدا در دانشگاه زوریخ در رشته پزشکی اغاز به تحصیل کرده بود، پس از یک ترم به موسسه فدرال پلی تکنیک آمد تا در آنجا به عنوان تنها زن در آن سال، در رشته‌ای که انیشتین درس می‌خواند تحصیلات خود را ادامه دهد. در طی سالهای بعد رابطه ماریخ با انیشتین به یک رابطه عاشقانه تبدیل شد، هرچند که مادر انیشتین به خاطر غیر یهودی بودن، سن بالا و نقص جسمانی ماریخ، به شدت با رابطه آنها مخالف بود. [۶]

کار و مدرک دکترا

پس از فارغ‌التحصیل شدن از دانشگاه، اینشتین نتوانست شغلی در رابطه با تدریس پیدا کند. پدر یکی از هم‌کلاسی‌هایش به او کمک کرد تا در یکی از دفاتر ثبت اختراع[1] در سوئیس در سال ۱۹۰۲ استخدام شود.


 سال‌های آخر

وی در خلال جنگ ‌جهانی دوم به آمریکا مهاجرت کرد تا در پروژه‌ای که این کشور به منظور تحقیقات برای ساخت بمب اتمی راه‌اندازی کرده بود شرکت کند. پس از پایان جنگ و تأسیس اسرائیل به آن کشور مهاجرت کرد و به عنوان عضو هیئت علمی و استاد در دانشگاه عبری اورشلیم به تدرس پرداخت. سرانجام دوباره به آمریکا بازگشت و در شهر پرینستون ساکن شد و در روز هجدهم آوریل ۱۹۵۵ در همان‌جا در گذشت.


ویژگی‌های شخصی

ویژگی‌های او

اینشتین در نوازندگی ویلون مهارت داشت.[۷] وی از کودکی تلاش داشت تا برای شمار بیشتری از همگونه‌های خود و به‌ویژه کسانی که در دور و بر او می‌زیسته‌اند سودمند باشد. ویژگی دوم او ذوق هنریش بود که انیشتین را وامیداشت که نه تنها اندیشه کلی مومی خود را به شیوه‌ای روشن و منطقی سازمان دهد بلکه روش سازمان‌دهی و بهینه‌سازی‌ آنها نیز به شیوه‌ای باشد که هم خود او و هم مستمعان، از دید جهان‌شناسی لذت برند. هدف اینشتین این بود که فضای مطلق را از فیزیک براندازد، نظریه نسبیت ۱۹۰۵ که در آن اینشتین فقط به حرکت راستخط یکسان پرداخته بود اینشتین با کمک از اصل تعادل پدیده‌های جدیدی را در گفتگوی نور پیش بینی کند که قابل مشاهده بوده‌اند و می‌توانست درستی نظریه نوین او را از دید تجربی تایید کرد.[نیازمند منبع]

 دیدگاه‌های مذهبی

اینشتین شدیداً به خدا باور داشته‌است.[۸] اینستین دربارهٔ دیدگاهش به وجود خدا گفته‌است[۹]:

   
آلبرت اینشتین
برخی مردم مدعی می‌شوند كه خدایی وجود ندارد. اما آنچه مرا خشمگین می‌كند این است كه آنها برای توجیه دیدگاه‌شان از من نیز نام می‌برند.
   
آلبرت اینشتین


ایساكسون در کتابش می‌نویسد[۱۰]:

   
آلبرت اینشتین
بخش مهم زندگی اینشتین در ۵۰ سالگی اوست؛ زمانی‌كه به خداشناسی مبتنی بر «تجلی روح در قوانین جهان» روی می‌آورد و خدایی را می‌شناسد كه خود را در وحدت میان تمامی موجودات نشان می‌دهد. اینشتین در كشفیات خود در فیزیك و دیگر علوم به این باور رسید كه بدون شك قدرتی ماورای تمام موجودات و قوانین حاكم بر جهان وجود دارد.
   
آلبرت اینشتین


[ویرایش] دیدگاه‌های سیاسی

او در طول زندگی ۳ بار ملیتش را تغییر داد و به هیچ وجه فرد ناسیونالیستی نبود. اگرچه او از به وجود آمدن اسرائیل به شکل آنروزی آن، حمایت کرد ولی رهبری کشور را هرگز به دست نگرفت.[۱۱]

 

 

 

                      آلبرت انیشتین در چهاردهم مارس 1879 در شهر اولم که شهر متوسطی از ناحیه و ورتمبرگ آلمان بود متولد شد. اما شهر مزبور در زندگی او اهمیتی نداشته است، زیرا یک سال بعد از تولد او خانواده وی از اولم عازم مونیخ گردید. پدر آلبرت ، هرمان انیشتین کارخانه‌ کوچکی برای تولید محصولات الکترو شیمیایی داشت و با کمک برادرش که مدیر فنی کارخانه بود از آن بهره‌برداری می‌کرد. گر چه در کار معاملات بصیرت کامل نداشت. پدر آلبرت از لحاظ عقاید سیاسی نیز مانند بسیاری از مردم آلمان گر چه با حکومت پروسیها مخالفت داشت، اما امپراتوری جدید آلمان را ستایش می‌کرد و صدر اعظم آن «بیسمارک» و ژنرال «مولتکه» و امپراتور پیر یعنی «ویلهم اول» را گرامی می‌داشت.



img/daneshnameh_up/6/62/Einestein.png





مادر انیشتین که قبل از ازدواج پائولین کوخ نام داشت بیش از پدر زندگی را جدی می‌گرفت و زنی بود از اهل هنر و صاحب احساساتی که خاص هنرمندان است و بزرگترین عامل خوشی او در زندگی و وسیله تسلای وی از علم روزگار موسیقی بود. آلبرت کوچولو به هیچ مفهوم کودک اعجوبه‌ای نبود و حتی مدت زیادی طول کشید تا سخن گفتن آموخت، بطوری که پدر و مادرش وحشت زده شدند که مبادا فرزندشان ناقص و غیر عادی باشد. اما بالاخره شروع به حرف زدن کرد، ولی غالباً ساکت و خاموش بود و هرگز بازیهای عادی را که مابین کودکان انجام می‌گرفت و موجب سرگرمی کودک و محبّت فی مابین می‌شود را دوست نداشت.

آلبرت مرتباً و هر سال از پس سال دیگر طبق تعالیم کاتولیک تحصیل کرد و از آن لذّت فراوان می‌برد وحتّی در مواردی از دروس که به شرعیات و قوانین مذهبی کاتولیک بستگی داشت چنان قوی شد که می‌توانست در هر مورد که همشاگردانش قادر نبودند به سؤالهای معلّم جواب دهند او به آنها کمک می‌کرد.

انیشتین جوان در ده سالگی مدرسه ابتدائی را ترک کرد و در شهر مونیخ به مدرسه متوسطه «لوئیت پول» وارد شد. در مدرسه متوسطه اگر مرتکب خطایی می‌شدند، راه و رسم تنبیه ایشان آن بود که می‌بایست بعد از اتمام درس ، تحت نظر یکی از معلّمان ، در کلاس توقیف شوند و با درنظر گرفتن وضع نابهنجار و نفرت انگیز کلاسهای درس ، این اضافه ماندن شکنجه‌ای واقعی محسوب می‌شد.

ذوق هنری

ذوق هنری انیشتین چنان بود که او وقتی پنج ساله بود، روزی پدرش قطب نمایی جیبی را به وی نشان داد، خاصّیت اسرار آمیز عقربه مغناطیسی در کوک تأثیر عمیقی گذاشت. با وجود آنکه هیچ عامل مرئی در حرکت عقربه تأثیری نداشت، کودک چنین نتیجه گرفت در فضای خالی باید عاملی وجود داشته باشد که اجسام را جذب کند. وقتی که انیشتین پانزده ساله بود حادثه‌ای اتفاق افتاد که جریان زندگی او را به راه جدیدی منحرف ساخت.

هرمان پدر او در کار تجارت خویش با مشکلاتی مواجه شد و در پی آن صلاح را در آن دیدند که کارخانه خود را در مونیخ بفروشد و جای دیگری را برای کسب و کار خود ترتیب دهند. از آنجا که وی خوش بین و علاقمند به کسب لذّتهایی بود، تصمیم گرفت که به کشوری مهاجرت کند که زندگی در آن با سعادت بیشتری همراه باشد و به این منظور ایتالیا را انتخاب کرد و در شهر میلان مؤسسه مشابهی را ایجاد کرد. هنگامیکه وارد شهر میلان شدند آلبرت به پدر خود گفت که قصد دارد تابعیت کشور آلمان را ترک گوید. آقای هرمان به وی تذکر داد که این کار زشت و نابهنجار است.

دوران دانشجویی

در این دوران مشهورترین مؤسسه فنی در اروپا مرکزی به استثنای آلمان ، مدرسه دارالفنون سوئیس در شهر زوریخ بوده است. آلبرت در امتحان داوطلبان شرکت کرد، ولی بخاطر اینکه در علوم طبیعی اطلاّعات وسیعی نداشت درامتحان پذیرفته نشد. با این حال مدیر دارالفنون زوریخ تحت تأثیر اطلاّعات وسیع او در ریاضیات واقع شد و از او درخواست کرد که دیپلم متوسطه‌ای را که برای ورود به دارالفنون لازم است در یک مدرسه سوئیسی بدست آورد و او را به مدرسه ممتاز شهر کوچک «آرائو»که با روش جدیدی اداره می‌شد معرفی کرد.

بعد از یک سال اقامت در مدرسه مذبور دیپلم لازم را بدست آورد و در نتیجه بدون امتحان در دارالفنون زوریخ پذیرفته شد. با اینکه درسهای
فیزیک دارالفنون آمیخته با هیچگونه عمق فکری نبود، باز هم حضور در آنها آلبرت را تحریک کرد که کتب جستجو کنندگان بزرگ این را مورد مطالعه قرار دهد. او ، آثار استادان کلاسیک فیزیک نظری از قبیل: بولتزمان ، ماکسول و هرتز را با حرص عجیبی مطالعه کرد. شب و روز اوقات او با مطالعه این کتابها می‌گذشت و ضمن مطالعه آنها با هنر استادانه‌ای آشنا شد که چگونه بنیان ریاضی مستحکمی ساخت. او درست در خاتمه قرن 19 تحصیلات خود راپایان داد و به مسأله مهم تهیه شغل مواجه شد.

از آنجا که نتوانست مقام تدریسی در مدرسه پلی تکنیک بدست آورد، تنها یک راه باقی ماند و آن این بود که چنین شغل و مقامی در مدرسه متوسطه‌ای جستجو کند. اکنون سال 1910 شروع شده و آلبرت بیست و یک سال داشت و تابعیت سوئیس را بدست آورده بود. او در هنگام داوطلب شغل معلّمی خصوصی گردید و پذیرفته شد. انیشتین از کار خود راضی و حتّی خوشبخت بود که می‌تواند به پرورش جوانان بپردازد، امّا بزودی متوجّه شد معلمّان دیگر نیکی را که او می‌کارد ضایع و فاسد می‌کنند و این شغل را ترک کرد.

بعد از این دوران تاریک ، ناگهان نوری درخشید و بعد از مدّتی در دفتر ثبت اختراعات مشغول به کار شد و به شهر «برن» انتقال یافت. کمی بعد از انتقال به شهر برن انیشتین با میلواماریچ همشاگردی قدیم خود در مدرسه پلی تکنیک ازدواج کرد و حاصل آن دو پسر پی در پی بود که اسم پسر بزرگتر را آلبرت گذاشتند. کار انیشتین در دفتر اختراعات خالی از لطف نبود و حتّی بسیار جالب می‌نمود وظیفه وی آن بود که اختراعات را که به دفتر مذبور می‌آوردند، مورد آزمایش اوّلیه قرار می‌داد.

