.::..ΞΞΞفیزیک کوانتومΞΞΞ.::.™

خدا جهان را آفريد , با قوانين ثابت كه هيچ گاه قابل تغيير نيستند.(سیاه چاله)

نظریه وجود جرم منفی با توجه به E=mc2

چکيده:
با تقارن موجود در طبيعت براي تمام ذرات هم جرم منفي و هم جرم مثبت در نظر مي گيريم (اين نامگذاري به معني آن نيست که آنها داراي بار الکتريکي مثبت يا منفي باشند) جرم منفي قابل رويت نمي باشد.
 
از اتم هيدروژن شروع کرده ايم و توزيع جرم منفي در اطراف هسته اتم هيدروژن به نحوي در نظر گرفته شده که يا نتايج تجربي اسپکتروسکپي اتم هيدروژن در ارتباط باشد.
 
بين دو ذره مختلف از جمله الکترون و پروتون در اتم هيدروژن مي تواند جزيي از انرژي جرمي مثبت يکي با جزيي از انرژي منفي ديگري و بالعکس آن اثر کرده که ضمن آن پيوند دو ذره صورت ميگيرد و پرتو الکترومغناطيسي تابش مي شود. 
 ( طبق رابطه اينشتين براي جرم، انرژي جرمي   E=mc2  در نظر ميگيريم) براي جدا سازي الکترون از اتم هيدروژن که مقداري از جرم الکترون و پروتون ضمن پيوند کاسته شده و تبديل به پرتو گرديده ، چنانچه اين اتم تحت تابش پرتوي به انرژي مناسب واقع گردد  ضمن تامين کسري از جرم منفي و مثبت براي هريک (الکترون و پروتون) الکترون از اتم خارج و آزاد ميگردد.
در مثال ديگر چنانچه دو ذره الکترون و پوزيترون مجاور هم واقع شوند کل انرژي جرمي منفي يکي با کل انرژي جرمي  مثبت ذره ديگر و بالعکس اثر کرده، که طي آن انرژي جرمي ها تماما تبديل به انرژي پرتو گاما خواهد شد. و چندين مثال هاي ديگر که در متن آمده است.

مقدمه:
در اين نظريه بنا به قرارداد براي تمام ذرات معمولي اعم از ذرات الکترون ، پروتون، نوترون… و يا ساير اجسام که در طبيعت با آنها سرو کار داريم و مي شناسيم، جرم مثبت نسبت ميدهيم. از طرف ديگر به هريک از اين ذرات يا اجسام علاوه بر جرم مثبت جرم منفي هم نسبت ميدهيم. جرم هاي منفي بطور مستقيم قابل رويت نمي باشند و هنوز هم نتوانسته اند با دستگاههاي فيزيکي آنها را آشکار سازند. اين نامگذاري هاي جرم مثبت و جرم منفي به مفهوم دارا بودن بار الکتريکي منفي يا بار مثبت و يا بدون بار بودن آنها نمي باشد.
در چند دهه اخير بويژه دهه حاضر مقالات پژوهشي مختلفي براي به اثبات رساندن وجود جرم منفي در مجلات معتبر علمي منتشر شده است. (مرجع 1 الي 7)
در اينجا ابتدا به ذکر دلايلي مي پردازيم که چرا علاوه بر جرم معمولي که آنرا جرم مثبت مي نمايم، جرم منفي نيز وجود دارد. در طبيعت براي نيرو ها و اثر متقابل آنها تقارن وجود دارد.
 اولا در طبيعت بار الکتريکي مثبت و منفي وجود دارد که باهم متقارند.
 ثانيا عقربه مغناطيسي يک قطب شمال و يک قطب جنوب موجود است که اين دو قطب هم حالت متقارن دارند.
 ثالثاً جهت اسپين الکترون در اتمهاي چند الکتروني بعضي به طرف بالا و بعضي ديگر به طرف پايين است. که همين موضوع براي اسپين نوکلئونها در هسته هاي چند نوکلئوني نيز مطرح است.
با توجه به اين تقارن ها در طبيعت پيش بيني مي کنيم که در طبيعت، هم بايد دو نوع جرم مثبت منفي وجود  داشته باشد.
اينک دو فرض براي خصوصيات جرم منفي قائل مي شويم.
1-     مقدار جرم منفي يک ذره با مقدار جرم مثبت همان ذره مساوي است.
2-  جرم مثبت يک ذره نمي تواند بر جرم منفي خود اثر کند. به همين ترتيب جرم منفي يک ذره نمي تواند بر جرم مثبت خود تاثير بگذارد. نه به صورت جزئي و نه به صورت کلي و در نتيجه پرتو الکترومغناطيسي تابش نميگردد. ولي جرم منفي يک ذره مي تواند با جرم مثبت ذره ي ديگر اين تبديل را صورت دهد. بنا به رابطه اينشتين  E=mc2  و يا

mc2 + m¯c2 =Eγ1 +Eγ2

تبديل جرم به انرژي انجام ميگيرد که با بيان دقيقتر انرژي جرمي مثبت يک ذره (که آنرا طبق معمول با  E=mc2 نمايش ميدهيم) به همان مقدار انرژي جرمي منفي ذره ديگر (که آنرا به E=m¯c2 نشان ميدهيم)، اثر کرده و توليد دو و يا ندرتا سه فوتون (پرتو الکترومغناطيس) مي نمايد. معمول بر اين است که اين پديده را Pair Annihilation که به معني نابودي زوج مي باشد، مي نامند. ولي با توجه به قوانين پايستگي انرژي، اندازه حرکت و غيره بجاي بکار بردن نابودي جرم، تبديل انرژي جرمي به پرتو الکترومغناطيس و يا عکس اين پديده يعني بجاي پديده توليد زوج، تبديل انرژي الکترومغناطيسي به انرژي جرمي مثبت  E=mc2  و منفي E=m¯c2 را به کار مي بريم .

در مقالاتي که اخيرا به چاپ رسيده جرم منفي را (Tachyon) ناميده اند. در مقاله اي در مجله علمي داخلي به نام اطلاعات علمي سال سوم شماره 8 در اول ارديبهشت سال 1367 در صفحات 10 و 11 به صورت مقدماتي درباره جرم منفي به چاپ رسيده بود، نام جرم منفي را nass در مقابل جرم مثبت mass گذاشته بودند. (مرجع 7) .
براي شروع مطالعه در باره جرم منفي از ساده ترين اتم يعني اتم هيدروژن که شامل يک پروتون و يک الکترون است آغاز مي کنيم.
 بنا به فرضيه اول که مقدار جرم مثبت يک جسم با مقدار جرم منفي همان جسم مساوي گرفتيم مثلا مجموع جرم مثبت و منفي پروتون MeV/c2 938.27 و براي نوترون  MeV/c2939.57 و الکترون را MeV/c20.511 مي باشد که نيمي از هر کدام جرم مثبت و نيمي ديگر جرم منفي آن ذره مي باشد.
در اتم هيدروژن طبق مدل بوهر، با توجه به نيروي کلمبي بين پروتون و الکترون مدارهاي مجاز براي الکترون حول هسته در نظر گرفته شده که با اعداد کوانتوم اصلي  n1, n2, n3 … مشخص شده اند. طبق اين مدل مقدار انرژي الکترون و شعاع اين مدارها قابل محاسبه است که با مقادير تجربي اسپکتروسکپي سازگار مي باشند. علاوه بر اين در مکانيک کوانتوم با در نظر گرفتن نيروي الکتريکي کولمبي بين الکترون و پروتون از حل معادله شرودينگر همين اعداد کوانتومي اصلي را مي توان بدست آورد. جدول (1)
نحوه توزيع جرم منفي:
 
ابتدا هدف تعيين مقدار انرژي جرم منفي مي باشد که در خارج از پروتون آن را احاطه کرده است. اين نحوه توزيع جرم منفي پروتون بايد به گونه اي باشد که چنانچه الکترون آزاد، به يکي از تراز هاي انرژي مجاز منتقل شود، قسمتي از جرم مثبت الکترون به جرم منفي پروتون در اين تراز طي رابطه  E=mc2 که تبديل جرم به انرژي است باعث توليد پرتو الکترومغناطيس (فوتون) گردد و بدين طريق با مقداري کم شدن انرژي جرمي مثبت الکترون و نيز انرژي منفي پروتون، الکترون ها در اتم هيدروژن مقيد و يا پيوند خواهد داشت.
براي اتم هيدروژن   که داراي يک پروتون و يک الکترون است، طبق مدل بوهر الکترون در تراز هاي ( يا مدارهاي دايره اي ) با کوانتوم اصليn داراي انرژي En و شعاع مداري rn  که به ترتيب؛

n2

h2

rn=

  و

k2e4m 1

En=



ke2m

2πh2 n2

 

  (1)

ke2

Enrn=


2πh

و چنانچه در اين رابطه انرژي E بر حسب eV (الکترون ولت) و شعاع r   بر nm حسب باشد داريم که:

   (2)

0.71944

En(ev)=


rn(nm)

با بيان ديگر براي اعداد مختلف کوانتوم اصلي داريم که

E1r1= E2r2= E3r3=…..E’r’=0.71944 eVnm   

در جدول 1 بازاء اعداد کوانتوم اصلي n  مقادير شعاع تراز ها برحسب  nm   و انرژي برحسب eV وارد شده است.

جدول (1) مشخصات انرژي و شعاع تراز ها براي کوانتوم هاي اصلي n

E (eV)

r (nm)

n

13.6

0.0529

1

3.4

0.2116

2

1.51

0.4761

3

0.85

0.8464

4

0.544

1.325

5

0.377

1.9044

6

0.2775

2.5921

7

0.2125

3.3856

8

0.1629

4.2849

9

0.136

5.29

10

با استفاده از رابطه (2) و جدول (1) نمودار تغييرات E برحسب را رسم ميکنيم:
اين نمودار با توجه به نقاط تجربي که بوسيله آزمايش هاي اسپکتروسکپي براي اتم هيدروژن صورت گرفته، بدست آمده که در جدول (1) نيز اين مقادير داده شده است و در ضمن اين مقادير با مدل اتمي بوهر و معادله شرودينگر سازگار است.