شاید تمرین در همین کار موجب شده بود که وی با قدرت خارق العاده و بی‌مانند بتواند همواره نتایج اصلی و اساسی هر فرض و نظریه جدیدی را با سرعت درک و استخراج کند. چون انیشتین بخصوص به
قوانین کلی فیزیک علاقه داشت و به حقیقت در صدد بود که با کمک محدودی میدان وسیع تجارت را به وجهی منطقی استنتاج کند.



img/daneshnameh_up/1/17/einstein.gif





کسب کرسی استادی دانشگاه

در اواخر سال 1910 کرسی فیزیک نظری در دانشگاه آلمانی پراگ خالی شد. انتصاب استادان این قبیل دانشگاهها طبق پیشنهاد دانشکده بوسیله امپراتور اتریش انجام می‌گرفت که معمولاً حقّ انتخاب خویش را به وزیر فرهنگ وا می‌گذاشت. تصمیم قطعی برای انتخاب داوطلب ، قبل از همه ، بر عهده فیزیکدانی به نام «آنتون لامپا» بود و او برای انتخاب استاد دو نفر را مدّ نظر داشت که یکی از آنها «کوستاو یائومان» و دیگری «انیشتین» بود. «یائومان» آن را نپذیرفت و پس از کش و قوسهای فراوان انیشتین این مقام را پذیرفت.

وی صاحب دو ویژگی بود که موجب گردید وی استاد زبردستی گردد. اوّلین آنها این بود که علاقه فراوان داشت تا برای عدّه بیشتری از همنوعان خود و بخصوص کسانی که در حول و حوش او می‌زیسته‌اند مفید باشد. ویژگی دوّم او ذوق هنریش بود که انیشتین را وا می داشت که نه فقط افکار عمومی خود را به نحوی روشن و منطقی مرتّب سازد، بلکه روش تنظیم آنها به نحوی باشد که چه خود او و چه استفاده کنند از نظر جهان شناسی نیز لذّت می‌برند.

هدف انیشتین این بود که فضای مطلق را از فیزیک براندازد،
نظریه نسبیت سال 1905 که در آن انیشتین فقط به حرکت مستقیم الخط متشابه پرداخته بود، انیشتین با کمک اصل تعادل پدیده‌های جدیدی را در مبحث نور پیش بینی کند که قابل مشاهده بوده‌اند و می‌توانست صحت نظریه جدید او را از لحاظ تجربی تأیید کرد.

عزیمت از پراگ

در مدّتی که انیشتین در پراگ تدریس می‌کرد، نه فقط نظریه جدید خود را درباره غیر وی بنا نهاد بلکه با شدّت بیشتری نظریه خود را درباره کوانتوم نو را که در شهر برن شروع کرده بود، توسعه داد. با همه این تفاصیل انیشتین به دانشگاه پراگ اطّلاع داد که در خاتمه دوره تابستانی سال 1912 خدمت این دانشگاه را ترک کرد. عزیمت ناگهانی انیشتین از شهر پراگ موجب سر و صدای بسیار در این شهر شد، در سر مقاله بزرگترین روزنامه آلمانی شهر پراگ نوشته شد: «که نبوغ و شهرت فوق العاده انیشیتن باعث شد که همکارانش او را مورد شکنجه و آزار قرار دهند و به ناچار شهر پراگ را ترک کرد.»

انیشتین عازم شهر زوریخ گردید و در پایان سال 1912 با سمت استادی مدرسه پلی تکنیک زوریخ مشغول به کار شد. شهرت انیشتین به تدریج تا آنجا رسیده بود که بسیاری از مؤسسات و سازمانهای علمی جهان علاقه داشتند که وی به عنوان عضو وابسته با مؤسسه ایشان در ارتباط باشد. سالها بود که مقامات رسمی آلمان کوشش می‌کردند که شهر برلین نه فقط مرکز قدرت سیاسی و اقتصادی باشد، بلکه در عین حال کانون فعالیت هنری و علمی نیز محسوب گردد، به همین جهت از انیشتین دعوت به عمل آوردند. مدّت کمی بعد از ورود انیشتین به برلین ، انیشتین از زوجه خویش هیلوا که از جنبه‌های مختلف با او عدم توافق داشت جدا گردید و زندگی را با تجرد می‌گذارند.

هنگامی که به عضویت آکادمی پادشاهی انتخاب شد، سی و چهار سال سن داشت و نسبت به همکاران خود که از او مسن‌تر بودند بیش از حد جوان می‌نمود. در این حال همه انیشتین را در وهله اوّل مردی مؤدب و دوست داشتنی به نظر می‌آوردند. فعالیت اصلی انیشتین در برلین این بود که با همکاران خویش و یا دانشجویان
رشته فیزیک درباره کارهای علمی مصاحبه و مذاکره کند و آنها را در تهیه برنامه جستجوی علمی راهنمایی کند.

انیشتین و جنگ جهانی اول

هنوز یکسال از اقامت انیشتین در برلین نگذشته بود که ماه اوت 1914 جنگ جهانی شروع شد. در مدّت جنگ جهانی اول ، روزنامه‌های برلین همه روزه از وقایع جنگ و شروع فتوحات ارتش آلمان بود. در عین حال انیشتین در منزل خود با دختر عمه خویش الزا آشنایی پیدا کرد. الزا زنی مهربان و خونگرم بود و همچنین او از شوهر مرحوم سابق خود دو دختر داشت، با اینحال انیشتین با او ازدواج کرد. جنگ بین المللی و شرایط معرفت النفسی که در نتیجه آن بر دنیای علم تحصیل گردید مانع از آن نشد که انیشتین با حرارت فوق العاده به توسعه و تکمیل نظریه ثقل خویش بپردازد.

وی با پیمودن راه تفکّری که در پراگ و زوریخ پیش گرفته بود توانست در سال 1916 نظریه‌ای برای ثقل و
جاذبه عمومی بنا نهد که مستقل از نظریه‌های گذشته و از نظر منطقی دارای وحدت کامل بود. اهمیت نظریه جدید به زودی مورد تأیید و توجه دانشمندانی واقع گردید که دارای قدرت خلاق علمی بودند. تأیید تجربی نظریه انیشتین توجّه عموم مردم را به شدّت جلب کرده بود از این پس دیگر انیشتین مردی نبود که فقط مورد توجّه دانشمندان باشد و بس. بزودی وی نیز همچون زمامداران مشهور ممالک ، بازیگران بزرگ سینما و تئاتر شهرت عام بدست آورد.

مسافرتهای انیشتین

تبلیغات مخالف و حملاتی که علیه انیشتین می‌شد موجب گردید که در تمام ممالک جهان و در همه طبقات اجتماعی توجّه عموم مردم بسوی نظریه‌های او جلب شود. مفاهیمی که برای توده‌های مردم هیچگونه اهمیتی نداشته است و عامه ایشان تقریبا چیزی از آن درک نمی‌کردند، موضوع مباحث سیاسی گردید. انیشتین در این زمان سفرهای خود را آغاز کرد، ابتدا به هلند ، بعد به کشورهای چک و اسلواکی ، اسپانیا ، فرانسه ، روسیه ، اتریش ، انگلیس ، آمریکا و بسیاری کشورهای دیگر. امّا نکته قابل توجّه این است که وقتی انیشتین و همسر او به بندرگاه نیویورک شدند با استقبال شدید و تظاهرات پر شوری مواجه شدند که به احتمال قوی نظیر آن هرگز هنگام ورود یکی از دانشمندان رخ نداده بود.

انیشتین به آسیا و به کشورهای چین ، ژاپن و فلسطین سفر کرده است و این خاتمه سفرهای او بود. درسال 1924 بعد از مسافرتهای متعدد به اکناف جهان انیشتین بار دیگر در برلین مستقر گردید. حملات همچنان بر او ادامه داشت و نظریات او را به عنوان بیان افکار قوم یهود و به سود فاشیسم می‌دانستند، به این دلیل انیشتین به شهر پرنیستون در آمریکا می‌رود. بعد از چندی همسرش الزا در سال 1936 از دنیا می‌رود و خواهر انیشتین که در فلورانس بود به شهر پرنیستون نزد برادرش آمد.

در همین دوران انیشتین تابیعت کشور آمریکا را می‌پذیرد. انیشتین در سال 1945 طبق قانون بازنشستگی مقام استادی مؤسسه مطالعات عالی پرنیستون را ترک کرد. ولی این تغییر سمت رسمی ، تغییری در روش زندگی و کار او بوجود نیاورد. وی کماکان در پرنیستون بسر می‌برد و در مؤسسه مذبور تجسّسات خود را ادامه دهد.

آخرین سالهای زندگی انیشتین

این دوران تجسس در نیمه انزوای شهر پرنیستون با اضطراب و اغتشاش آمیخته ‌شده بود. هنوز ده سال دیگر از زندگی انیشتین باقی مانده بود، لیکن این دوره ده ساله درست مصادف با هنگامی بود که عصر بمب اتمی شروع می‌گردید و بشریّت تمرین و آموزش خویش را در این زمینه آغاز می‌کرد. بنابراین مسأله واقعی که برای او مطرح شد موضوع چگونگی پیدایش بمب اتمی نبود، با وجود اینکه منظور ما در اینجا دادن چشم اندازی مختصر از روابط انیشتین با حوادث بزرگ سیاسی آخرین سالهای زندگی او می‌باشد، باز هم اگر از دو موضوع اساسی یاد نکنیم همین چشم انداز هم ناقص خواهد بود. یکی از آنها نامه مشهور است که وی می‌بایست برای همکاری خود در شوروی سابق بفرستد و دوم شرح وقایعی است که در اوضاع و احوال فیزیکدانان آمریکایی ، خاصه دانشمندان اتمی ، در داخل مملکت خودشان تغییر بسیار ایجاد کرد.

اکنون می‌توانیم بصورت شایسته‌تری همه آنچه را که گهگاه موجب تیره شدن پایان زندگی وی می‌شد مشاهده کنیم و سرانجام روز هجدهم آوریل 1955 بزرگترین دانشمند و متفکر قرن بیستم ، پیغمبر صلح و حامی و مدافع محنت دیدگان جهان ، مردی که احتمالأ همراه با ناپلئون و بتهوون مشهورتر از همه‌ مردان جهان بوده است، در شهر پرنیستون واقع در ممالک متحده آمریکای شمالی از زندگی و تفکر و مبارزه دست کشید و از دار دنیا رفت و در گذشت.

 

کارهای ترجمه شدهٔ انیشتین به زبان فارسی

مقالات و کتاب‌ها

دربارهٔ او

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و نهم فروردین 1387ساعت 0:1 قبل از ظهر  توسط واقفي  | 

قرآن از دیدگاه دانشمندان

 

 

دانشمندان جهان چه می گویند؟

 

 (۱)

        

          بهترین  گل  همیشه  بهار  قرآن  "هدایت"  است0 به  قول  نابغه  فیزیک  جهان،  جناب انیشتین:  "قرآن،  کتاب  جبر یا  هندسه  یا  حساب  نیست  بلکه  مجموعه ای  از قوانین  است  که  بشر را به راه راست،  راهی که  بزرگترین  فلاسفه  دنیا  از تعریف و تعیین آن عاجزند  هدایت  می کند"(1)

           ۱- { "مجموعه ی قوانین" برای  هدایت  بشر}

           ۲-عجز فلاسفه ی دنیا 

           ۳-موضوعیت نداشتن علوم روز

،  سه نکته ی بسیار مهم است  که  کاوشگران حقیقت را راهنمایی می کند . به نظر جناب  اینشتین  قرآن  در تخصص خود  یعنی  "هدایت"  معجزه ی  جاوید  است ، چون طی  چهارده  قرن فلاسفه ی  دنیا  نه  تنها  از هدایت ، که از تعریف  آن  هم  عاجز مانده اند و آن چه  دانشمندان  به  آن  پرداخته اند  یعنی علوم محض اساسا موضوع  این  کتاب  آسمانی  نبوده  است .قرآن  آمده  که جهت  حرکت انسان  را به او نشان  دهد .از این  بیان زیبا و عمیق  آقای  اینشتین  که  بزرگترین مرد دانش بشری معاصر است  در می یابیم که  :

دانش  هیچ  سررشته ای از جهت  زندگی  بشر ندارد و حتی فلسفه هم که سعی می کند آغاز و انجام جهان را بشناسد از هدایت  انسان  به  سوی  کمال ناتوان است . 