نمودار 1

اينک از رابطه (2) که از مدل بوهر و معادله شرودينگر بدست آمده، نمودار تجربي (1) را از دو طرف ادامه ميدهيم.
 
اولا  براي  فاصله هاي  کوتاهتر از  شعاع  اولين  مدار  الکترون  در اتم  هيدروژن  که  برابر  با 0529.0nm است شروع مي کنيم و تا مرز پروتون که شعاع پروتون در حدود r0=1.2 10-6 nm مي باشد و انرژي الکترون در اين نقطه 6105 eV خواهد بود، ادامه ميدهيم.
 
ثانيا براي فاصله هاي دور مثلا  براي عدد کوانتومي اصلي 100=n که بطور دلخواه انتخاب شده است r=5.29102 nm و انرژي مربوط به آن  13.610-4 eV مي باشد. نمودار را در اين قسمت هم ادامه ميدهيم. با مقايسه فاصله در دو حد، نسبت اين دو مقدار به هم 108 و نسبت انرژي ها 109 است.
با اين گستردگي مقادير انرژي و فاصله، براي نمايش دادن نمودار تغييرات E بر حسب r که مجموعه نقاط تجربي و دو نقطه حدي را شامل مي شود، با مقياس هاي لگاريتمي به صورت زير رسم مي کنيم.

نمودار (2)

]در مورد نقطه اي که تقريبا در وسط اين نمودار است و با دايره مشخص شده است، بعدا مطالبي ذکر خواهد گرديد[
اينک براي تعيين مقدار انرژي جرم منفي که در اطراف پروتون توزيع شده است ابتدا از همان رابطه (2) نمودار تغييرات بين دو نقطه حدي را با مقياس معمولي به طور شماتيک رسم مي کنيم.

نمودار (3)

سطح زير اين نمودار E برحسب r يعني S برابر است با :

و يا:                                                                  S=14.32 eVnm 
و اما انرژي مربوط به جرم منفي که در خارج از هسته (پروتون) مي باشد مساوي با حاصل ضرب S در  بنابراين داريم که ؛

E=s2πE0=23.14610514.32=54 MeV   (3)


توجه شود که با تغيير عدد کوانتومي اصلي بجاي 100 مثلاً 10 و يا 1000 اين مقدار تا حدودي تغيير خواهد کرد.
 
با ورود الکترون آزاد به يکي از تراز هاي انرژي مثلاٌ n=1 طبق مدل بوهر که با نتايج معادلات شرودينگر نيز سازگار است، شعاع آن 0.0529nm  است، مقداري از جرم منفي پروتون با همين مقدار از جرم مثبت الکترون و بالعکس برهم اثر کرده که در نتيجه آن مقدار اين دوانرژي جرمي تبديل به انرژي الکترومغناطيسي ميشوند. انرژي اين پرتو13/6eV است که از اتم تابش مي شود.
 ضمن گسيل اين تابش، اتم هيدروژن با انرژي کمي عقب زده خواهد شد.
 
  در اينجا متذکر مي شويم که در محاسبات صورت گرفته، تقريب هايي صورت گرفته است.
 اولاٌ به علت آن که جرم الکترون خيلي کمتر از پروتون مي باشد،  me=mp/1836 مقدار جرم منفي الکترون نسبت به پروتون کم ونيز اين جرم در محدوده کوتاهي از الکترون توزيع شده است.
 ثانياٌ بحث ما فقط درباره کوانتوم اصلي   (n) محدود بوده است و در مورد کوانتوم گشتاور زاويه اي ( l )  و گشتاور مغناطيسي (ml) بحثي نشده است.
 حال چنانچه پروتون را به صورت کره اي به شعاع 1/2fm و توزيع جرم مثبت و منفي در داخل آن را بطور يکنواخت بگيريم، مي خواهيم طبق نظريه وجود جرم منفي مقدار اين جرم منفي را در داخل پروتون نيز تعيين کنيم. اگر جرم منفي در خارج از پروتون را به mx  و مقدار جرم منفي را در داخل حجم پروتون به را mi  نمايش دهيم مقدار جرم منفي کل مربوط به پروتون برابر :

m¯ xc2+mic2 

ميباشد و طبق آنچه که قبلا اظهار شده مقادير جرم مثبت هر ذره از (جمله پروتون) با جرم منفي آن مساوي است. و چون انرژي معادل جرم پروتون روي هم رفتهMeV 938.27  است که نيمي از آن يعني 469.14MeV   مربوط به جرم مثبت است و نيمه ديگر مربوط به جرم منفي آن بوده است. بنابراين مقدار انرژي معادل جرم منفي داخل پروتون به اندازه  ic2=(469.14-54) MeV  و يا  415.14MeV  مي باشد.
در شکل زير نمودار هاي تغييرات جرم منفي به صورت نقطه چين و جرم مثبت پروتون [با خط پيوسته] برحسب r ( فاصله تا مرکز پروتون)بطور شماتيک رسم گرديده است.

نمودار (4)

مثال 2
اتم موئوني; حال بجاي اتم هيدروژن که شامل يک الکترون و يک پروتون مي باشد يک اتم موئوني که از يک موئون و يک پروتون تشکيل يافته در نظر مي گيريم بار الکتريکي موئون منفي و مقدار آن برابر بار الکتريکي الکترون است ولي جرم موئون 207 برابر جرم الکترون است با توجه به جرم کاهش يافته موئون در اتم موئوني داريم که ، شعاع مدار موئون اتم موئوني در تراز با کوانتوم اصلي n=1 بنا به نظريه بوهر برابر است با:

=2.84410-4  nm

0.0529

  =

h2

rµ=



186

k186mee2

و يا  284/4fm  مي باشد. و انرژي آن برابر است با:      E=13/6 x 186 = 2529/6 eV                     
لازم به ذکر است که جرم موئون 0.11 جرم پروتون است. بنابراين جرم منفي آن نسبتا در مقايسه با جرم منفي پروتون کم و جرم منفي آن تا فاصله کوتاهتري نسبت به جرم منفي پروتون توزيع شده است.
در اينجا متذکر ميشويم که براي تعيين انرژي پيوندي بين موئون و پروتون، در اتم موئوني نيز بايد علاوه بر اثر جرم منفي پروتون بر جرم مثبت موئون، مي بايست اثر جرم منفي موئون بر جرم مثبت پروتون نيز دخالت داده شود.
 اين اثر به علت فاصله نسبتاً کم موئون با پروتون مي باشد. ولي تا حدودي قابل ملاحظه است. ما در اينجا براي ساده کردن موضوع از دخالت آن صرفنظر نموده ايم.
با اين حال و با تقريب بکار گرفته شده، چنانچه بازهم حاصل ضرب انرژي در شعاع تراز موئون براي اتم موئوني حساب کنيم همان مقدار ثابتي که براي اتم هيدروژن داشتيم، بدست خواهد آمد.
در همان دستگاه مختصات E برحسب r که براي اتم هيدروژن رسم نموديم نمودار(2) نقطه اي به مختصات E وr مربوط به اتم موئوني وارد شده که اين نقطه نيز بر نمودار مربوط به اتم هيدروژن در قسمت ادامه داده شده منطبق است.
مثال 3
اينک بجاي اتم هيدروژن که شامل يک پروتون و يک الکترون مي باشد، هسته دوترون را در نظر مي گيريم. دوترون هسته اتم دوتريوم است که از يک پروتون و يک نوترون تشکيل شده است.
 در اينجا بحث کوتاهي در مورد آنچه را که نيروي قوي هسته اي نام دارد، و بايد منشاء وجودي آن را اثر جرم منفي يک نوکلئون بر جرم مثبت نوکلئون ديگر و بالعکس آن است مطرح مي کنيم:
ميدانيم که بين پروتون و نوترون و همچنين بين دو نوترون و نيز بين دو پروتون با بياني نيروي قوي هسته اي اثر مي کند. ( البته همچنين ميدانيم که بين پروتون با پروتون علاوه بر نيروي قوي هسته اي نيروي ضعيف تر کولوني نيز اثر مي نمايد.)
بنا به نظريه وجود جرم منفي، قسمتي از جرم منفي يکي از نوکلئون هاي دوترون، نوترون بر قسمتي از جرم مثبت پروتون،و بالعکس قسمتي از جرم منفي پروتون بر جرم مثبت نوترون اثر کرده مجموع انرژي جرم هاي مثبت و نيز انرژي جرم هاي منفي از آن بر اساس رابطه اينشتين: E=mc2  و يا:

c2m¯ + DE = Dmc2

به انرژي الکترومغناطيسي تبديل مي شود اين انرژي پرتو تابشي برابر  2.225MeV مي باشد.
محاسبه و آزمايش نشان داده است که شعاع پروتون در حدود  1.2fm است. شايد بتوان شعاع نوترون را نيز همين مقدار فرض کرد. از طرف ديگر محاسبه و آزمايش نشان داده است که شعاع دوترون تقريبا برابر 2.21fm  مي باشد. با توجه به اين فاصله کوتاه بين پروتون و نوترون در هسته دوترون به گونه اي خواهند بود که قسمتي از جرم مثبت نوترون با قسمتي از جرم مثبت پروتون، يکديگر را مي پوشاند. علاوه بر اين قسمتي از جرم منفي نوترون در قسمت حجم داخلي پروتون قبلا، و قسمتي از جرم منفي پروتون در قسمت داخلي نوترون وجود داشته اند. که آنها هرکدام ضمن اثر جرم منفي يکي با جرم مثبت ديگري تبديل به انرژي الکترومغناطيسي شده اند.
اين موضوع بعلاوه نشان ميدهد که هريک از نوکلئون ها در موقعيتي واقع شده اند که تراکم جرم منفي نوکلئون ديگر در اين ناحيه زياد است که بدين علت اثر مقدار جرم منفي يکي بر جرم مثبت ديگري زياد مي باشد که در نتيجه تبديل اين انرژي جرمي ها به انرژي الکترومغناطيسي نسبتا زياد خواهد بود.
 انرژي پرتو تابشي برابر MeV 2.225 مي باشد. بنابراين مقدار جرم دوترون به اندازه   2.225MeV/c2   از مجموع جرم پروتون آزاد و نوترون آزاد کمتر است.
با توجه به توزيع جرم منفي هر نوکلئون در صورتيکه فاصله دو نوکلئون، دوترون مقداري زيادتر شود، اثرات جرم منفي يک نوکلئون بر جرم مثبت نوکلئون ديگر، خيلي کم خواهد شد و پيوند بين آنها قطع خواهد گرديد که اين دليل روشني براي کوتاه بودن برد نيروي هسته اي مي ياشد که باز هم اين موضوع صحت نظريه وجود جرم منفي را تائيد مي کند.
براي هسته هايي که تعداد نوکلئون هاي آنها (عدد جرمي A) زياد است که آنها را هسته هاي نيم سنگين و يا سنگين مي نامند، يکي از نوکلئون ها که در قسمت داخلي هسته ( نه آنکه در پوسته ) هسته واقع است، اثر جرم منفي نوکلئون هايي که آن را احاطه کرده اند بر جرم مثبت آن زياد است و نيز اثر جرم منفي اين نوکلئون ذکر شده بر جرم مثبت نوکلئونهاي اطراف آن زياد مي باشد.
 انرژي حاصل از اين تبديلات جرم هاي منفي به جرم هاي مثبت و بالعکس براي يک نوکلئون که در قسمت داخلي هسته است حدوداً  8MeV مي باشد که در مقايسه با انرژي مربوط به دوترون  2.225MeV   قابل انتظار مي باشد. دقت شود که انرژي پيوندي مربوط به نوکلئون هايي که در قسمت پوسته هسته اي مي باشد، کمتر از نوکلئون هاي قسمت مرکزي است.
در اينجا متذکر مي شويم که با نظريه وجود جرم منفي نتايجي که از آن در منشاء نيروي قوي هسته اي و مقدار نيروي بين نوکلئونها و نيز برد کوتاه اين نيرو را به دست مي دهد به خوبي قابل توجيه است.
مثال 4
مقدمه: براي ذرات باردار، ذره و پاد ذره به دو ذره اي اطلاق مي شود که جرم ها و ساير خواص آنها با هم يکي ولي از لحاظ بار الکتريکي، يک ذره مثبت و ديگري منفي باشد. ذراتي که معمولا در طبيعت فراوان ترند، ذره مي ناميم مثل الکترون (e-) که بار آن منفي است و پاد ذره آن پوزيترون (e+) مي باشد که جرم آن برابر با جرم الکترون و بار الکتريکي آن مثبت است.
در مثال ديگر پروتون که داراي بار الکتريکي مثبت است، ذره (P) و پاد پروتون آن ذره اي است که جرم آن برابر جرم پروتون و بار الکتريکي آن منفي مي باشد که آن را به صورت (¯P) نمايش مي دهند. و اما براي ذراتي که بدون بار الکتريکي باشند، مثلا دو ذره در عمل يکي از اين دو را بطور دلخواه ذره و ديگري را پاد ذره ميگيريم.
به طور کلي چنانچه يک ذره و يک پاد ذره در مجاورت هم باشند، کل جرم منفي يکي بر جرم مثبت ديگري و بالعکس کل ذره مثبت همان ذره مثبت اوليه به کل جرم منفي ذره دوم اثر مي نمايد و بدين صورت کل جرم دو ذره تبديل به انرژي الکترومغناطيسي(γ ) ميگردد.
در مثال (4)، نمونه هاي مختلفي را مطرح مي کنيم بر خلاف آنچه که در مثال هاي قبلي ديديم در اين پديده ها، کل انرژي جرمي موجود، به انرژي الکترومغناطيسي تبديل مي شود. به عنوان يک مثال که در طبيعت اتفاق مي افتد ذره (e-) الکترون با پاد ذره آن (e+) باهم اثر مي کنند. بدين صورت:

e+ + e- = γ1+γ2
mc2 + m’c2= γ1+γ2

که در رابطه اخير، m  مجموع جرم منفي و مثبت الکترون مي باشد که برابر 0.511MeV و’ m مجموع جرم منفي و مثبت پوزيترون است، که آن هم  0.511MeV  مي باشد که و انرژي هريک از پرتو هاي γ نيز  0.511MeV   است
بعد از اتفاق افتادن اين پديده هيچ جرم وجود نخواهد داشت که طبق رابطه اينشتين انرژي جرمي به انرژي الکترومغناطيس تبديل مي گردد. در اينجا اضافه مي نمايد که با احتمال کمي هم بجاي دو فوتون سه فوتون تابش شود.
نمونه ديگري از اين نوع که از طريق تجربي مشاهده شده، صورت گرفتن پديده اي نظير آنچه که براي الکترون و پوزيترون ذکر شد، مي باشد که آن تاثير پروتون با پاد پروتون با هم است که با توجه به جرم منفي صورت مي گيرد.

γ1+γ2 = P¯ +P

چنانچه يک پروتون با يک پاد پروتون، مجاور هم در حال سکون باشند و يا ضمن برخورد باهم مواجه شوند جرم مثبت يکي با جرم منفي ديگري و بالعکس جرم منفي ذره اول با جرم مثبت ذره دوم اثر کرده و انرژي کلي جرم ها تبديل به پرتو g مي شود. چنانچه دو ذره نسبت به هم در حال سکون و نزديک به هم باشند انرژي پرتو هاي گاما  938.28MeV  خواهد بود.
و باز هم مثالي ديگر طبق رابطه اينشتين، تبديل جرم به انرژي الکترومغناطيسي همانگونه که ذکر شد ميتواند بين دو ذره که بدون بار الکتريکي باشند ولي از تمام لحظات ديگر از جمله جرم با هم يکي باشند صورت پذيرد.
 
جرم اين دو ذره باهم مساوي است و هريک از آنها داراي جرم منفي و نيز جرم مثبت مي باشند. تمام جرم منفي يکي°π  ها با تمام جرم مثبت °π  ديگر و بالعکس توليد اين پديده مي نمايند. در اصطلاح به طور دلخواه يکي از پيون هاي خنثي (°π) را ذره و ديگري پاد ذره مي گيريم.
و بازهم نمونه ديگري که با وجود جرم منفي توجيه مي کنيم صورت گرفتن پديده بين دو ذره ي خنثي (°η) مي باشد بدين گونه که

η°° = γ1+γ2

به طور خلاصه براي تمام نمونه هايي که در مثال 3 ذکر شده، و عملا اين پديده ها در طبيعت اتفاق مي افتد توجيه آنها با نظريه وجود جرم منفي کاملا وفق مي کند. 
اين نظريه عرضه شده، از چند لحاظ قابل اهميت است:
1-  به علت تقارني که در طبيعت بين نيرو ها و اثر هاي متقابل موجود است ضمن عموميت دادن اين موضوع براي جرم ، علاوه برآن که براي جرم هاي معمولي که آنها را جرم مثبت ميگيريم موجود بودن جرم منفي نيز طبيعي به نظر مي رسد.
2-  از نتايج تجربي مربوط به آزمايش هاي اسپکتروسکپي که کاملا مورد تائيد است براي محاسبات مربوطه به جرم منفي استفاده شده است.
3-  ضمن تائيد مدل بوهر و نتايج حاصل از حل معادله شرودينگر براي ساختار اتم هيدروژن با در نظر گرفتن جرم منفي و بکار بردن تبديل جرم به انرژي (E=mc2) و علت مقيد شدن و يا پيوند الکترون در اتم هيدروژن تشريح گرديده است.
4-  قبلا نمودار تغييرات E بر حسبr براي اتم هيدروژن که آن را براي فاصله هاي بلند و کوتاه ادامه داده بوديم نمودار 2 شرح داده شده، اينک مختصات E و r که براي اتم موئوني طبق محاسبه بدست آمده در آن نمودار وارد مي کنيم. اين نقطه نيز بر نمودار منطبق خواهد بود که اين سازگاري طبق مدل بوهر دور از انتظار نمي باشد.
5-  براي دوترون که هسته اتم دوتريوم است، باز به کمک همان رابطه اثر جرم منفي پروتون با جرم مثبت نوترون و بالعکس، اثر جرم مثبت پروتون و جرم منفي نوترون باعث تبديل قسمتي از انرژي جرم هاي اين دو نوکلئون به انرژي الکترومغناطيسي شده که پيوند دو نوکلئون صورت گرفته و هسته دوترون تشکيل مي گردد.
6-  پديده هايي که آنها را نابودي زوج مي نامند، که در واقع اين انرژي جرم ها هستند که به صورت انرژي الکترومغناطيسي تبديل شده و پرتو الکترومغناطيسي تابش ميگردد. بکار بردن لغت نابودي و يا Annihilation براي اين پديده مناسب نمي باشد.
 بعنوان اولين مثال انرژي جرمي مثبت الکترون با انرژي جرمي منفي پوزيترون و بعلاوه آن انرژي جرمي منفي الکترون با انرژي جرمي مثبت پوزيترون توليد دو يا سه فوتون خواهند کرد. و نيز همين موضوع براي دو ذره پروتون و پاد پروتون و نيز براي دو ذره خنثي الکتريکي (°π) با (°π ) صورت مي پذيرد.
7-  در فيزيک هسته اي، فيزيک اتمي و فيزيک مولکولي غالباً سخن از انرژي بستگي يا پيوندي مي شود که مثلا براي تعيين انرژي پيوندي هسته، (بدون در نظر گرفتن جرم منفي و مثبت آن) با توجه به جرم معمولي هسته و مجموع جرم اجزاي تشکيل دهنده هسته اين مقدار انرژي پيوندي را تعيين مي کنند.
 ولي به نظر مي رسد در مورد عاملي که باعث اين پيوند بين نوکلئون هاي يک هسته ميگردد، هيچ توجيهي به روشني و سادگي اثر متقابل جرم منفي و جرم مثبت براي تبديل انرژي جرمي به انرژي الکترومغناطيسي که ضمن آن بين نوکلئون ها پيوند صورت ميگيرد نباشد.
 در اينجا اضافه مي نمايد که با اين نظريه وجود جرم منفي و بکار بردن رابطه E=mc2 در هيچيک از اين مثال ها، قوانين فيزيکي از جمله قانون پايستگي انرژي، اندازه حرکت، بار الکتريکي، اسپين و غيره نقض نشده است. و به نظر مي رسد که در طول زمان اين نظريه دنبال شود و با مثال هاي جامع تري و با جزئيات بيشتري آن را مطرح کنند.
  