           قرآن  می گوید  من  همه ی  حق طلبان را به حقیقت  راهنمایی  می  کنم(2)،  من  راه اصلی  وصراط  مستقیم  هستم،  از این راه  بیایید،  راههای  دیگر شما را پراکنده  می کند(3)،  دروازه ی  ورودی  من  ماه  رمضان  است،  من در این  ماه  وارد  دل های  همه ی  مردم  می  شوم  با  در دست  داشتن  دلایل  آشکار که حق  را از باطل  جدا  می  کند(4)

          از جمع این سخن قرآن با سخن اینشتین می توان گفت :

"هیچ یک ازدانشمندان  تا کنون  نتوانسته اند چنین  ادعایی بکنند که ما می توانیم بشر را به راه راست راهنمایی کنیم،سخنی که قرآن با شجاعت اعلام  کرده ومی کند".

         " ویل دورانت"

دانشمند محقق آمریکایی در کتاب تاریخ تمدن می نویسد:

"در قرآن قانون واخلاق یکی است، رفتاردینی درآن شامل رفتاردنیوی نیز می شود وهمه ی امورآن ازطرف خدا و از راه وحی آمده است؛ مقرراتی  دارد درباره ی : ادب ،  تندرستی ، ازدواج ، طلاق ، تربیت فرزند ، تجارت ، سیاست ، اقتصاد، صنعت، قضاوت، جنگ وصلح؛ مدت چهارده قرن قرآن درحافظه ی اطفال مسلمان محفوظ مانده وخاطرشان را تحریک کرده، اخلاقشان را فرم داده و قریحه ی صدها  میلیون نفر را صیقلی کرده است؛ قرآن درجان های ساده، عقایدی آسان وبه دورازابهام پدید می آورد که از رسوم وتشریفات ناروا وازقید مراسم بت پرستی و کاهنی "آزاد" است و ترقی اخلاق و فرهنگ مسلمانان به برکت آن انجام گرفته   و اصول نظم اجتماعی و وحدت جمعی را در میان آنان استوار و به پیروی مقررات بهداشت، ترغیبشان کرده و عقول آنها را از بسیاری اوهام و خرافات واز ظلم وخشونت رهایی داده است"0(5)

نکات دقیق سخن ویل دورانت:

۱-اخلاق در قرآن قانون تخلف ناپذیر است.

۲-دین ودنیا در هم تنیده است .

۳-حقایق قرآن آسمانی ومافوق بشری است، ولی برای زندگی بشر آمده است.

۴-دین وسیاست از یکدیگر جدایی ناپذیر است.

۵-قرآن به همه ابعاد زندگی انسانها اعم ازفردی و اجتماعی توجه داشته است .

۶-حقایق قرآن کهنه شدنی نیست ودرقرنهای متمادی جاودان مانده است .

۷-اسلام دینی است آسان ،روشن ، خودمانی وفطری که از کودکی انس با آن شیرین است .

۸-اوهام  و خرافات  در قرآن راه ندارد.

۹-اصول  نظم اجتماعی  و حکومت داری در قرآن مشهود است .

۱۰-قرآن مایه ی اتحاد ویگانگی مسلمانان می شود .

۱۱-رعایت وبلکه تشویق وترغیب به بهداشت وسلامت از آموزه های قرآن است.

۱۲-هیچ خشونت وظلمی در این کتاب آسمانی راه ندارد ضمن این که مقررات  جنگ وصلح ،ازدواج وطلاق قضاوت و....را بیان داشته است.

۱۳-روحیه ی قرآنی ، تلطیف شده وصیقل یافته است.

۱۴-رمز ترقی وپیشرفت فرهنگی واخلاقی جامعه ،پیروی از آموزه های قرآن است.

            جالب است بدانیم امروزه در دانشگاههای جهان کتاب این محقق به عنوان منبع اصلی در پژوهشهای علوم انسانی است.بدون بهره مندی از کتاب "تاریخ تمدن "پژوهشها ناقص است.

            زوایای چهارده گانه ی مطرح شده توسط آقای ویل دورانت پاسخ بسیاری از پرسشهای امروز جوانان وکسانی است که در زمینه قرآن شک وتردید دارند.

            واقعا باید به این صداقت و آزاد اندیشی جناب ویل دورانت آفرین گفت ،

  

 

 

         

 

 

 

 

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

1-     ر ک  کتاب "راه تکامل"،جلد6،ص 53.

2-     ذلک الکتاب لاریب فیه هدی للمتقین (سوره بقره آیه 2)

3-     هذا صراطی مستقیما فاتبعوه ولاتتبعواالسبل فتفرق بکم عن سبیله(سوره انعام،آیه 153)

4-     شهر رمضان الذی انزل فیه القرآن هدی للناس وبینات من الهدی والفرقان(سوره بقره ،آیه185)

5-     تاریخ تمدن،ج 11،ص52.

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هشتم فروردین 1387ساعت 11:55 بعد از ظهر  توسط واقفي  | 

یک سوال وجواب های جالب یک دانشجو به آن

"توضيح دهيد که چگونه مي توان با استفاده از يک فشارسنج ارتفاع يک آسمان خراش را اندازه گرفت؟"


سوال بالا يکي از سوالات امتحان فيزيک در دانشگاه کپنهاگ بود.

يکي از دانشجويان چنين پاسخ داد: "به فشار سنج يك نخ بلند مي بنديم. سپس فشارسنج را از بالاي آسمان خراش طوري آويزان مي کنيم که سرش به زمين بخورد. ارتفاع ساختمان مورد نظر برابر با طول طناب به اضافه‌ي طول فشارسنج خواهد بود."

پاسخ بالا چنان مسخره به نظر مي آمد که مصحح بدون تامل دانشجو را مردود اعلام کرد. ولي دانشجو اصرار داشت که پاسخ او کاملا درست است و درخواست تجديد نظر در نمره ي خود کرد. يکي از اساتيد دانشگاه به عنوان قاضي تعيين شد و قرار شد که تصميم نهايي را او بگيرد.

نظر قاضي اين بود که پاسخ دانشجو در واقع درست است، ولي نشانگر هيچ گونه دانشي نسبت به اصول علم فيزيک نيست. سپس تصميم گرفته شد که دانشجو احضار شود و در طي فرصتي شش دقيقه اي پاسخي شفاهي ارائه دهد که نشانگر حداقل آشنايي او با اصول علم فيزيک باشد.

دانشجو در پنج دقيقه ي اول ساکت نشسته بود و فکر مي کرد. قاضي به او يادآوري کرد که زمان تعيين شده در حال اتمام است. دانشجو گفت که چندين روش به ذهنش رسيده است ولي نمي تواند تصميم گيري کند که کدام يک بهترين مي باشد.

قاضي به او گفت که عجله کند، و دانشجو پاسخ داد: "روش اول اين است که فشارسنج را از بالاي آسمان خراش رها کنيم و مدت زماني که طول مي کشد به زمين برسد را اندازه گيري کنيم. ارتفاع ساختمان را مي توان با استفاده از اين مدت زمان و فرمولي که روي کاغذ نوشته ام محاسبه کرد."

دانشجو بلافاصله افزود: "ولي من اين روش را پيشنهاد نمي کنم، چون ممکن است فشارسنج خراب شود!"

"روش ديگر اين است که اگر خورشيد مي تابد، طول فشارسنج را اندازه بگيريم، سپس طول سايه ي فشارسنج را اندازه بگيريم، و آنگاه طول سايه ي ساختمان را اندازه بگيريم. با استفاده از نتايج و يک نسبت هندسي ساده مي توان ارتفاع ساختمان را اندازه گيري کرد. رابطه ي اين روش را نيز روي کاغذ نوشته ام."

"ولي اگر بخواهيم با روشي علمي تر ارتفاع ساختمان را اندازه بگيريم، مي توانيم يک ريسمان کوتاه را به انتهاي فشارسنج ببنديم و آن را مانند آونگ ابتدا در سطح زمين و سپس در پشت بام آسمان خراش به نوسان درآوريم. سپس ارتفاع ساختمان را با استفاده از تفاضل نيروي گرانش دو سطح بدست آوريم. من رابطه هاي مربوط به اين روش را که بسيار طولاني و پيچيده مي باشند در اين کاغذ نوشته ام."

"آها! يک روش ديگر که چندان هم بد نيست: اگر آسمان خراش پله ي اضطراري داشته باشد، مي توانيم با استفاده از فشارسنج سطح بيروني آن را علامت گذاري کرده و بالا برويم و سپس با استفاده از تعداد نشان ها و طول فشارسنج ارتفاع ساختمان را بدست بياوريم."

"ولي اگر شما خيلي سرسختانه دوست داشته باشيد که از خواص مخصوص فشارسنج براي اندازه گيري ارتفاع استفاده کنيد، مي توانيد فشار هوا در بالاي ساختمان را اندازه گيري کنيد، و سپس فشار هوا در سطح زمين را اندازه گيري کنيد، سپس با استفاده از تفاضل فشارهاي حاصل ارتفاع ساختمان را بدست بياوريد."

"ولي بدون شک بهترين راه اين مي باشد که در خانه ي سرايدار آسمان خراش را بزنيم و به او بگوييم که اگر دوست دارد صاحب اين فشارسنج خوشگل بشود، مي تواند ارتفاع آسمان خراش را به ما بگويد تا فشارسنج را به او بدهيم!"

دانشجويي که داستان او را خوانديد، نيلز بور، فيزيکدان دانمارکي  بود.

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و هفتم فروردین 1387ساعت 9:59 قبل از ظهر  توسط واقفي  | 

حالت هاي مواد

كلاً مواد در جهان در شش حالت ظاهر مي شوند :

جامد، مايع، گاز، پلاسما، ماده چگال باس-اينشتين و حالت تازه كشف ‌شده: ماده چگال فرميوني.

مواد جامد در برابر تغيير شكل مقاومت مي‌كنند، آنها سخت و گاهي شكننده اند.

مايع‌ها به راحتي تغيير حالت مي دهندو به سختي متراكم مي‌گردند و شكل ظرف خود را مي‌گيرند.

گاز‌ها كم چگال‌تر اند و ساده‌تر متراكم مي‌شوند و نه‌تنها شكل ظرف محتويشان را مي‌گيرند، بلكه آن‌قدر منبسط مي‌شوند تا كاملا آن را پر كنند. در ترموديناميك بررسي قوانين گاز ها از گازهاي كامل استفاده مي شود . اين گازها معمولاً در شرايط استاندارد حالت گاز را به خود مي گيرند.

حالت چهارم ماده، پلاسما، شبيه گاز است و اما ذرات سازنده آن يون ها مي باشد. در جهان بيشتر مواد در حالت پلاسماهستند، مثل خورشيد و ساير ستارگان . پلاسما اغلب بسيار گرم است و مي‌توان آن را در ميدان‌هاي مغناطيسي به دام انداخت.

حالت پنجم با نام ماده چگال باس-اينشتين (Bose-Einstein condensate) كه در سال 1995 كشف شد، در اثر سرد شدن ذراتي به نام باسن‌ها (Bosons) تا دما‌هايي بسيار پايين پديد مي‌آيد. باسن‌هاي سرد در هم فرومي‌روند و ابر ذره‌اي كه رفتاري بيشتر شبيه يك موج دارد تا ذره‌اي معمولي شكل مي‌گيرد. ماده چگال باس-اينشتين شكننده‌است وسرعت نور در آن بسيار كم است .

ديبورا جين (Deborah Jin) از دانشگاه كلورادو كه گروهش در اواخر پاييز امسال ( 1382 ) موفق به كشف اين شكل تازه ماده شده‌است، مي‌گويد: وقتي شكل جديدي از ماده روبرو مي‌شويد بايد زماني را صرف شناخت ويژگي‌هايش كنيد. آنها اين ماده تازه را با سرد كردن ابري از پانصدهزار اتم پتاسيم - 40 تا دمايي كمتر از يك ميليونيم درجه بالاتر از صفر مطلق پديدآوردند. اين اتم‌ها در چنين دمايي بدون گران‌روي جريان مي‌يابند و اين نشانه ماده جديد بود. در دما‌هاي پايين‌تر چه اتفاقي مي‌افتد؟ هنوز نمي‌دانيم.