توضيح کوانتومي جرم منفي پرتون و نظريه پيشنهادي در مورد بار الکتريکي الکترون
 مقدمه:
در شماره آبانماه 1385 مجله وزين دانشمند، نخستين بخش از نظريه وجود جرم منفي منتشر شد. در اينجا ديدگاه کوانتومي جرم منفي پرتون توضيح داده شده است. علاوه بر آن، در ادامه نظريه پيشنهادي در مورد بار الکتريکي الکترون آمده است.
1 – در نحوه ي توزيع جرم منفي مثلاً در اطراف هسته اتم هيدروژن (پرتون) بجاي توزيع اتصالي جرم منفي،  توزيع کوانتومي در نظر گرفته مي شود.

 در نمودار زير توابع شعاعي چگالي احتمال r2|R(r)|2  براي چندين l , n    اتم هيدروژن بنمايش گذاشته شده است.

نمودار 3

 ماکزيمم احتمال اين حالات در rmax=n2a0    است.
محاسبات براي تعيين چگالي احتمال تنها براي حالت هاي    l=n-1  صورت گرفته، که توزيع چگالي لحتمال شعاعي  بصورت پيوسته کروي مي باشد. حالات مورد محاسبه براي اتم هيدروژن   4f, 3d, 2p, 1s مي باشد. بعنوان مثال براي حالت2p  که تابع موج شعاعي آن بصورت زير است.

 
 
واضح است که اگر r1=0    و =r2  باشد، براي تمام توابع موج شعاعي چگالي احتمال مساوي يک خواهد بود.
در اينجا توجه شود که علاوه بر حالت فوق براي n=2  که حالت  2p  مي باشد، حالت  2s  و نيز براي  n=3   حالات 3p  و 3d    وجود دارد و غيره، که توزيع چگالي احتمال يافت شدن الکترون براي آنها کروي نمي باشد و محاسبه صورت نگرفته است.
 
حال در اين نظريه نحوه ي توزيع جرم منفي مربوط به پرتون بمقدار چگالي احتمال يافت شدن الکترون در پوسته بين   rmax-a0≤ r ≤rmax+a0  نسبت مي دهيم.
 
که مثلاً براي 2p   که ماکزيمم تابع شعاعي توزيع احتمال آن در r=4a0   است حدود انتگرال گيري را از 3a0  تا 5a0  ميگيريم که طبق محاسبه براي اين حالت مقدار 0/375  بدست مي آيد.

 

 
در جدول زير براي چند حالت مختلف کوانتوم اصلي n  که تکانه زاويه اي آنها l  مساوي با n-1  است، توزيع چگالي احتمال که در اين حالات  در پوسته کروي مي باشد، بصورت زير داده شده است.

حالت

مکان محتمل ترين
 فاصله الکترون تا مبدا (rmax)

مقدار چگالي احتمال يافت شدن
الکترون در پوسته ي

rmax-a0≤ r ≤rmax+a0

1s

a0

0.8

2p

4a0

0.375

3d

9a0

0.13

4f

16a0

0.021

کميات احتمال که در جدول فوق داده شده بدون بعد (ديمانسيون)  است. چناچه بطور دلخواه آنرا mc2  انرژي جرمي الکترون ضرب کنيم مقادير متناسب با انرژي جرم منفي در اين پوسته ها را بدست مي دهد. با توجه به توزيع چگالي هاي غير کروي در اين محاسبات فقط قسمتي از انرژي جرم منفي پرتون را بحساب آورده ايم.
در اتم موئوني که از يک پرتون و يک موئون تشکيل شده، موئون در پوسته 1s  اتم موئوني واقع است. يعني در حالت پايه مي باشد.
قبلاً محتملترين فاصله آن را تا مبدا که 2/84×10-4 nm  و انرژي بستگي آن 2/53KeV   مي باشد، تعيين کرديم. مقدار چگالي احتمال آن از مبدا تا فاصله 22/84*10-4 nm  مساوي همان مقدار 0/8  مي باشد که در اين پوسته از مقدار انرژي جرمي آن  (2/53)/2 KeV  و از انرژي جرم منفي پرتون در اين پوسته همين مقدار کاسته شده است.
چنانچه امکان محاسبه کل انرژي جرم منفي پرتون که قسمتي در خارج از پرتون و قسمتي در داخل حجم پرتون وجود مي داشت، برابر مقدار زير مي گردد.    

MeV

938.24

 =

Mpc2



2

2

2 -  در اين نظريه وجود جرم منفي با توجه به رابطه انيشتين E=mc2 ، در مورد الکترون، آن را کره اي ميگيريم که بار الکتريکي آن (-e) فقط در قسمت کوچکي در مرکز اين حجم کروي الکترون وجود دارد و بقيه حجم کره بدون بار الکتريکي است.
 انرژي جرمي مثبت آن با وجود اين بار الکتريکي منفي (0/511)/2 MeV   و انرژي جرم منفي آن نيز همين مقدار است. الکترون آزاد اگر مثلاً  در تراز n=1  اتم هيدروژن منتقل شود مقداري از جرم مثبت خود (نه آنکه بار الکتريکي منفي) با جرم منفي پرتون که بطور کوانتايي در اطراف پرتون توزيع شده برهم کنش کرده و از جرم اين دو کاسته خواهد شد و طبق رابطه E=mc2  به انرژي پرتو الکترومغناطيسي تبديل و فوتون تابش مي شود.

منبع : نقل از مجله دانشمند شماره آبانماه 1385

+ نوشته شده در  دوشنبه ششم مهر 1388ساعت 1:48 بعد از ظهر  توسط واقفي  | 

... نامه اینشتین به آیت الله بروجردی ...

بسم الله الرحمن الرحیم

... نامه اینشتین به آیت الله بروجردی ...

... نامه اینشتین به آیت الله بروجردی ...

... نامه اینشتین به آیت الله بروجردی ...

... نامه اینشتین به آیت الله بروجردی ...

... نامه اینشتین به آیت الله بروجردی ...

... نامه اینشتین به آیت الله بروجردی ...

... نامه اینشتین به آیت الله بروجردی ...

... نامه اینشتین به آیت الله بروجردی ...

به نام تنها دوست تنهاییهام

چگونه یك حدیث، اینشتین را شگفت‌زده كرد؟ هیچ جا در هیچ مذهبی چنین احادیث پر مغزی یافت نمی‌شود و تنها این مذهب شیعه است كه احادیث پیشوایان آن نظریه ی پیچیده «نسبیت» را ارائه داده ولی اكثر

دانشمندان آن را نفهمیده‌اند.

«آلبرت اینشتین» فیزیكدان بزرگ معاصر، در آخرین رساله‌ علمی خود با عنوان «دی اركلارونگ Die Erklarung» (به معنای بیانیه) كه در سال 1954 در آمریكا و به زبان آلمانی

نوشت، اسلام را بر تمامی ادیان جهان ترجیح داده و آن را كامل‌ترین ومعقول‌ترین دین دانسته است.

این رساله در حقیقت همان نامه‌نگاری محرمانه اینشتین با مرحوم آیت‌الله العظمی بروجردی است. اینشتین در این رساله «نظریه نسبیت» خود را با آیاتی از قرآن كریم و احادیثی

از كتاب‌های شریف نهج البلاغه و بحارالانوار تطبیق داده و نوشته است كه هیچ جا در هیچ مذهبی چنین احادیث پر مغزی یافت نمی‌شود و تنها این مذهب شیعه است كه

احادیث پیشوایان آن نظریه ی پیچیده «نسبیت» را ارائه داده ولی اكثر دانشمندان آن را نفهمیده‌اند.

یكی از این حدیث‌ها حدیثی است كه علامه مجلسی در مورد معراج جسمانی رسول اكرم (ص) نقل می‌كند كه: «هنگام برخاستن از زمین، لباس یا پای مبارك پیامبر به

ظرف آبی می‌خورد و آن ظرف واژگون می‌شود. اما پس از اینكه پیامبر اكرم(ص) از معراج جسمانی باز می‌گردند مشاهده می‌كنند كه پس از گذشت این همه زمان، هنوز آب آن

ظرف در حال ریختن روی زمین است».

اینشتین این حدیث را از گرانبهاترین بیانات علمی پیشوایان شیعه در زمینه «نسبیت زمان» دانسته و شرح فیزیكی مفصلی بر آن می‌نویسد. اینشتین همچنین در این رساله «معاد

جسمانی» را از راه فیزیكی اثبات می‌كند. او فرمول ریاضی معاد جسمانی را عكس فرمول معروف «نسبیت ماده و انرژی» می‌داند: E = M.C2 >> M = E /C2

یعنی اگر حتی بدن ما تبدیل به انرژی شده باشد دوباره می‌تواند عینا به تبدیل به ماده و زنده شود.