ماده چگال فرميوني بسيار شبيه ماده چگال باس-اينشتين (BEC) است. هر دو از فرورفتن اتم‌ها در دماهايي بسيار پايين ساخته‌مي‌شوند. اتم‌هاي BEC باسن اند و اتم‌هاي ماده چگال فرميوني، فرميون. باسن‌ها درهم فرومي‌روند، اما فرميون‌ها اينگونه نيستند. باسن‌ها اتم‌هايي هستند كه مي‌توانند در هم فرو روند. به طور كلي اگر تعداد (الكترون + پروتون + نوترون اتمي) عددي زوج باشد، آن اتم يك باسن است. مثلا اتم‌هاي سديم معمولي باسن ‌اند و مي‌توانند به حالت فاز چگال باس-اينشتين ادغام شوند. اما فرميون‌ها مطابق اصل طرد پائولي نمي‌توانند در يك واحد كوآنتومي در هم ادغام شوند. هر اتمي كه تعداد الكترون‌ها + پروتون‌ها + نوترون‌هايش عددي فرد باشد، مثل پتاسيم - 40 يك فرميون است. گروه جين براي مقابله با خواص ادغام‌ناپذيري فرميون‌ها از تأثير ميدان مغناطيسي بر آنها استفاده‌كردند.

ميدان مغناطيسي سبب مي‌شود اتم‌هاي تنهاي فرميون جفت شوند. قدرت اين پيوند را ميدان مغناطيسي تعيين مي‌كند. جفت‌هاي اتم‌هاي پتاسيم برخي از خواص فرميونيشان را حفظ مي‌كنند، ولي كمي شبيه باسن‌ها عمل خواهند‌كرد. يك جفت فرميون مي‌تواند در جفت ديگري ادغام شود - و جفت تازه در جفتي ديگر ...- تا سرانجام ماده چگال فرميوني شكل‌گيرد. در اثر اين پديده، گران‌روي (Viscosity) ماده به وجود آمده بايد بسيار كم باشد. جفت‌هاي فرميون مي‌توانند درهم فروروند و شبيه باسن‌ها عمل كنند. مشابه اين پديده را در ابررسانايي مي‌بينيم. در يك ابررسانا، جفت‌هاي الكترون (الكترون‌ها فرميون اند) مي‌توانند بدون هيچ مقاومتي جريان يابند. متأسفانه مطالعه و دسترسي به ابررسانا‌ها بسيار مشكل است. گرم‌ترين ابررساناي امروزي مي توانند در دماي (135- )درجه سانتيگيراد عمل مي‌كند و اين بزرگ‌ترين مشكل براي مطالعه و استفاده از آنهاست. قدرت جفت‌شدن شگفت‌انگيز در حالت جديد، دانشمندان را اميدوار كرده‌است كه بتوانند از يافته‌هاي خود درباره حالت تازه ماده، براي توليد ابررساناها در دماي اتاق استفاده ‌كنند.

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و پنجم فروردین 1387ساعت 10:54 بعد از ظهر  توسط اكبري پور  | 

یه معمای جدید باحال اگه مردی(زنی)بیا جلو

رضا در اتاقي زنداني است .
اين اتاق داراي دو در ميباشد كه عبور از يكي از اين درها منجر به آزادي او و عبور از در ديگر منجر به اعدام شدن او مي شود .
هر در يك نگهبان دارد . يكي از اين نگهبانان كاملا راستگو و ديگري كاملا دروغگو مي باشد.
مشخص نيست كدام نگهبان دروغگو و كدام راستو هستند . حال رضا بايد تنها با پرسيدن يك سوال از يكي از اين نگهبانان دري را كه باعث نجاتش ميشود را بيابد .
آن سوال چه سوالي ميتواند باشد؟؟
 
 
 


بنده آني که در بند آني

که در بند آني

 
 
 
+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و پنجم فروردین 1387ساعت 6:19 بعد از ظهر  توسط واقفي  | 

جدول انیشتین

بابا منو کشتی جدولت اشتباست.

اولاْ که من چپ دست نیستم اینو جای دیگه نگو دختر انگلیسی رو از چپ مینویسن دوماْ چرا شما اصرار داری که جدولتون درسته بر طبق راهنمایی انیشتین خونه نروژی اوله حالا اول از سمت چپ ؟ چرا؟چون  رسم الخط انگلیسی از چپ به راسته نه از راست به چپ.ok

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و پنجم فروردین 1387ساعت 0:13 قبل از ظهر  توسط واقفي  | 

کیک زرد در فیزیک کوانتوم نوش جان

کیک زرد

 


کیک زرد

کیک زرد یا Yellowcake که بنام اورانیا (Urania) هم شناخته می شود در واقع خاک معدنی اورانیوم است که پس از طی مراحل تصفیه و پردازشهای لازم از سنگ معدنی آن تهیه می شود. تهیه این ماده به منزله رسیدن به بخش میانی از مراحل مختلف تصفیه سنگ معدن اورانیوم است و باید توجه داشت که فاصله بسیار زیادی برای استفاده در یک بمب اتمی دارد.


روش تهیه کیک زرد کاملآ به نوع سنگ معدن بدست آمده بستگی دارد، اما بطور معمول از طریق آسیاب کردن و انجام پردازش های شیمایی بر روی سنگ معدن اورانیوم، پودر زبر و زرد رنگی بدست می آید که قابلیت حل شدن در آب را ندارد و حدود ۸۰% غلظت اکسید اورانیوم آن خواهد بود. این پودر در دمایی معادل ۲۸۷۸ درجه سانتیگراد ذوب می شود.


روش تهیه

در ابتدا سنگ معدن توسط دستگاههای مخصوصی خرد شده آسیاب می شود و پس از آن برای جدا سازی اورانیم و بالا بردن خلوص خاک سنگ، آنرا در حمامی از اسید سولفوریک، آلکالاین و یا پراکسید می خوابانند، این عمل برای بدست آوردن اورانیوم خالص تر صورت می گیرد.


پس از این محصول بدست آمده را خشک و فیلتر می کنند و نتیجه آن چیزی خواهد شد که به کیک زرد معروف است. امروزه روشهای جدیدی برای تهیه این پودر اورانیوم وجود دارد که محصول آنها بیشتر از آنکه زرد باشد به قهوه ای و سیاه نزدیک است، در واقع رنگ ماده بدست آمده به میزان وجود ناخالصی ها در این پودر دارد.


نهادن این نام بر روی این محصول به گذشته بر می گردد که کیفیت روشهای خالص سازی سنگ معدن مناسب نبود و ماده بدست آمده زرد رنگ بود.


مواد تشکیل دهنده کیک زرد

قسمت بیشتر کیک زرد (معادل ۷۰-۹۰ درصد وزنی) شامل اکسید های اورانیوم با فرمول شیمیایی U۳O۸ - و یا سایر اکسید ها - است، و مابقی آن از دیگر موادی تشکیل شده است که مهمترین آنها عبارتند از :


- هیدراکسید اورانیوم با فرمول شیمایی UO۲(OH)۲ یا UO۲)۲(OH)۲) که در صنایع ساخت شیشه و سرامیک از آن استفاده می شود. این ماده تشعشع رادیو اکتیو دارد و باید تحت شرایط خاصی نگهداری و حمل شود.


- سولفات اورانیوم با فرمول شیمیایی (U۰۲۴) که ماده ای بی بود با رنگ زرد لیمویی است.


- اکسید اورانیوم زرد (یا اورانیت سدیم) با فرمول شیمیایی Na۲O (UO۳)۲.۶H۲O که ماده ای با رنگ زرد - نارنجی است.


- پراکسید اورانیوم با فرمول شیمیایی UO۴·nH۲O با رنگ زرد کم رنگ.




یکی از کاربردهای کیک زرد تهیه هگزا فلوراید اورانیوم است. این گاز در حالت عادی حدود ۰.۷ درصد شامل ایزوتوپ ۲۳۵ است و مابقی آن ایزوتوپ ۲۳۸ است. در مرحله غنی سازی درصد U-۲۳۵ به حدود ۳.۵ یا حتی بیشتر افزایش داده می شود.

کاربردها

کیک زرد عمومآ برای تهیه سوخت رآکتورهای هسته ای بکار برده می شود، در واقع این ماده است که پس از انجام پردازشهایی به UO۲ تبدیل شده برای استفاده در میله های سوختی بکار برده می شود.


این ماده همچنین میتواند برای غنی سازی تبدیل به گاز هگزا فلوراید اورانیوم یا UF۶ تبدیل شود، چرا که در اینصورت می تواند چگالی ایزوتوپهای اورانیوم ۲۳۵ را در آن افزایش داد.


در هر صورت کیک زرد در اغلب کشورهایی که معادن طبیعی اورانیوم دارند تهیه می شود و تولید این ماده مشکل خاصی ندارد و بطور متوسط سالانه ۶۴ هزار تن از این ماده در جهان تولید می شود.


کانادا یکی از تولید کنندگان این ماده است، این کشور دارای معادنی است که خلوص سنگ اورانیوم آنها به ۲۰% هم می رسد، در آسیا نیز کشوری مانند قزاقستان دارای صنایع بزرگ تولید این پودر است.


قیمت این پودر در بازارهای بین المللی چیزی حدود ۲۵ دلار برای هر کیلو است.


(برای آگاهی بیشتر از چرخه سوخت و نحوه تهیه سوخت اتمی به مجموعه مقالات زیر مراجعه کنید.)


slate.com, wikipedia.org
+ نوشته شده در  سه شنبه بیستم فروردین 1387ساعت 12:9 بعد از ظهر  توسط واقفي  | 

چرخه سوخت هسته ای

چرخه سوخت هسته ای شامل مراحل مختلفی است که از استخراج اورانیوم تا تولید برق را شامل می شود. چرخه سوخت هسته ای شامل فرایندهای مختلفی است که منجر به تبدیل سنگ معدن اورانیوم به سوخت مورد استفاده در نیروگاه های هسته ای می شود. مجموعه این مراحل، " چرخه سوخت هسته ای " نام گرفته است.
چرخه سوخت هسته ای شامل مراحل مختلفی است که از استخراج اورانیوم تا تولید برق را شامل می شود. چرخه سوخت هسته ای شامل فرایندهای مختلفی است که منجر به تبدیل سنگ معدن اورانیوم به سوخت مورد استفاده در نیروگاه های هسته ای می شود. مجموعه این مراحل، " چرخه سوخت هسته ای " نام گرفته است.
● مراحل هفت گانه چرخه سوخت هسته ای ‌
۱) استخراج سنگ معدن اورانیوم، جداسازی
در این مرحله، ترکیب اکسید اورانیوم از سنگ معدن اورانیوم جداسازی می شود. این ترکیب زردرنگ، پس از تولید حالتی شبیه به کیک دارد. به همین دلیل " کیک زرد " نامیده می شود. این مراحل معمولا‌ً در معدن انجام می شود. در ایران این مرحله در تأسیسات " یو سی اف" اصفهان انجام می شود. ‌
۲) تبدیل کیک زرد به اورانیوم غنی شده
در مرحله غنی سازی پس از انجام مراحل شیمیایی، کیک زرد تبدیل به گاز هگزافلورید اورانیوم ( ‌UF ۶ ) می شود. این ماده در دمای ۳۰ درجه سانتیگراد مایع است، ولی در دمای ۴۰ درجه تبدیل به بخار شده و برای غنی سازی آماده می گردد. ‌
همانطور که گفته شد، اورانیوم در طبیعت دارای سه ایزوتوپ است که فقط یکی از آنها قابل استفاده در نیروگاه هسته ای است. در واقع غنی سازی عبارت است از بالا‌ بردن غلظت ایزوتوپ اورانیوم ۲۳۵ در اورانیوم طبیعی. برای غنی سازی اورانیوم سه روش وجود دارد: روش دیفیوژن یا پخش گازی، روش سانتریفیوژ، روش میدان مغناطیسی. ‌
در بین روشهای ذکر شده، روش استفاده از سانتریفیوژ، مقرون به صرفه تر و بهتر است. در این روش، هگزافلوراید اورانیوم پس از عبور از حدود ۱۶۰ سانتریفیوژ به غنای حدود ۴ درصد که برای سوخت نیروگاه هسته ای مورد نیاز است، می رسد.
۳) تبدیل ‌UF ۶ به اکسید اورانیوم: پس از این که گاز هگزافلوراید اورانیوم به غنای مورد نیاز رسید، در مراحلی تبدیل به دی اکسید اورانیوم ( ‌UO ۲ ) می شود. این ماده جامد است و حالت سرامیکی دارد. در این مرحله این ماده به صورت حبه های سوخت در می آید. از آنجایی که سوخت نیروگاه حتماً باید به شکل میله درآید تا بتواند برای تولید انرژی در راکتور قرار داده شود، حبه های سوخت بر روی میله هایی تعبیه می شوند که میله های سوخت نامیده می شوند. ‌
۴) انتقال میله های سوخت به نیروگاه:
مواد رادیواکتیو موادی خطرناک هستند و باید در تمام مراحل چرخه سوخت مسائل ایمنی مدنظر قرار گیرد. یکی از مراحل بسیار حساسی که می تواند خطرساز باشد، مرحله نقل و انتقال سوخت به نیروگاه است. به همین منظور میله های سوخت داخل محفظه های عایق بندی شده قرار داده می شود تا از بروز هر گونه حادثه ای مانند انفجار، سوختن و سایر حوادث جلوگیری شود. ‌
۵) مصرف سوخت و تولید انرژی:
در این مرحله، میله های سوخت در داخل راکتور تعبیه می شوند تا در اثر واکنش شکافت، انرژی تولید کنند. این انرژی که به صورت گرمای بسیار زیاد است، به آب منتقل و سبب تبخیر آب می شود. بخار تولید شده، توربینها را به حرکت درآورده و به این ترتیب، برق تولید می شود. ‌
بسته به درصد غنای اورانیوم مورد استفاده، از یک تا سه سال می توان از میله های سوخت در راکتور استفاده کرد و تا این مدت نیاز به تعویض میله ها نیست. یک نیروگاه هسته ای به طور متوسط در هر سال حدود ۳۰ تن اورانیوم مصرف می کند. بنابراین پیش از آغاز به کار نیروگاه، باید حداقل ۱۲ تن اورانیوم غنی شده آماده باشد. پس از ۳ سال، سوخت مصرف شده از نیروگاه خارج می شود. برای این عمل، باید راکتور به حالت خاموشی موقت درآید. ‌
۶) انبار کردن سوخت:
پس از استفاده از اورانیوم غنی شده در راکتور، سوخت مصرف شده باید تا چند ماه در نیروگاه انبار شود. این عمل سبب می شود برخی از پسماندها که به شدت رادیواکتیو و فعال هستند، در اثر شکافت هسته ای به طور خود به خود از بین بروند. به این مرحله، مرحله سرد شدن می گویند. ‌
۷) انتقال سوخت مصرف شده به تأسیسات باز فرآوری:
در این روند سه مؤلفه مهم از هم جدا می شوند: اورانیوم تهی شده، پلوتونیوم ۲۳۹، زباله های هسته ای. ‌
اورانیوم تهی شده در واقع اورانیومی است که تعداد ایزوتوپهای مورد نیاز برای استفاده در نیروگاه در آن کم شده و به عبارت دقیقتر ،غنای آن کم شده است. با غنی سازی مجدد، می توان دوباره آن را برای مصرف در نیروگاه و تولید انرژی آماده کرد. ‌
زباله های هسته ای گاهی برای مصارف پزشکی قابل استفاده است، اما در صورتی که غیر قابل استفاده باشد، باید به شکل محلول درآمده و با کشتی های مخصوص در ته اقیانوس ها، قسمت های غیر مسکونی در قطب ها یا در کویرهای غیر قابل سکونت دفن شوند. بشکه هایی که این مواد در آنها حمل می شود باید کاملا‌ً عایق بندی شده و بدون منفذ باشند تا پرتوهای رادیو اکتیو از آنها نشت نکند .
منبع:ایران صدا
روزنامه سیاست روز

+ نوشته شده در  سه شنبه بیستم فروردین 1387ساعت 12:6 بعد از ظهر  توسط واقفي  | 

جواب به باز دید کننده ها

با سلام

روز ملی فناوری هسته ای مبارک

اگه دوست داشته باشید مخوام یه سری اطلا عات در مورد کیک زرد سانتی فیوژ  ucf    u۲۳۵  و u۲۳۸ بهتون بدم

خسته و در مونده نباشید چشم مژگان خانومدوستم رو که اسمش رو نمیگم ولی احسان نیست نصیحت میکنم.

وهدف البرت انیشتین برای طرح این مساْله بیشتر ای کیو بوده تا آی کیو حالا فرقش   ای کیو یعنی پشتکار بله رمز موفقیت الان فقط تلاش هست آره خیلی ها به خودشون حتی جرات حل کردن هم نمیدن و این جرات همون استعداد استفاده از سلول های خاکستری هست که شما دادین وحل شددر مورد خونه  ها نمیدونم منظورتون چیه ولی جور دیگه جواب درست در نمی یاد یا لا اقل همش درست در نمیاد

 

+ نوشته شده در  سه شنبه بیستم فروردین 1387ساعت 11:46 قبل از ظهر  توسط واقفي  | 

جواب معما ها

اول به اتاق کلید ها میرویم کلید اول را به مدت 10 دقیقه روشن میگذاریم بعد کلید اول را خاموش کرده وکلید دوم را روشن میکنیم وسریعاً به اتاق لامپ ها می رویم چراغ روشن تکلیفش روشن است دو لامپ خاموش میماند میرویم وبه  هر دو لامپ دست میزنیم اون لامپی که گرم شده لامپ اولی است که ما روشن کرده ایم وکلید آخری هم برای لامپ خاموش است

خدا دنیا را در روز یکشنبه آفرید

وجواب معمای شماره تلفن که شبنم خانوم اعتقاد به این دارند که گنگ است ولی من میگم نه میتونه حرف بزنه2387-765

 

و جواب تعداد نوه ها می شود 72

 

دوستان خوبم اگر معما های جالبی دارید درقسمت نظرات برام بزارید تا با نام خودتون بزارم

+ نوشته شده در  دوشنبه نوزدهم فروردین 1387ساعت 9:49 قبل از ظهر  توسط واقفي  | 

نوترینو خورشیدی

تصویر

نگاه اجمالی

همان طور که می‌دانید، خورشید «جعبه سیاهی» است که اختر شناسان فقط می‌توانند «خروجی» آن را بررسی نمایند. تمام اطلاعات مربوط به خورشید که برای اخترشناسی جدید قابل حصول بوده بر مبنای مطالعه تابش‌های مختلفی قرار دارد. که از بیرونی ترین لایه‌های خورشید منتشر می‌گردد. هیچ گونه معلوماتی مستقیما از اعماق خورشید به دست نمی‌آید. اگر بخواهیم اظهار نظر دقیقی به عمل آوریم. باید بگوییم که نظریه ترکیب داخلی خورشید که دوام میزان انرژی آن را در اثر واکنش‌های گرما هسته‌ای می‌داند فقط یک مدل نظری است. آری ، کلمه فقط در این مورد کاملا مناسب نیست.

نوترینو

نوترینو ذره‌ای است با سرعت زیاد که مستقیما مربوط به واکنش‌های گرما-هسته‌ای می‌گردد. نوترینوها در اثر تبدیل هسته هیدروژن به هلیوم تشکیل می‌شوند و بر مبنای عقاید جدید ، منبعی از انرژی میان ستاره‌ای هستند. شار این ذرات و انرژی آنها به درجه حرارت و ماهیت واکنش‌های گرما - هسته‌ای بستگی دارند. در حالی که فوتونهای تشکیل شده در داخل منظومه شمسی ، پیش از وارد شدن به فضا حدودا ده بیلیون بار برخورد پیدا می‌کنند. قدرت نفوذ نوترینو به قدری زیاد است که از تمام توده ماده خورشیدی بدون برخورد به مانعی عبور می‌کند و به زمین می‌رسد. اگر امکان داشت آنها را به دام بیاندازیم می‌توانستیم مشاهده نماییم که در داخل خورشید چه می‌گذرد. در صورتی که نوترینوها فقط بطور مستقیم در خلال برهمکنش با ذرات دیگر (در واکنشهای گرما - هسته‌ای) که نتایج آن قابل ثبت می‌باشد، بررسی می‌شوند. چنین اظهار نظری بسیار مشکل می‌گردد.

نظریه گرما - هسته‌ای

نظریه گرما هسته‌ای به وضوح فرآیندهای تکامل ستاره‌ای را توضیح می‌دهد. و با مشخصات فیزیکی قابل رصد خورشید و ستارگان کاملا مطابقت می‌نماید. با این وجود این نظریه درست مانند هر مدل نظری دیگر که مربوط به وضعیت داخلی جعبه سیاه است چون بر شواهد غیر مستقیمی تکیه دارد، نمی‌تواند رضایت بخش باشد. تایید مستقیم اطلاعات ضروری است و چنین تاییدی باید از اطلاعاتی که مستقیما از داخل ستارگان به دست می‌آید، فراهم گردد. یکی از راههای بدست آوردن چنین اطلاعاتی مشخص شده است. و آن عبارت است از اختر شناسی نوترینویی و یا به طور دقیق نیز یک نجومی نوترینویی.



تصویر

واکنش گرما-هسته‌ای در نوترینو

یکی از این گونه واکنش‌ها به وسیله فیزیکدان مشهور آگادمیسین برنو .ام.پونتکرنو (Bruno M.Pontecorvo) پیشنهاد گردید. او خاطر نشان کرد که ایزوتوپ کلر (37Cl) می‌تواند یک نوترینو جذب کند و با از دست دادن یک الکترون به یکی از ایزوتوپ‌های آرگن (37Ar) تبدیل شود. که ردیابی الکترون بوجود آمده دشوار نیست. از این گذشته چون 37Ar رادیواکتیو است، مقدار آن بوسیه محصولات حاصل از تجزیه‌اش قابل اندازه گیری می‌باشد.

آشکارسازی نوترینوها

اشکال ثبت نوترینوها به وسیله آشکارساز کلر این است که باید شار نوترینو از دیگر پرتوهای کیهانی که می‌توانند واکنش هسته‌ای تبدیل کلر به آرگن را آغاز کنند، مجزا شود. این واقعیت انجام گیری در عمق کره زمین را که نفوذ ذرات کیهانی به داخل آن ممکن نیست، ضروری می سازد. فکر ساختن آشکارساز کلر به وسیله فیزیکدان آمریکایی ریموند دیویس (Ragmond Davis) و همکارش اجرا گردید. دام نوترینو از مخزن عظیمی حاوی 600 تن تتراکلرو اتیلن مایع پاک کننده معمولی تشکیل شده بود و در گودال سنگی معدن هومزتیک نزدیک شهر لید در داکوتای جنوبی کار گذاشته شد.



 

تفاوت تابش الکترومغناطیسی با نوترینوی خورشیدی

تابش الکترومغناطیسی که از خورشید به ما می‌رسد. واقعا حدود یک میلیون سال پیش از خورشید گسیل شده و باید فاصله داخل خورشید تا سطح آن و بعد تا سطح زمین را پیموده باشد. ولی نوترینوها عملا شرایط خورشید را در لحظه بررسی گزارش می‌دهند. بنابراین تعجبی ندارد که چرا نتایج مطالعه به وسیله تابش الکترومغناطیسی با نتایج مطالعه به وسیله نوترینو تفاوت دارد.


آیا عدم وجود نوترینوهای خورشید در آزمایش ویدیس به دلیل است که در دوره ما کوره گرما هسته‌ای خورشید است از کار کشیده است؟ برای پاسخ دادن به این سئوال آزمایش‌های بیشتری ضرورت دارد. و تجهیزات چنین آزمایشی هم اکنون در حال گسترش می‌باشد. مسئله دیگری که احتمال نتایج تجربیات دیویس را توضیح می‌دهد. طبیعت خود نوترینوها می‌باشد.
+ نوشته شده در  شنبه هفدهم فروردین 1387ساعت 7:56 بعد از ظهر  توسط اكبري پور  | 

ماهیت نوترینو


اطلاعات اولیه

فیزیک و اختر شناسی جدید بستگی نزدیکی با یکدیگر دارند. در حالی که فضا برای علم فیزیک که نمی‌تواند بسیاری از فرآیندها را در شرایط زمینی مطالعه نماید. در حکم آزمایشگاهی می‌باشد. کشفیات این علم در این آزمایشگاه پیشرفت اخترشناسی را آسان می‌سازد. بنابراین ما شاهد نفوذ این دو علم در یکدیگر هستیم که یک مرحله طبیعی در روند ادراک می‌باشد.