اینشتین در این كتاب همواره از آیت الله بروجردی با احترام و به لفظ «بروجردی بزرگ» یاد كرده و از شادروان پروفسور حسابی نیز بارها با لفظ «حسابی عزیز» یاد كرده است.

اصل نسخه این رساله اكنون به لحاظ مسایل امنیتی به صندوق امانات سری لندن (بخش امانات پروفسور ابراهیم مهدوی) سپرده شده و نگهداری می‌شود.

این رساله را پروفسورابراهیم مهدوی (مقیم لندن) ، با كمك یكی از اعضاء شركت اتومبیل‌سازی بنز و به بهای 3 میلیون دلار از یك عتیقه‌فروش یهودی خریداری كرد.

دستخط اینشتین در تمامی صفحات این كتابچه توسط خط‌ شناسی رایانه‌ای چك شده و تأیید گشته است.


.............................................................................................................


اين هم گزیده ای ازآخرین رساله اینشتین به نقل از سايت IRExpert


DIE ERKLA"RUNG
دی ارکلرونگ ="بیانیه"
ترجمه:دکترعیسی مهدوی
تحقیق و پیشگفتار و پاورقی:
اسکندر جهانگیری

پیشگفتار:

در اوائل سال 1382 شمسی(=2003م) پروفسور ابراهیم مهدوی (تولد1310ش) - مقیم لندن - پس از سفری به امریکا وآلمان و فرانسه

و دیدار با برخی سرمایه داران شرکت اتومبیل سازی"فورد"در امریکا و "بنز" در آلمان و "کنکورد" در فرانسه و جلب رضایت برخی

از اعضاء آنها جهت کمک مالی برای خریداری این رساله ی گرانقیمت بالاخره موفق شدند قرارداد خرید آن از یک عتیقه فروش

یهودی را به امضاء برسانند...بهای این رساله که تماما" به خط خود اینشتین میباشد 3/000/000 دلار تمام شد که به این ترتیب

سرشکن شده / پرداخت گردید:
X - BENZ : $ 1/000/000

(به افتخاراینکه اینشتین آلمانی بود)
X - FORD : $ 1/000/000

(به افتخاراینکه درامریکا میزیست و نیز به افتخار جان.اف.کندی -رئیس جمهور امریکا(مقتول1963م)که در این رساله بارها اینشتین از

وی نام برده و او را رئیس جمهور آینده ی امریکا دانسته است حال آنکه در 1954م(سال نگارش این اثر) هنوز7 سال به زمان انتخاب

وی مانده بود! و این از پیشگوئی های اینشتین به شمار میرود. نیز شاید سرنخهائی از معمای حیرت انگیز ترور زنجیره ای خاندان کندی

در این رساله موجود باشد که بتوانیم دریابیم چرا کندی کشته شد؟ راز این معما کجاست؟ چرا خانواده ی او نیز قربانی شدند؟ و چرا...؟)
X-CONCORDE:$500/000


(به افتخارجناب لاوازیه - مقتول 1794م درانقلاب/ یا شورش/ فرانسه - و نیز قانون بقای ماده ی او که دراین رساله بارها یاد شده است)
X - TITANIC : $ 500/000

(به یادبود کشته شدگان حادثه ی اندوهبار کشتی "تایتانیک" انگلیسی و نیز الکساندر فلمینگ انگلیسی(فوت1955م) - کاشف پنیسیلین و از

یاری کنندگان اینشتین در نگارش این رساله - بخشهائی که مربوط به اسرار علم پزشکی و زیست شناسی و داروشناسی آن میشود...)...

شخصیت های اصلی این رساله:

آلبرت اینشتین(فوت مشکوک1955م) / الکساندر فلمینگ( فوت 1955م)(؟!!)/ آیت الله العظمی سید حسین بروجردی(فوت1961میلادی)

/ نیلز بور(بوهر) شیمیدان و فیزیکدان دانمارکی که او نیز با اینشتین در نگارش این اثر همکاری میکرد(فوت1962م)(؟!!)/ جان.اف.

کندی(مقتول1963م)(؟؟!!)/ علیرضا پهلوی(مترجم و رابط)( کشته شده براثر سقوط هواپیما توسط عناصر سازمان "کا.گ.ب" در1954م

(=1333ش - سال نگارش این رساله؟؟!!)/ حمیدرضا پهلوی(مترجم و رابط)(فوت1371ش=1992م)که نیلز بور اورا به اینشتین معرفی

کرده و در آن زمان 22 ساله بود...

سئوالی که اینجا مطرح میشود این است که چرا سه تاریخ مرگ (1954-1955 و باز 1955م) و نیز سه تاریخ مرگ (1961- 1962

- 1963 م) دقیقا" پشت سر هم واقع شده؟؟ وچرا نویسنده (اینشتین)با همکار اصلی اودراین نگارش(الکساندرفلمینگ) هردو در یک سال

(1955م) مرده اند؟؟ و چرا یکی از مترجمین و رابطها(ع...پ...) در همان سال نگارش رساله بر اثر سقوط هواپیما جان داده است؟؟

و بالاخره چرا باید این رساله از چنین شخصیتی (اینشتین) حدود نیم قرن(!!) مخفی بماند و چرا "صندوق امانات سری انگلیس" به بهانه

پرهیز از ایجاد"یک رولوشن(=انقلاب) خطرناک مذهبی" اجازه ی تکثیر این اثر علمی- مذهبی را تحت هیچ شرایطی به ما نمیدهد؟؟...

اینجانب هیچ نمیدانم!! اگر کسی میداند یا حدس میزند که جریان چه بوده بنده را نیز راهنمائی کند... بینهایت از او سپاسگزار خواهم بود.



...........................................................................................................




برگزیده ی ترجمه ی آخرین رساله ی اینشتین

--------------------------------------------------------------------------------


منبع:]IRExpert

سرآغاز متن کتاب)(اولین عبارت کتابچه ی اینشتین/ خطاب به آیت الله بروجردی این عبارت آلمانی است)

Herzliche Gru"&e von Einstein(هرتسلیش گروسس فن اینشتاین = با صمیمانه ترین سلام ها از اینشتین =)

محضر شریف پیشوای جهان اسلام...جناب سید حسین بروجردی...پس از 40 مکاتبه که با جنابعالی بعمل آوردم اکنون دین مبین اسلام و...آئین

تشیع 12 امامی (*1*) را پذیرفته ام/ که اگر همه ی دنیا بخواهند من را از این اعتقاد پاکیزه پشیمان سازند هرگز نخواهند توانست حتی من را

اندکی دچار تردید سازند! اکنون که مرض پیری مرا از کار انداخته و سست کرده است ماه مرتس(= مارس)(*2*) از سال1954 (*3*) است که من

مقیم امریکا و دور از وطن هستم.

به یاد دارید که آشنائی من با شما از ماه اوگوست(= اوت)(*4*) سال 1946 یعنی حدود 8 سال قبل بود(*5*).

خوب به یاد دارم که وقتی در 6 اوگوست(اوت) 1945 آن مرد ناپاک پلید(*6*)اکتشاف فیزیکی من را - که کشف نیروی نهفته در اتم بود - همچون

صاعقه ای آتشبار و خانمانسوز بر سر مردم بی دفاع هیروشیما فروریخت من از شدت غم و اندوه مشرف به مرگ شدم و در صدد برآمدم که

موافقتنامه ای بین المللی ... به امضاء و تصویب جهانی برسانم.

گرچه در این راه برای من توفیقی حاصل نشد ولی ثمره ی آن آشنائی با شما مرد بزرگ...بود که هم تا حدی من را از آن اندوه عظیم خلاص نمود

و هم بالاخره سبب مسلمان شدن پنهانی من شد. و چون این آخرین یادداشت من در جمعبندی این چهل نامه است/ برای خوانندگان

گرامی(بعدی) نیز مینویسم: همانگونه که آقای... بروجردی - مقیم شهر قم/ در ایران - میدانند:

من دراوگوست(اوت)1939(*7*) طی نامه ای به روزولت - رئیس جمهور وقت امریکا - او را از پیشرفت آلمان نازی - که در ابتدای جنگ جهانی دوم

بود - در مسئله ی شکافتن اتم و آزاد کردن و مهار انرژی عظیم آن جهت کشتار... و نابود کردن آنی برخی شهرها... مطلع ساختم و اکیدا" به او

(روزولت) گفتم که برای بازداشتن آلمان نازی از این نقشه ی جنایت آمیز...باید ابرقدرتی چون امریکا - که به نظر من عاقلترین و...خونسردترین

ابرقدرتهای دنیای فعلی است - سریعا" گروهی را مامور بررسی و تحقیق علمی- در شکافتن هسته ی اتم - بنماید و به سرعت باید بمب اتم را

بسازد چون دیر یا زود این سگ از زنجیر در رفته - یعنی آدولف هیتلر ...نژادپرست خونخوار - آن(بمب اتم) را ساخته و چون ببیند از راه جنگ متعارف

حریف تمامی دنیا نمیشود - حتما" متوسل به آن شده و لااقل چندین شهر بزرگ را هدف بمب اتمی خود قرار میدهد.اما وقتی امریکا...آن را از

قبل ساخته واعلان نموده باشد دیگر امثال هیتلر دیوانه نمیتوانند دنیا را به آتش بکشند! پس جناب پاپ پیوس دوازدهم نیز - که آغاز دوره ی پاپی

وی برای مسیحیان کاتولیک جهان / از همان سال 1939 بود - فتوا به این امر صادر کرد و فقط اکیدا" قید نمود که:"هرگز نباید از این سلاح اتمی

برای جنگ - حتی با خود نازیهای آلمان - استفاده شود...". سپس (من) نامه ای به محضر شریف پیشوای اسلامی آن زمان...سید ابو-ال- حسن

(ابوالحسن) اصفهانی - که مقیم نجف بودند - نوشتم/ ایشان نیز در جواب گفتند که:"از باب ناچاری لازم است که بمب اتم ساخته شود تا آلمانها

بهراسند و دست به حمله ی اتمی به هیچ کشوری نزنند. ولی استعمال این سلاح مرگبار در قانون اسلام بطور کلی ممنوع است و هرگز نباید از

آن - به نحو ابتدائی - استفاده شود حتی علیه خود آلمان نازی...باز تاکید میکنم : تا آنجا که امکان دارد نباید سلاح اتمی بکار گرفته شود و باید با

اسلحه ی متعارف با آلمان نازی مقابله کرد".


آری ! جهان در آن روزها وضعی اضطراری پیدا کرده بود. به حکم چنین بزرگمردانی (از ادیان و مذاهب مختلف) من (اینشتین) ناچار بودم که روزولت

را در جریان ساخت بمب اتم قرار دهم واین اقدام مانع عملکرد آلمان نازی شد و با این عمل من جان بسیاری از مردم دنیا نجات داده شد/ اما

افسوس که این فرمول به دست آن مرد دیوانه ی دیگر(*6*) افتاد و توصیه های من و روزولت را از یاد برده/ دچار وسوسه ی شیطانی شد و در

حال مستی دستور داد که خلبان احمق و جنایتکار او در6 اوگوست (اوت)1945 - که دنیا تازه داشت طعم تلخ جنگ دوم را از یاد برده و صلح جهانی

در حال استقرار بود - این بمب خطرزا را ...در هیروشیما فروافکند!! بمبی که بقدر یک توپ بیشتر اندازه نداشت به زمین نرسیده در آسمان منفجر

و شهری را مبدل به خاکستر کرد!! احساس میکنم که هرگاه به یاد این حادثه می افتم چند ماه و یا چندین سال از عمرم کاسته میشود و پیرتر

میشوم!!

(ادامه دارد)
************************************************** ************************************************** ******
پاورقی ها:

(*1*) Zwo"lffach.(*2*)Ma"rz.
(*3*)برابر با اواخر سال1332 ش / یا اوائل سال 1333ش
(*4*)August.(*5*)تقریبا" برابر با مرداد ماه 1325 شمسی
(*6*)احتمالا" منظور وی: هاری ترومن(1945-1953) است
(*7*)تقریبا"برابر با مرداد1318شمسی




....................................................................................................



و من همانطور که در جنگ اول جهانی ... بین سالهای 1914-1918... درصدد ارائه ی طرح صلح جهانی بودم و موفق نشدم/ دراین 6 سال سیاه

جنگ دوم ... 1939-1945 ... نیز دائما" در تکاپو بودم که بنحوی بتوانم طرح صلح جهانی را ارائه بدهم / باز هم نتیجه نگرفتم!! گویا شکافتن هسته

ی اتم بسیار آسانتر بود از شکافتن قلب سخت و سیاه انسان!! براستی که این موجود دوپا (!) سرسخت ترین موجودات جهان است!! ... و در

مقیاسهای کوچکتر نیزهمواره ناکام بوده ام آری! سیاست فقط فکر لحظه های هیجان آور را در سر

می آورد/ حال آنکه این عملکردهای سیاسی همچون قوانین معادلات ریاضی نتایج وعواقبی جبران ناپذیر و غیر قابل دفع را در پی می آورند!! و

اکنون ای جناب...بروجردی/ ای پیشوای خردمند و ای پدر مهربان... بسیار از شما سپاسگزارم که در1952 در پی مرگ(( وایتسمن)) - رئیس

جمهور وقت اسرائیل - هنگامی که من از شما تقاضای مشاوره کردم که / آیا ریاست جمهوری اسرائیل را - که رسما" وعلنا" به من(اینشتین)

پیشنهاد شد و همگان مرا یک یهودی دنیا دیده ومهاجرازوطن میدانستند...- بپذیرم؟/ خود درجواب نامه((ایکس- 32)) فرمودید:"انسان خداترس

وخردمند چنین پیشنهادی را هرگزنمیپذیرد. هر کس به دنبال سیاست رفته آلوده شده است. پس شما خود را آلوده ی سیاست نکنید!".

لذا من(اینشتین) نیز به بهانه ی اشتغالات علمی/ این پیشنهاد را رد کردم...

*****************************************

چون پاپ پیوس دوازدهم در عالم مسیحیت فرد اول تحقیقات مذهبی من بود/ در جلسه ای خصوصی از وی پرسیدم که/ فرد اول جهان اسلام -

که داخل در مسائل سیاسی نباشد و بی طرفانه اسلام را به من معرفی کند - چه کسی است؟/ آن مرد پاک متفکرانه اندیشه ای کرد ودستی به

عینک خود زده - آن را جابجا نمود وگفت:"اگر نام من را در شرایط کنونی (1946 میلادی)- که تازه جنگ جهانی خاتمه یافته و حدود یک سالی از آن

میگذشت - فاش نسازی/ که من این حرف را به تو زده ام/ با صراحت باید بگویم شخص اول جهان اسلام جناب ... بروجردی است و به نظر من

(پاپ) او انسانی مستقیم الخط و دارای حرکتی یکنواخت است. به اشخاص دیگر مراجعه نکن که به تو(= اینشتین) دروغ خواهند گفت و واقعیت

را واژگونه جلوه خواهند داد!"...دیگر چیزی نپرسیدم و از محضر وی(= پاپ) اجازه مرخصی اخذ نمودم/ او(= پاپ) لبخندی پرمعنی زد! از آن سال

بود که مکاتبات من(= اینشتین) با جناب عالی(= آقای بروجردی) شروع شد و غیر از نامه هائی که به امثال بزرگوارانی چون: سید ابو- ال - حسن

(ابوالحسن) اصفهانی (مرجع نجف - عراق) نوشته بودم مفتخر به نامه نگاری با حضرت عالی شدم.

*****************************************

تا اینکه در سال قبل - یعنی 1953(= 1332ش) اتفاقی رخ داد / جمعی از فرقه ی ((شیخیه))(*1*) ... که مقیم امریکا میباشند - من (اینشتین) را

به یک کنفرانس تبلیغاتی دعوت نمودند. موضوع جلسه مقام شخصی به نام((شیخ احمد احسائی))(*2*) بود . تا نام او را بردند به یاد آن اسناد

محرمانه ای افتادم که پاپ پیوس دوازدهم به من نشان داده بود/ در آن اسناد یکی از جاسوسان درجه اول انگلستان همین فرد بوده که لباس

روحانی به تن کرده و در زمان سلطنت فتحعلیشاه قاجار مامور تبلیغ علیه دین اسلام در ایران شده بود! من(اینشتین) از ماهیت اعتقادات

((احسائی)) به خوبی آگاهی داشتم/ وی فردی بی مذهب وجیره خوار انگلستان بوده است/ در نامه هائی که نوشته بود حتی پیامبر اسلام را به

تمسخر گرفته وگاه ناسزا گفته بود! ولی با این همه ((شیخیه))(*1*)((بابیه))(*3*) و((بهائیه))(*4*) وی (= شیخ احمد احسائی) را تجسم دوباره

ای ازجسم پیامبراسلام میدانند! من به سختی جلسه را تحمل میکردم. حالات ظاهری من عوض شده بود. یکی ازحضار از دور متوجه من شد و

نزدیک آمده گفت:"جناب اینشتین! گویا حالتان بد شده است! میتوانم نوشیدنی برای شما بیاورم؟"من نیز فرصت را غنیمت شمرده گفتم:"میل

نوشیدنی ندارم/ اگراجازه بدهید سالن را ترک میکنم!". (ادامه دارد)...

------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------
پاورقی ها:
(*1*) Sheichitisch
(*2*) (1826-Scheich - Ahmed - Ahsaii (1752
(*3*) Babis
(*4*) Bahaiitisch


... نامه اینشتین به آیت الله بروجردی ...

... نامه اینشتین به آیت الله بروجردی ...

... نامه اینشتین به آیت الله بروجردی ...

... نامه اینشتین به آیت الله بروجردی ...

... نامه اینشتین به آیت الله بروجردی ...

... نامه اینشتین به آیت الله بروجردی ...

... نامه اینشتین به آیت الله بروجردی ...



یا علی علیه السلام

+ نوشته شده در  شنبه بیست و یکم شهریور 1388ساعت 3:48 قبل از ظهر  توسط واقفي  | 

☻☻نظریه نسبیت و سرعت نور در آیات اعجاز قران!!!☻☻

بسم الله الرحمن الرحیم

سلام

خدایا بر من ببخشای این جهل و دوری از قرآن  کریم را"آمین"

میخوای آمین بگی یه صلوات بلند بفرست"اللهم صلی علی محّمد و آل محّمد"






مطلب زیر در تفسیر علمی تنها یک آیه از قرآن است که هم منطبق با نسبیت وهم مشخص کننده دقیق سرعت نور در 1400 سال پیش در مکانی است که ...

(
همه پیامبران معجزات خارج العاده ای برای امت خود داشتند ولی معجزه اصلیآخرین پیامبر یک کتاب بود! امتی که در آینده زندگی میکردند با پیامبری درگذشته! آیندگانی متمدن تر که به ظاهر دیگر فرصت نداشتند شاهد هیچ معجزه ایاز پیامبران جدید هم دوره خود باشند..... چه انصافی...
ولی یک کتاب که به نظر میرسد سلسله ای از اعجاز در گستره زمان است
در هر زمانی هموراه برخی مطالب قرآن علمی و منطقی و قابل توجیه علمی نبوده، یا درک نمیشود و یا ماورا طبیعه در نظر گرفته میشود.
)

آیه (سوره معارج آيه 4):

تَعْرُجُ الْمَلَئكةُ وَ الرُّوحُ إِلَيْهِ فى يَوْمٍ كانَ مِقْدَارُهُ خَمْسِينَ أَلْف سنَةٍ

ترجمه:
فرشتگان و روح (فرشته مخصوص ) به سوى او عروج مى كنند در آن روزى كه مقدارش پنجاه هزار سال است
(در يك روز به او عروج مى كنند كردند كه اين معادل پنجاه هزار سال براي انسان است)


ظاهراً چیز خاصی ندارد! به جز یکم نسبیت!
گفته شده وقتی فرشته های حرکت میکنند برای آنها یک روز زمان میبرد ولی برای انسانها پنجاه هزار سال طول میکشد!
یعنی قرآن 1400 سال پیش با یک پیامبر که از نظز آکادمیکی بیسواد بوده،گفته زمان نسبی است و بستگی به دید طرف دارد، فرشته یک روز احساس میکند وانسان پنجاه هزار سال!
واقعاً همچین جمله ای در نگاه علم گذشته قابل درک نبود و به شرط ایمان فوقش یک ماورا طبیعه در نظر گرفته میشد.
کی میتونه باور کنه زمان مثل کش لاستیکی میمونه؟


البته در جاهای مکرر قران این نسبیت زمان را داریم، به کرات در قیامت و برزخ و صبر خدا بر اعمال بندگان و...