نوترینو در میان دویست ذره بنیادی شناخت شده برای فیزیکدانان عجیب‌ترین ذره می‌باشد. طبق نظریه‌ای که از مدتها پیش وجود داشته ، نوترینو جرم سکون ندارد و همیشه دقیقا با سرعت نور حرکت می‌نماید از سوی دیگر ، هیچ قانونی وجود ندارد فرض اینکه نوترینو دارای جرم باشد را منع کند.

نوترینو بدون جرم

طبق نظریه‌ای که از مدتها پیش وجود داشته نوترینو دارای جرم سکون نیست و همیشه دقیقا با سرعت نور حرکت می‌نماید. و اینکه نوترینو دارای جرم باشد، گروهی از متخصصین در موسسه فیزیک نظری و تجربی فرهنگستان علوم شوروی سابق تشویق نمود تا برای یافتن جرم نوترینو (اگر چنین جرمی وجود داشته باشد) به تجربیاتی دست بزنند. با آنکه هنوز این تجربه در مرحله مقدماتی است، نتایج آن بسیار هیجان‌انگیز می‌باشد. جرم نوترینو صفر نیست، بلکه بین 14 تا 16 الکترون ولت است. نوترینو جرم بزرگی ندارد، جرم آن بین سی هزارم و ده هزارم جرم الکترون است، ولی واقعیت وجود داشتن چنین جرمی ، اگر تصدیق شود باید موجب تغییرات عمده‌ای در عقاید و آرا متداول ما درباره جهان گردد.

نوترینو در فضا

از میان مسائل قابل توجهی که امروزه اخترشناسان با آن روبرو هستند مسئله انرژی خورشیدی و ستاره‌ای است. تا همین اواخر اعتقاد بر این بود که منبع این انرژی واکنش گرما - هسته‌ای تبدیل هیدروژن به هلیوم است. این عقیده به قدری قوت داشت که تقریبا جزو بدیهیات به شمار می‌آمد، ولی بعد تردید بر آن سایه افکند.

اگر خورشید حقیقتا محل واکنش‌های گرما - هسته‌ای باشد. در این صورت باید نوترینو در آنجا ایجاد شود. به علت قدرت نفوذ بسیار زیاد نوترینوها و برهمکنش ضعیف آنها با ماده ، این ذرات باید به فضای خورشید فرار کنند و برخی از آنها باید به زمین برسند. همان طور که می‌دانید وسیله خاصی برای ثبت نوترینوها وجود دارد. بلی مشخص شده تعدادی از این ذرات که به زمین می‌رسند، چند برابر کوچک‌تر از تعدادی است که به وسیله فرضیه پیش بینی شده است.

اگر نوترینو دارای جرم باشد؟

اگر ثابت شود که نوترینو دارای جرم است امکانات جدیدی را پدید می‌آید. تا نتایج تجربیات نوترینو را که رضایت بخش نیستند، توضیح دهیم. نظریه پردازان بر این عقیده هستند که سه نوع نوترینو در طبیعت وجود دارد و تصور می‌کنند نوترنیوئی نوترینوهای خورشید که به وسیله آشکارسازهای ویژه‌ای ثبت می‌شود. ممکن است در مسیر حرکت خود به سوی زمین به نوترینوهای دیگر تبدیل شوند که آنها به وسیله آشکارسازها قابل ثبت نیستند. اگر تصدیق شود که نوترینو دارای جرم است، باید درباره بسیاری از عقاید کیهان شناسی تجدید نظر به عمل آوریم.

سهم نوترینو در فضا

هندسه فضا به چگالی ماده مربوط می‌شود. اگر چگالی از مقدار بحرانی معین 10-29 گرم در سانتی متر مکعب بزرگ باشد. فضای جهان بسته و هدر می‌گردد. تاکنون اختر فیزیکدانان براین عقیده بوده‌اند که چگالی متوسط واقعی در جهان از مقدار بحرانی تعیین شده کمتر است. ممکن است که نوترینو به طور قابل توجهی این نظریه را تغییر دهد. طبق اطلاعات موجود در مقابل هر پروتون در جهان حدود یک بیلیون نوترینو وجود دارد. (مبنای محاسبات پروتون می‌باشد. زیرا هسته هیدروژن است و هیدروژن فراوانترین عنصر شیمیایی در طبیعت است). اگر نوترینو واقعا دارای جرم باشد و اگر این جرم دهها میلیون بار کوچک‌تر از جرم پروتون باشد، جرم کل نوترینو در جهان 30 برابر بزرگتر از جرم ماده استاندارد می‌گردد.

ممکن است تمام ستارگان ، سیارات ، کهکشان‌ها و سحابی‌ها فقط سهم کوچکی را در زمینه نوترینوئی داشته باشند. مفهوم چنین مطلبی آنست که چگالی متوسط ماده بسیار بزرگتر از مقدار بحرانی می‌باشد. در نتیجه جهان بسته و محدود است و زمانی در آینده جایگزین انبساط آن می‌شود.

کهکشان‌ها و خوشه بندی آنها

در اولین مرحله انبساط جهان ، ناپایداری‌های کوچک اتفاقی از گاز نوترینویی که جهان را پر نموده بود، ناشی می‌شدند. ولی در آن مرحله نوترینوها فوق‌العاده پرانرژی بودند و میدانهای گرانشی توده‌های کوچک ماده برای آنکه نوترینوها را به خود متصل سازند کافی نبودند. و این نوترینوها به تدریج نابود و پراکنده شدند. در ضمن ادامه انبساط نوترینوها سرعت خود را از دست دادند. و طبق محاسبات حدود سیصد سال پس از انبساط ، آنها را در توده‌های ماده که بزرگتر شده و قابلیت جذب نوترینو را پیدا کرده بودند قرار گرفتند. جرم این توده‌ها 1015 برابر جرم خورشید بود. آنها به تدریج سنگین‌تر شدند و شدت میدان گرانشی آنها افزایش یافت و تعداد بیشتری نوترینو جذب گردید. حدود یک میلیون سال پس از آغاز انبساط توسط توده‌های ماده نیز قادر بودند که ماده استاندارد - گاز خنثی- را جذب نمایند. محاسبات نشان می دهد که مقدار این ماده فقط چند دهم جرم کل تجمع های نوترینوئی می باشد.

جرم پنهان (Hidden Mass)

برای روشن ساختن جرم پنهان که چندسالی است فیزیکدانان برای حل آن تلاش می‌نمایند، بایستی ماهیت نوترینوها از لحاظ جرم‌دار بودن مشخص شود.


برای تعیین جرم خوشه‌های کهکشانی دو راه وجود دارد، که عبارتند از:


  • نخستین طریق به وسیله تابش خوشه می‌باشد. هر چه جرم خوشه بزرگتر باشد، تابش آن بیشتر است.
  • طریقه دوم بر مبنای قانون گرانش نیوتون و حرکت کهکشان‌ها در داخل خوشه‌ها نسبت به یکدیگر که به وسیله این قانون مشخص می‌گردد، می‌باشد.

اطلاعاتی که بوسیله این دو روش به دست آمده با یکدیگر تفاوت فاحشی دارند. جرمی که بر مبنای قانون گرانش حاصل می‌شود چندین برابر مقداری است که از شدت تابش نتیجه می‌گردد. توضیحی که در این مورد می‌توان بیان داشت، بدین گونه می‌باشد که خوشه‌ها حاوی اجسام غیر درخشان هستند که در تراکم ماده سهیم می‌باشند ولی اثری در تابش ندارد. اینگونه جرمهای پنهان شده باعث افزایش سرعت کهکشانهای داخل خوشه ها می‌شود.

ماهیت فیزیکی جرم‌های پنهان شده

تعدادی فرضیه در مورد ماهیت فیزیکی جرم‌های پنهان شده مطرح شده است و آنها پیشنهاد می‌نمایند که این جرم‌ها گاز ، گرد و غبار ، ستارگانی با تابش اندک یا سیاهچاله می‌باشند. ولی هیچ یک از این فرضیه‌ها نمی‌توانند چگونگی مسائل را به نحو رضایت بخشی توضیح دهند. در نتیجه این مسئله هنوز بدون پاسخ می‌باشد. ممکن است نوترینوها این مسئله را روشن کنند. اگر آنها دارای جرم باشند. در آن صورت سهم آنها در جرم کل کهکشان‌های موجود در خوشه‌ها ، برای بیان علت اختلافی که در تعیین جرم به وسیله دو روش پدید می‌آید کافی باشد.

فرضیه مبنی بر اینکه جرم نوترینو صفر

 نیست

همانطور که می‌دانید احتمال وجود نوترینوها بر مبنای تباهی بنا می‌باشد. یعنی فرآیندی که به وسیله آن هسته یک عنصر شیمیایی یک الکترون از دست می‌دهد و به هسته عنصر دیگری تبدیل می‌گردد. فیزیکدانان ملاحظه نمودند که در برخی موارد ، انرژی الکترون خارج شده کمتر از مقداری می‌باشد که بوسیله محاسبات نظری پیشنهاد شده است. فیزیکدانان بلند پایه سوئیسی و ولف گانگ پائولی (Wolfgong Pouli) پیشنهاد نمود. نقصان انرژی بوسیله ذره خنثای شناخته شده‌ای حمل می‌گردد که هیچ برهمکنش قابل توجهی با ماده ندارد و بنابراین نمی‌توان به وجود آن پی برد. این ذره نوترینو نامیده شد. و وجود آن به وسیله تجربه تائید گردید. برای تعیین اینکه آیا نوترینو دارای جرم است یا نه؟ اصولا تباهی بتا می‌تواند شاخص غیر مستقیمی باشد.
 
 برای اطلاعات بیشتر به ادامه مطلب بروید.

ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه هفدهم فروردین 1387ساعت 7:45 بعد از ظهر  توسط اكبري پور  | 

معما2

 سلام ایشالا سر حالید

من که خیلی سرحالم چون چند تا سوال دبش آوردم

هرکدوم خواستید میتونید حل کنید ولی باهوش ترا همشو حل میکنن 

دو اتاق داریم که این دو اتاق به هم مشرف نیستند در 1 اتاق 3 لامپ و در 1 اتاق 3 کلید وجود دارد شما چطور می توانید 1 بار به اتاق کلید ها بروید و 1 بار هم به اتاق لامپ ها و بگویید هر کلید برای کدام لامپ است:cool: این معما را بیلگیتس در سال 2002 طراحی کرد تا از بین 100 مهندس یکی را برای شرکتش انتخاب کند.
 
بچه ها این سوال رو شما رو  حتی از اون ۲٪ درصد ها هم باهوشتر نشون میده پس یالا عید وبیکار نباش اون مغز ایرونی تو به کار بنداز به هر نتیجه ای هم رسیدی تو قسمت نظرات بهم بگو فقط زود باش بهتون گفته باشمکه
:شما ایرونی هستی همین دلیل واسه حل تمام این معما ها بسه
 

این معما

روز عید نوروز ، کرمی و احمدی به نوه های خود اسکناس نو عیدی دادند.

 هر نوه پسر  به تعداد نوه های پسر دو

خانواده ، و هر نوه دختر به تعداد نوه های دختر دو خانواده ؛

 اسکناس صد تومانی عیدی گرفت. هر خانواده 697 اسکناس صد تومانی عیدی داد. اگر تعداد نوه های  دو خانواده  متفاوت باشد ؛دو خانواده مجمو عاً چند نوه دارد

 

حال بابا بی خیال میدونم ،شما فکر کنید اسکناس شون 5 هزار تومنیه

حالا بخشید یه خورده قدیمیه 

 

عید اون سال صد تمون واسه خودش صد تومن بوده

 

اینم معمای بعدی

با در دست داشتن سر نخهای زیر؛ شماره تلفن مرا مشخص کنید.

 

سه رقم اول آن به ترتیب نزولی با مجموع 18 و حاصلضرب 210 اند .