خوب حالا شاید یک شانس و اتفاق باشد!؟
بگذریم.

حالا چرا 50000 ؟؟؟
جالب است که این عدد 50000 را در جای دیگری هم داریم؟

طبق نظریه نسبیت وقتی چیزی سرعت بگیرد زمان برای او به نسبت ما کند احساس میشود و در دید ما خیلی طول میکشد....
زمان برای فرشته های در حال حرکت اسلام یک روز است و برای ما 50000 سال،خوب نظرتون چیه که برعکس عمل کنیم و سرعت یک فرشته قرآن را در حرکت به دستآوریم؟
          

همه میدانیم که فرمول اصلی انبساط زمان بر حسب سرعت این است:


که با یک این ور و آن ور کردن سرعت بر اساس انبساط میشود:


سال های قمری حدود 345 روز دارند یعنی میزان اختلاف زمان ما با یک فرشته در حال حرکت 50000*345 است.
پس جایگزین میکنیم:



یعنی یک مقدار ناچیز کمتر از سرعت نور که آنهم به قول یکی از سایتها حتماً به دلیل آن است که فرشته یک وجودی دارد و جرمش صفر نیست!
شاید باز هم یک تصادف و شانس باشد، ولی تصادف عجیب و بسیار دقیقی است کهدر 14 قرن پیش اتفاق افتاده! به نظر شما پیامبر رادیکال بلد بوده یا نسبیت؟


البته تصادفها تمام نشده و یک شانس دیگر هم وجود دارد .... طبق قرآن،آفريدگان عاقل سه دسته اند: انسان که از خاک است و جن که از آتش است و فرشته که از نور است!
       
البته انشا ا... هیچ وقت تصادف نکنید و همواره در سلامتی کامل به سر ببرید.
موفق باشید.

الهم عجِّل لولیک الفرج




منبع: p30world
+ نوشته شده در  شنبه بیست و یکم شهریور 1388ساعت 3:45 قبل از ظهر  توسط واقفي  | 

متافیزیک ابن سینا

متافیزیک ابن سینا

ترانه جوانبخت 

متافيزيک آن طور که ابن سينا در کتابش با عنوان "شفا" در نظر گرفته، توضيح عقلانی همه هستی ست. ابن سينا "مشتق شدن همه چيز از هستی لازم"، ابديت هستی و نيز نفی شناخت آنچه مجزا از منبع هستی ست را در اين کتاب توضيح داده است.

ابن سينا برای هر علمی موضوعی در نظر گرفته و علوم را به دوشاخه نظری و عملی تقسيم کرده است. از نظر او، علم نظری دانشی ست که موضوعش مستقل از ماست درحالی که علم عملی برای ما کاربرد دارد. او سه نوع علم عملی در نظر می گيرد: دانش کشورداری، اقتصاد و حکومت بر خود. او همچنين سه علم نظری را ممکن می داند: فيزيک، رياضی و دانش ماوراء الطبيعه.

ابن سينا اولين کسی ست که کانی شناسی را ابداع کرده و در شيمی به شیوه قدیم هم کار کرده است. ابن سینا در نجوم نیز تحقیقاتی دارد و با ابوریحان بیرونی تبادل فکر داشته است. یرداختن به حوزه های مختلفی که ابن سینا در آنها کار کرده از بحث این مقاله خارج است.

ابن سينا دانش ماوراء الطبيعه را دانشی الوهی می داند و موضوعش را طبق ديدگاه ارسطويی چيزی می داند که موجوديت داشته باشد. او به دو دليل مربوط بودن خدا به دانشهای ديگر را نفی می کند:

۱. دانش های ديگر يا دانش عملی هستند يا فيزيک يا رياضی و نمی توانند درباره خدا باشند.

۲. اگر خدا در متافيزيک بررسی نشود در هيچ علم ديگری قابل بررسی نخواهد بود. حتی اگر محوريت موضوع خدا در اين علم لازم باشد نمی توان جز اين يذيرفت که خدا موضوع خود را تشکيل می دهد.

ابن سينا اين مورد را مطرح می کند که موضوع متافيزيک به علت اوليه مربوط است. اگرچه به نظر ابن سينا، علت اوليه موضوع منحصر به متافيزيک نيست. چرا که وجود اين علت بايد در اين علم نشان داده شود. ابن سينا با استفاده از متافيزيک ارسطو اين راه حل را ييشنهاد می کند که موضوع  متافيزيک هستی آن گونه که هست می باشد که با هر آن چه وجود دارد اشتراک دارد. در تاريخ متافيزيک ابن سينا نخستين کسی ست که اين راه حل را ييشنهاد کرده است.

ابن سينا موضوع متافيزيک را با موضوع ديگر علوم نظری مقايسه کرده است. او  فيزيک را دانش اجسام آن گونه که هستند نمی داند بلکه آن گونه که حرکت می کنند يا ساکنند. رياضيات از نظر او، دانش مربوط به اندازه گيری و اعداد است و بنابراين به هستی که حادث شدنش رياضی ست ارتباط دارد. در هر دوی اين دانشها هستی به طور محدود بررسی می شود چرا که به ماده، اندازه يا تعداد بستگی دارد. در اين دو دانش،‌ هستی ييش فرض شده است بدون آن که برای خودش مطالعه شود. هستی موضوع دانش متافيزيک است و در اين دانش بدون هيچ محدوديتی بررسی می شود. متافيزيک همه مقوله های مربوط به هستی از جمله: ذات، کميت و کيفیت را شامل می شود ولی مقوله عمومی تر خود هستی ست که بقيه مقوله ها را دربر می گيرد.

موضوع متافيزيک، هستی همانطور که هست و مشترک با هر آن چه هست می باشد. ابن سينا می گويد که هستی نخستين موضوعی ست که به فکر در می آيد. اين نظر ابن سينا بعدها توسط فيلسوفانی نظير آکويناس و هايدگر استفاده شده است. تعبير هستی از اين جمله ابن سينا، درک روح ما از موجوديت داشتن چيزهاست. هستی، همه چيز را نه آن طور که اين گونه يا آن گونه است بلکه آن طور که موجوديت دارد دربر می گيرد.

ابن سينا علاوه بر ارسطو، از نظر فارابی نيز بهره برده است. فارابی متافیزیک ارسطو را به این صورت در نظر گرفته بود که ١٠علت برای هستی وجود دارد که ٩ علت ثانوی هستند. از نهمین علت، علت دهم که علت فعال است به وجود می آید. دو علت اول، اولین کره آسمانی و هفت علت کرات مربوط به سیارات را یدید اورده اند. فارابی روح این کرات را به خلقت جوهر جسمانی توسط خدا مربوط می دانست که ماده اولیه همراه با حرکت را تشکیل داده است که اجزایش با وجود تفاوتهای شکلی به هارمونی و هماهنگی رسیده اند، نیزعناصر چهارگانه طبیعی یعنی گرما، سرما، خشکی و رطوبت از آنها تشکیل شده است. در ادامه چرخه تکاملی، اشکال کامل تر یعنی گیاهان، جانوران و انسان یدیدآمده اند. فارابی همچنین به علم منطق، توانایی زبان و فکر یرداخته است. او تکامل ذهن را به سه مرحله ذهن بالقوه، ذهن بالقعل و ذهن به دست آمده تقسیم کرده است. از نظر او، نوع سوم ذهن با به کار بردن تصاویر و تصورات ذهنی  حاصل شده است.

ابن سينا نخستين کسی ست که بين ذات* و موجوديت، فرق قائل شده است. از نظر او، موجوديت همان حادث شده از ذات است. به عبارت ديگر، موجوديت همان چيزی ست که به ذات می رسد وقتی که وجود می يابد.

ابن سينا مفهوم لازم را در نظر می گيرد. از نظر او، لازم تاييدی بر موجوديت است. ارسطو نيز لزوم را در متافيزيک خود به عنوان مفهومی اساسی مطرح کرده بود. ابن سينا لزوم خدا را به عنوان دليلی بر موجوديت خدا به کار می برد.

يکی ديگر از مشخصه های متافيزيک ابن سينا، تفاوتی ست که بين لازم و ممکن مطرح کرده است. از نظر او، لازم به علت احتياجی ندارد در حالی که ممکن به علت محتاج است. توجه به تفاوت بين ذات و موجوديت در اينجا ضروری ست: هستی لازم، اصل موجوديتش را در خود دارد اما هستی ممکن این طور نيست و اصل موجوديتش را در خود ندارد. برای هستی ممکن، موجوديت يک حادثه است که به ذات اضافه می شود. هستی ممکن به چيزی احتیاج دارد تا واقع شود که همان هستی لازم است. به عبارت ديگر، هستی لازم همان علت هستی ممکن است که موجوديت آن را سبب شده است. اين هستی لازم به نوبه خود، يا لازم است يا ممکن و اگر ممکن باشد برای موجوديت يافتنش به علت لازم ديگری احتياج دارد. بنابراين هستی لازم به طور الزامی بايد وجود داشته باشد تا همه چيز هستی خود را از آن بگيرد. ابن سينا تاييد کرده است که در هستی لازم، هستی و ذات يکی هستند.