چهار رقم آخر شامل سه رقم اول به ترتیب نزولی اند که عدد مرکبی

 واقع در مکان دوم از آخر  را احاطه کرده اند.

چهار رقم مزبور  دارای حاصلضرب 336 هستند.

 

 و حالا یه سوال سخت :"{ خدا دنیا را در چه روزی آفرید؟}":

 

شما هفت انتخاب دارید و آزادید هر کدوم رو انتخاب بکنید 

 

به دلتون صابون(شامپو مواد شوینده ریکا و..)نزنید که جوابشو به این زودیا بزارم

به یه شرط جواب گذاشته میشه که خودتون رو فعال نشون بدید و نظرات این پست به عدد ۱۰۰ برسه فقط این راهشه

زود باشید میخوام هوشتون به رخ بقیه بکشید مخصوصاْ این بیل گیتس بی هنر

+ نوشته شده در  سه شنبه ششم فروردین 1387ساعت 5:15 بعد از ظهر  توسط واقفي  | 

چوپان مغناطيسي

چوپان مغناطيسي

الكترونها در محيط پلاسمايي مثل گوسفنداني هستند كه در يك مرتع باشند. آنها به اطراف پرسه مي زنند و گاهي به سقلمه اي احتياج دارند تا باعث شود در راه مشخص گله قرار گيرند. چهاردهم نوامبر، يك تيم تحقيقاتي روشي را عرضه كرد كه با آن مي توان ديواري يكطرفه ساخت كه كه اجازه ي ورود الكترونها از يكطرف را مي دهد ولي الكترونهايي كه از طرف ديگر ديوار مي خواهند وارد شوند را مانع مي شود. اين روش جديدي براي به دام انداري الكترونها در محيط پلاسمايي است. اين ايده ما را به ياد "شيطانك ماكسول(Maxwell's Demon)" مي اندازد كه مي گفت فرض كنيد يك ظرف را با تيغه اي به دو قسمت تقسيم مي كنيم و يكطرفش را تا نصف از گاز پر مي كنيم. موجود هوشياري را در جلوي سوراخ بين دو نصفه ي ظرف قرار مي دهيم و او فقط مولكولهاي پرسرعت را انتخاب و به سمت ديگر هدايت مي كند. اين آزمايش نظري عملا غير قابل اجراست اما در اينجا با احتساب اينكه مقداري گرما هدر مي رود مي توان الكترونها را به دقت تفكيك كرد. (مثل همان كاري كه شيطانك جلوي دريچه در آزمايش ذهني ماكسول مي كرد!) قصه اينگونه است كه در يك راكتور گداخت بنام توكامك، محققان ميدان مغناطيسي براي نگه داري پلاسما در يك محل خاص بكار مي برند. يعني پلاسما را (كه مجموعه اي از الكترونهاست) درون ظرفي از جنس ميدان مغناطيسي قرار مي دهند. براي اينكار تعدادي از الكترونهاي پلاسما را در ميدان مغناطيسي مي اندازند كه باعث مي شود اين الكترونها دور حلقه اي شبيه به خانه ي حلزون بچزخند و اين خانه حكم ظرفي را دارد كه درونش پلاسما حبس مي شود. اما اين روش نيازمند اينست كه مقدار بسيار زيادي امواج راديويي به درون پلاسما فرستاده شود كه اين مقدار باعث گرم شدن بسياري از الكترونها و اتلاف گرمايي مي شود. نات فيش (Nat Fisch) از دانشگاه پرينستون (Princeton University) و همكارانش تصميم گرفتند كه انرژي لازم براي ظرف را بجاي اينكه به همه جا بفرستند فقط به يك منطقه ي كوچك بفرستند. اين ايده دو نوع ميدان مي خواهد. اول، يك لايه ي نازك از ميدانهاي الكترومغناطيس نوسان كننده مي خواهد كه بطور عمودي محوطه ي پلاسمايي را نصف مي كند و دوم، يك ميدان مغناطيسي ايستا مي خواهد. الكترونها ترجيح مي دهند كه از ديواره ي قوي و نوساني الكترومغناطيسي فاصله بگيرند بنابراين به عقب برميگردند اما ميدان مغناطيسي روي الكترونهاعمل مي كند و آنها را مجددا به جلو هدايت مي كند(مثل يك درب يكطرفه). نمايي از يك پلاسماي حبس شده در يك توكامك. توضيح كاملتر و واضحتر انست كه فرض كنيد يك الكترون به ديوار نزديك ميشود. ميدان مغناطيسي ايستا كه عمود بر ديوار است باعث مي شود كه الكترون روي مسيري حلزوني شكل به سمت ديوار جلو برود. در نزديكي هاي ديوار فركانس اين چرخش رو به جلو با فركانس نوسان ميدان الكترومغناطيسي ديوار هماهنگ مي شود و باعث مي شود كه الكترونها در جاي مشخصي از مدار چرخششان ناگهاني به سمت داخل كشيده شوند. اين شوت شدگي به سمت ديگر ديواره براي تمام الكترونها در همان جهت وجود دارد. يعني فرقي نمي كند كه الكترون به ديواره از كدام سمت نزديك شود. اگر الكتروني مثلا از سمت ديگر به ديوار نزديك شود، ميدان مغناطيسي ايستايي كه الكترونها را رو به يك سمت هدايت مي كند باعث دوري آن الكترون از ديوار مي شود. بنابراين مي بينيد كه ديوار اينجا مثل شيطانك ماكسول كه به يكسو تفكيك مي كرد عمل مي كند. حالا اين تيم در حال عملي كردن اين ايده هستند تا بتوانند با دو ديوار الكترونها را بين اين دو حبس كنند.

منبع :www.nojum.ir

+ نوشته شده در  یکشنبه چهارم فروردین 1387ساعت 1:39 بعد از ظهر  توسط اكبري پور  | 

كهكشاني از عصر تاريكي جهان!

كهكشاني از عصر تاريكي جهان!
كهكشاني از عصر تاريكي جهان!
اخترشناسان «هابل» به کشف جوان‌ترین و درخشان‌ترین کهکشان موفق شدند

گروهي بين‌المللي از اخترشناسان با به كارگيري تلسكوپ فضايي هابل يكي از جوانترين و درخشانترين كهكشان‌هايي را كه تاكنون كشف شده شناسايي كردند.

به گزارش سرويس علمي خبرگزاري دانشجويان ايران(ايسنا)، اين پژوهشگران به سرپرستي لاري برادلي از دانشگاه جان هاپكينز اعلام كردند كه كهكشان كشف شده به نام A1689-zD1 سيزده ميليارد سال نوري از زمين فاصله دارد و حدود 700 ميليون سال پس از پديده انفجار بزرگ شكل گرفته است.

اختر شناسان معتقدند كه پديده انفجار بزرگ يا بيگ بنگ 13 ميليارد سال قبل رخ داده و كائنات را بوجود آورده است.

اين كهكشان به قدري دور است كه مشاهده آن با دوربين پيشرفته هابل براي تحقيقات امكان پذير نبوده و به همين دليل با دوربين نزديك مادون قرمز اين تلسكوپ فضايي و اسپكترومتر چند منظوره رصد شده است.

اين دانشمندان شامل پژوهشگراني از دانشگاه كاليفرنيا و رصدخانه جنوب اروپا اعلام كردند كه مطالعات و رصدهاي خود را در اين زمينه با استفاده از تلسكوپ كيك در هاوايي و تلسكوپ وري لارژ در شيلي دنبال خواهند كرد.

اين پژوهش در مجله استروفيزيكال منتشر شده است.

منبع: خبرگزاري دانشجويان ايران

+ نوشته شده در  یکشنبه چهارم فروردین 1387ساعت 1:34 بعد از ظهر  توسط اكبري پور  | 

چرا جهان اين قدر در تلاش است كه نابود نشود ؟

چرا جهان اين قدر در تلاش است كه نابود نشود ؟
چرا جهان اين قدر در تلاش است كه نابود نشود ؟
گذری بر فیزیک مدرن...

چرا جهان اين قدر در تلاش است كه نابود نشود ؟

جواب اين سوال را تا به حال هيچ دانشمند و يا فيلسوفي نيافته است. حتي هاوكينگ دانشمند و اختر شناس بزرگ در جواب به آن گفته است :«اگرجواب اين سوال را بدانم مطمئناً به سوال هاي ديگري خواهم رسيد كه آغازگركشف نظريه ي همه چيز و رسيدن به قله هاي ناممكن فيزيك و تمام علوم ديگر است.» از نظريه ي همه چيز گفتيم ، حتماً محتواي اين نظريه ي جديد كه هنوز كامل نشده براي شما مبهم است. پس در اين مقاله به بحث و بررسي درباره اركان سازنده ي اين نظريه خواهيم پرداخت. نظريه اي كه شايد انسان بتواند با داشتن آن فكر خدا را درباره ي كائنات و جهان آفرينش بخواند و خود را به بينهايت نزديك تر سازد. به عبارت ديگر تلاش ما بيان مفاهيمي است كه انسان براي يافتن سرنوشت ويا گذشته ي خويش به آن هااحتياج دارد .

بهتر است قبل ازبررسي پايه اي اين نظريه با چند مفهوم وعبارت آشنا شويم:

الف-  سياهچاله ها يا ستاره هاي رمبيده شده : يك سياهچاله يك جرم متراكم و يك ستاره ي مرده است كه در آن گرانش به حدي شديد است كه حتي نور نيز نمي تواند از آن بگريزد، پس يك سياه چاله ديده نمي شود .

ب - انفجار بزرگ: نظريه اي كه مي گويد جهان در ابتدا يك گوي آتشين بسيار داغ بوده كه منفجر شده و ماده وانرژي و...را بوجود آورده است تا جهان بصورتي كه امروزه مي بينيم در آيد اين نظريه در قرن نوزدهم ميلادي توسط هوگان ارائه شد.

ج - مكانيك كوانتومي  : سال ها پيش تصور مي شد كه كوچك ترين اجزاي تشكيل دهنده ي ماده، اتم ها هستند ولي بعدها كشف شد كه در اتم نيز هسته اي وجود دارد كه الكترون ها به دورآن چرخش مي كنند و همين طور خود هسته از ذرات كوچك تري به نام نوكلئون تشكيل شده و هر يك از نوكلئون ها نيز باز از ذرات كوچك تري به نام كوارك ها تشكيل يافته اند كه بار و وزن هسته اتم را مشخص مي كنند . كوارك ها يكي از ذرات بنيادين هستند كه بعد از انفجار بزرگ بوجود آمدند.كوارك ها داراي شش نوع هستند كه هسته اتم فقط از دو نوع اول آنها يعني بالا و پايين تشكيل يافته است.

د - نيروهاي بنيادين يا اوليه :بين ذرات بنيادين چهارنوع نيروعمل مي كند كه عبارتند از:

الف) نيروي پر قدرت كوارك :اين نيرو از جدا شدن بيش از حد كوارك هاي داخل هسته از يكديگر و يا حتي از پرت شدن آنها به خارج جلوگيري مي كند ، نيروي پر قدرت كوارك از طريق ذرات مبادله كننده(گلوئون)انتقال مي يابد كه بين كوارك ها در پروازهستند .

ب) نيروي الكترومغناطيسي : يك ذره داراي بارمنفي به وسيله يك ذره ي منفي ديگر دفع و به سوي يك ذره با بارمثبت جذب مي شود اين نيرو توسط فوتون ها مبادله مي شود .

پ) نيروي ضعيف : اين نيرودربين ذرات بدون بار(خنثي)ودرفواصل خيلي نزديك برقراراست و باعث راديواكتيويته مي شود كه نوعي از آنرا راديواكتيويته ي بتا مي نامند وذره ي پيام رسان اين نيرو«ويكون»نام دارد.

ت) نيروي گرانش : يكي از چهار نيروي طبيعت كه ضعيف ترين آنهاست . گراني،هميشه جذب مي كند،هيچ گاه دفع نمي كندومي تواند تا فواصل بسياردور،تاثيرداشته باشد.همچنين ذره ي پيام رسان اين نيرو«گراويتون»نام دارد كه تاكنون بطور مستقيم مشاهده نشده است.

انرژي تاريك:

يكي ازنظريه هايي كه ما را دررسيدن به «نظريه ي همه چيز» ياري مي كند،نظريه ي اينشتين درمورد مجموعه ايست كه سبب انبساط جهان مي شود.اين مجموعه (منظورماده وانرژي)حدود 95 درصد ماده وانرژي جهان را تشكيل مي دهد.

ازاين مجموعه ي 95 درصدي،30درصد ماده ي تاريكو65درصد انرژي تاريك است كه عامل شتاب داربودن انبساط و بي نظمي جهان مي باشد.همچنين سياهچاله ها نيز نوعي ماده تاريك محسوب مي شوند. نظريه پردازان انرژي تاريك يا نيروي ضد جاذبه معتقدند كه: اين نيرو در طول زمان مي تواند نيرومندتر يا ضعيف تر شود.اين نيرو يا سرانجام دنيا را در يك لحظه از هم مي پاشاند،يا درآينده ي دوررفته رفته آن را خاموش مي كند.اين آينده ي دور10 ميليارد سال با زمان حال فاصله دارد.اگراين نيروخود به خود ازميان برود،جاذبه بارديگربر گيتي مستولي مي شود و جهان خود به خود فرومي پاشد.اين نيرومدت هاست كه وجود دارد وتغيير آن بسياركند وآرام است.

يكي از كيهان شناسان به نام دكتر"ريس"مي گويد:«هرگونه تحول تسريع كننده،كه به قدرتمند شدن اين انرژي تاريك منجرشود تا30ميليارد سال ديگرروي نخواهد داد.»هم چنين برخي محاسبات دانشمندان درباره ي قدرت اين انرژي به يك عدد واحد رسيده است كه نام آن را دبليو گذاشته اند.اين عدد درحقيقت نسبت ميان فشاروتراكم اين انرژي تاريك است.يكي ازعجيب ترين خصوصيات اين انرژي مرموزاين است كه برخلاف ماده يا انرژي معمولي چگالي آن با انبساط فضا كاهش نمي يابد و شواهد زيادي حكايت ازآن دارد كه هميشه داراي چگالي ثابتي است.به اين ترتيب با انبساط جهان چگالي مواد معمولي رفته رفته كمتر مي شودوحتي نسبتي كمتراز5 درصد را به خود اختصاص خواهد داد ولي درصد انرژي تاريك روبه ازدياد خواهد گذاشت.

اميد است با ادامه ي كاردانشمندان در آينده ي نزديك هيجان انگيزترين راز علم حل شود.

فرضيه سفردرزمان: يكي ازجالب ترين افكاربشر،ايده ي جابجايي دربعد زمان است.اينشتين با ارائه ي نظريه ي نسبيت خاص خود نشان داد كه اين كار از نظرتئوري شدني است،برطبق اين نظريه اگرشيئي به سرعت نورنزديك شود،گذشت زمان برايش آهسته تر صورت مي گيرد.بنابراين اگر بشود با سرعت بيش از سرعت نور حركت كرد زمان به عقب بر مي گردد.مانع اصلي اين است كه اگرجسمي به سرعت نور نزديك شود جرم نسبي آن به بي نهايت ميل مي كند لذا نمي شود شتابي بيش از سرعت نور پيدا كرد. اما شايد روزي هم اين مشكل حل شود!

دانشمندان براين عقيده هستندكه اين كاربه كمك يك پديده ي طبيعي صورت مي گيرد.دراين خصوص سه پديده مدنظراست:

سياهچاله هاي دوار ، كرم چاله هاوريسمان هاي كيهاني



سياهچاله هاي دوار:سياهچاله ها بر دو نوع اند ، دوار و غير دوار ، سياهچاله هاي غيردوار داراي انتهاي نقطه مانند هستند ، در آن جا هر جسمي كه به حفره مكش شده باشد نابود مي شود ، اما سياهچاله هاي دوار داراي انتهايي قاعده دار به شكل حلقه هستند كه مانند يك قيف واقعي انتهايشان بازاست،همچنين فقط اين نوع سياهچاله است كه مي تواند سكوي پرتاب به آينده يا گذشته باشد.انتهاي قيف به يك قيف ديگر به اسم سفيدچاله مي رسد كه درست عكس آن عمل مي كند.يعني هر جسمي را به شدت به بيرون پرتاب مي كند.ازهمين جاست كه مي توانيم پا به زمان هاوجهان هاي ديگربگذاريم.



كرمچاله ها:  يك سكوي ديگر گذر از زمان است كه مي تواند درعرض چند ساعت ماراچندين سال نوري جابجا كند.فرض كنيد دونفردوطرف يك ملافه راگرفته ومي كشنداگر يك توپ تنيس برروي ملافه قرار دهيم يك انحنا درسطح ملافه به سمت توپ ايجادمي شود.
يك تيله روي اين ملافه قرار دهيم به سمت چاله اي كه توپ ايجاد كرده است مي رود.
اين نظر اينشتين است كه كرات آسماني در فضا و انحنا ايجاد مي كنند ،درست مثل همان توپ روي ملافه. حالا فرض كنيم فضا به صورت يك لايه ي دوبعدي روي يك محورتاشده باشد وبين نيمه بالاوپايين آن خالي باشدودوجرم هم اندازه درقسمت بالا وپائين مقابل هم قرارگيردآن وقت حفره اي كه هردو ايجاد مي كنند مي توانند به هم ديگررسيده وايجاد يك تونل كند0مثل اين كه يك ميانبردرزمان ومكان ايجاد شده باشد به اين تونل كرمچاله مي گويند.


حال سوالي پيش مي آيد كه اگرما مي توانستيم به گذشته سفركنيم.زماني كه هنوزبه دنيانيامده بوديم وپدربزرگ خودرامي كشتيم پس چگونه ماوجود داريم اين يك پارادوكس است ونقيض خودش دردرونش است ولي بايد گفت راه حلي نيزبراي اين موضوع پيداشده است واين راه حل نظريه ي جهان هاي موازي است.طبق اين نظريه امكان داردچندين جهان وجود داشته باشد،كه مشابه جهان ماست اما ترتيب وقايع درآنهافرق مي كند.پس وقتي به عقب برميگرديم دريك جهان ديگروجود داريم نه درجهاني كه درآن هستيم.همچنين مي توان گفت كه اين نظريه تقريبا همجهت ومنطبق با نظريه استيفن هاوكينگ درباره ي جهان هاي نوزاد است كه بيانگر اين است كه غيرازجهان ما جهان هاي ديگري نيزوجود دارند كه ازطريق راه هائي به هم متصلند.

نظريه ريسمانهاي كيهاني يا ابر ريسمان:

يكي ازبرترين موفقيت هاي علم درقرن بيستم اين است كه درسطح پايه،قوانين فيزيك به دو فرمول خلاصه شدند:

الف - تئوري گرانش اينشتن:كه فضاهاي بسياربزرگ راتوصيف مي كند.مثلاكهكشانها، سياهچاله ها وانفجار بزرگ.

ب - تئوري كوانتومي:كه فضاهاي بسياركوچك راتوصيف مي كند0مثلاجهان كوچك ذرات زير اتمي والكترومغناطيس0

يكي از بزرگترين طنزهاي طبيعت كيهان شناسي اتحاداين دوفرمول است كه واقعاگيج كننده به نظرمي رسد وحتي بزرگترين فيزيكدانان جهان مثل اينشتين وهايزنبرگ نتوانستند ازعهده ي آن برآيند،خوشبختانه مايك تئوري مناسب براي اتحاداين دونيروداريم (در حقيقت اين تنها تئوري است و ديگرتئوري هابه تناقض رسيده اند ) كه ابر ريسمان ناميده مي شود كه به سادگي دستگاه گرانشي را با تئوري الكترومغناطيس كه براي حل مشكلات كرمچاله هاي كوانتومي لازم است،متحد مي كند.

تئوري ابرريسمان قوانين مبهم فيزيك كوانتومي رابافرض اين كه ذرات زيراتمي درحقيقت ارتعاشي از يك رشته كوچك هستند توضيح مي دهد،ارتعاش يك رشته ويالون سبب ايجاد يك نت مي شود،همچنين ارتعاش يك ابرريسمان سبب ايجاد ذرات موجود درطبيعت مي شود. بنابراين جهان يك سمفوني ازريسمان هاي درحال ارتعاش است و توضيح بيشتراين كه يك ريسمان كه درزمان حركت مي كند باعث انحناي فضاي اطرافش مي شود كه سياهچاله،كرمچاله وديگرجوابهاي مرموزاينيشتن رامي سازد ودريك كلام، تئوري ريسمان،تئوري اينيشتن وكوانتوم فيزيك را با يك نتيجه ي منطقي متحد مي كند.

همچنين بايد دانست،كه اين ذرات زيراتمي كه سازنده ي تارهاي اين ويالون هستندآن قدركوچك هستند طوري كه اگرهسته ي اتم هيدروژن راشهرتهران فرض كنيم اندازه اين ذرات اتمي درداخل اين شهراست به عبارتي ديگراين ذره 18-^10برابر يك اتم است.

ادوارد ويتن ازموسسه ي تحصيلي پيشرفته در پرينستون ادعاكرده است: «تئوري ابرريسمان تئوري قرن بيست ويكم است كه تصادفادرقرن بيستم كشف شده است وهنوز رياضيات موردنيازقرن بيست ويكم براي حل سياهچاله هاي كوانتمي كشف نشده است.»تا اينجا به تلاش هاي انجام شده و نظريه هاي ارائه شده براي رسيدن به نظريه كلي پرداختيم.در پايان بهتراست شناخت دقيق تري نيز از خود نظريه درحيطه ي فيزيك داشته باشيم:

اين نظريه :

ـ بايد مدلي به ما بدهد كه بين نيروها وذرات،يگانگي ايجاد كند.

ـ بايد به اين سوال پاسخ دهد كه«شرايط مرزي»چيست؟ شرايطي كه دراولين لحظه،قبل ازآن كه هيچ زماني بگذرد وجود داشته است.

ـ بايد امكان چند انتخاب را بدهد.بايد محدود كننده باشد.به عنوان مثال،بايد دقيقاً پيشگويي كند كه چند نوع ذره وجود دارد. اگرحق انتخاب هايي راباقي مي گذارد،بايداين واقعيت را به نحوي توضيح دهد كه اين، جهاني است كه ما داريم،نه جهاني كه با آن اندك تفاوتي دارد.

ـ بايد تعداد كمي اجزاي اختياري داشته باشد .اين ميتواند به اين معني باشد كه ما هيچ گاه نظريه اي بدون اجزاي اختياري نخواهيم داشت با اين حال ، ترجيح مي دهيم كه براي پاسخ ها نبايد نگاه زيرچشمي بسيارمكرري به جهان واقعي داشته باشيم، شگفت آن كه نظريه ي«همه چيز»ممكن است يك جزءاختياري باشد.

ـ بايد جهاني،مثل جهاني راكه مشاهده مي كنيم،پيشگويي كند يابه طورقانع كننده اي توضيح دهد كه چرا اختلافي وجود دارد.يك نظريه «همه چيز»بايدراهي بيابد تادرقياس با آنچه مامشاهده مي كنيم، ايستادگي كند.

ـ بايد ساده باشد و درهمان حال،امكان پيچيدگي هاي عظيم رابدهد.

ـ بايدمعماي تركيب نظريه ي نسبيت عام اينيشتن نظريه اي كه معمولاباآن گراني راتوضيح مي دهيم)ومكانيك كوانتومي(نظريه اي كه معمولابه هنگام بحث درباره ي سه نيروي ديگربه كار مي بريم)راحل كند.

+ نوشته شده در  یکشنبه چهارم فروردین 1387ساعت 1:19 بعد از ظهر  توسط اكبري پور  | 

از كجا آمده ايم؟
از كجا آمده ايم؟
فیزیکدانان در پاسخ به این پرسش که جهان چگونه آغاز شده است، نظریه انفجار بزرگ را مطرح می کنند. طبق این نظریه جهان ۷۱ میلیارد سال پیش ...

 

ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه چهارم فروردین 1387ساعت 1:11 بعد از ظهر  توسط اكبري پور  | 

معما 2

 سلام ایشالا سر حالید

 

.

ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه سوم فروردین 1387ساعت 4:52 بعد از ظهر  توسط واقفي  |