طبق استدلال ابن سينا، وجود ابديت هستی الزامی ست. چرا که در يک تداوم زمانی، هر چيز توسط علتی به وجود آمده که خودش علتی ممکن است. بنابراين هميشه می توان به يک علت درونی و سيس يه علت آن علت رسيد و تا بی نهايت ادامه داد. طبق نظر ابن سينا، اگر بخواهيم برای چيزی علتی در نظر بگيريم، بايد آن علت به طور هم زمان با آن چه سبب شده وجود داشته باشد بنابراين علت لازم آن خواهد بود. خلقت از نظر ابن سينا، به اين معنی نيست که موجوديت از يک "تصميم" درونی در زمان مشتق می شود (تصميم الوهی که مشکل چندگانگی را ايجاد می کند) بلکه به اين معنی ست که يک شيء، موجوديتش را از يک علت لازم گرفته است. بنابراين خلقت يک وابستگی در هستی ست نه تداوم زمانی.

الزام ابديت هستی در ديدگاه ابن سينا يعنی اثبات ابديت هستی توسط ابن سينا. به عبارت ساده تر اثبات ابديت هستی يعنی اثبات وجودی ابديت هستی. يس احتمال و امکان در آن راه ندارد. ابن سينا هستی را ابدی می دانست. 

ابن سينا دو دليل برای نادرست بودن نظريه تدوام درونی-زمانی اصل اوليه نسبت به موجوديت جهان ارائه داده است:

۱. اگر در نظر بگيريم که خدا قدرت خلق کردن را قبل از خلقت داشته، اين اشکال وجود خواهد داشت که زمانی معين قبل از خلقت جهان وجود داشته که شامل خدا هم شده است و اين غير ممکن است،

۲. اگر در نظر بگيريم که خدا خلقت را در زمانی غير از زمانی که جهان را خلق کرده است می توانست آغاز کرده باشد،‌ اين اشکال وجود دارد که خالق در زمان معنی از ناتوانی به توانايی رسيده و اين لزوم خلقت بوده که به او چنين امکانی داده است و اين مورد، اشکال دوم اين نظريه است.  

ابن سينا در کتابش نتيجه گرفته که تداوم درونی-زمانی برای خلقت غير ممکن است و خلقت را بايد به صورت يک اشتقاق موجودات از فکر خدا در نظر گرفت چراکه خدا فکری خالص است که به فکر می آيد و فکرش به صورت کار است که همان ذات همه موجودات است.

ابن سينا با اين نظريه، چندگانگی را از اصل اوليه رد کرده است: "او همه چيز را در آن واحد به تفکر در می آورد که به چندگانگی در ماده شکل می گيرد يا در حقيقت ذاتش به فرمهايشان درمی آورد اما اين فرمها از فکر او مشتق می شود." ذات اجسام به دليل آن که فکر شده اند، وجود دارد. جهان از اين فکر که همان اصل اوليه لازم است يديد آمده است.

براي اين که اين اصل دارای يگانگی باشد، ابن سينا از اصل نئو افلوتينی بهره گرفته و در کتابش نوشته است که اشتقاق اول از واحد است که فکر ديگر را مشتق می کند و اين اشتقاق ادامه می يابد و تحت هر فکر، يک کره آسمانی وجود دارد (ابن سينا در مجموع ۱۰ فکر مجزا در نظر گرفته است). طبق اين نظريه نئو افلوتينی، جهان از يک اشتقاق اوليه از فکر الوهی سرچشمه گرفته است.

نظريه متافيزيک ابن سينا چند مشخصه مهم دارد:

۱. ابن سينا يايداری موضوع متافيزيک يعنی هستی همان طور که هست را مطرح کرده است.

۲. هستی، نخستين موضوعی ست که به فکر ما می رسد.

۳. ابن سينا ذات و موجوديت (يا هستی) را از هم متفاوت در نظر گرفته است. اين مورد در متافيزيک يونانی بررسی نشده بود.

۴. خدا هستی لازم است که هستی و ذاتش لزوما در او مرتبط هستند.

۵. جهان (ذات ها) از خدا مشتق شده که خودش فکر می شود.

لازم است اشاره کنم که دور شدن ابن سينا از فلسفه ارسطو را يکی از مزيات فلسفه سينايی می دانند. هرچند که بهتر است وجوه متفاوت هر دو را در نظر گرفت.

* اگر کلمه ذات یا essence را درباه خدا به کار بریم، ذات همان جوهر یا substance  است. ارسطو نیز برای جوهر یا substance چهار معنا در نظر گرفته بود: ١. ذات یا ti esti ٢. فراگیر یا universal ٣. گونه ٤. سوبسترا.

منابع:

۱. برهان  شفا-شیخ الرئیس بوعلی سینا-ترجمه مهدی قوام صفری- انتشارات کتابخانه مرکزی-تهران

۲. فن سماع طبیعی از کتاب شفا- شیخ الرئیس بوعلی سینا- محمد علی فروغی- انتشارات کتابخانه مرکزی-تهران

۳. Avicenne, La Metaphysique Du Shifa,trad. M. Achena et H. Masse, Les Belles Lettres, 1995

۴. Le Statut De La Metaphysique, Alain De Libera, La Philosophie Medievale, PUF, 1993

مطالب مرتبط :  ویژگیهای مادی از دیدگاه ابن سینا

 

(استفاده از مقالات سایت تنها با ذکر نام نویسنده و لینک مستقیم به مقاله آزاد می باشد)

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و پنجم مرداد 1388ساعت 11:29 قبل از ظهر  توسط واقفي  | 

دانـشـمـندان ايـرانـي دوران بـاسـتـان

دانـشـمـندان  ايـرانـي  دوران  بـاسـتـان

شامل ايرانيان مهندس ، ستاره شناس ، شيميدان ، رياضيدان ، فيزيكدان ، صنعتگر ، پزشك ، جغرافيدان ، فيلسوف ، طبيعي دان ، مخترع ، مكتشف و نظريه پرداز

قبل از حمله اعراب و دوره اسلامي :

اسكيلاس- دوره هخامنشي (زمان حكومت داريوش از سال 486- 521 ق.م.) دريا نورد و مكتشف و مهندس سازنده قنات
ستاسپ- دوره هخامنشي ( زمان حكومت خشايار شاه 2466-486 ق.م.)  دريا نورد و مكتشف
بوبراندا-دوره هخامنشي (زمان خشايار شاه) مهندس
آرتاخه-دوره هخامنشي (زمان خشايار شاه) مهندس و سازنده كانال آتوس
استانس- دوره هخامنشي شيميدان و استاد دموكريتوس
برازه- دوره ساساني (زمان فرمانروائي اردشير( 241-226 م) مهندس و احيا كننده شهر فيروز آباد
برانوش- دوره ساساني- سازنده شادروان شوشتر
فرغان- دوره ساساني- سازنده تاق كسرا
جهن برزين- دوره ساساني - سازنده تخت (تاقديس)
شيده- دوره ساساني - سازنده كاخ خورنق

ابولؤلؤ(فيروز) -  قاتل عمربن خطاب (خليفه اعراب و متجاوز به ايران) - هنرمند ، صنعت كار و سازنده آسياهاي بادي

 


بعد از حمله اعراب و دوره اسلامي :

روزبه- دوره خلافت عمربن خطاب - طراح شهرهاي بصره و كوفه
يعغوب بن طارق- (مرگ در 796 م / 180 ه )احتمالا از نژاد ايراني ستاره شناس
نوبخت - ( مرگ 770776 م / 171-170 ه) ستاره شناس و مهندس ايراني كه تحت سر پرستي خالد بن برمك كه وي نيز ايراني بود طرح بغداد را انجام داد
ماشاءالله (مناسه) - ( مرگ در 815 يا 820 م ) يهودي ايراني الاصلي كه در پروژه شهر بغداد با نوبخت همكاري ميكرد
ابوسهل فضل بن نوبخت - ( مرگ در 816-815 م / 201-200 ه)از خاندان نوبختي ستاره شناس و كتابدار هارون الرشيد
ابو موسي جابرين حيان - در 160 هجري قمري در كوفه بر آمد - اهل توس ، شيميدان و كاني شناس و ستاره شناس
بنو موسي ( محمد ، احمد و حسن ) - سده سوم هجري - خراساني الاصل ، مهندس مكانيك ، هندسه دان ، و رياضي دان
ابو سعيد ضرير جرجاني (گرگاني ) مرگ در ( 846-945 م /232-231 ه) ستاره شناس و رياضي دان
سهل طبري - در اوايل سده نهم ميلادي ( سده سوم هجري ) بر آمد - اهل طبرستان ( تبرستان ) ستاره شناس وپزشك
احمدبن محمد نهاوندي ( مرگ در 835 تا 845 م / 221 تا 231 ه) - در جندي شاپور بر آمد - ستاره شناس م مؤلف زيج
يحيي بن ابي منصور ( مرگ در 831 م / 216 ه ) از نژاد ايراني كه در بغداد بر آمد ستاره شناس و مؤلف زيج، نوه اش هارون بن علي هم ستاره شناس و مؤلف زيج بود
خالد بن عبدالملك مرورودي - اهل مرورود در خراسان بزرگ - در زمان مامون خليفه عباسي بر آمد - ستاره شناس بود و پسرش محمد و نوه اش عمر هم منجم بودند
ابوالعباس احمد بن محمد بن كثير فرغاني - اهل فرغانه در ماوراء النهر (ورا رود ).در زمان مامون برآمد - ستاره شناس و نظريه پرداز نجومي
عمربن فرخان طبري - ( مرگ در 815 م / 200 ه) از مردم طبرستان - ستاره شناس و معمار
محمد بن عمربن فرخان طبري - پسر شخص بالا درآغاز سده نهم ميلادي ( سده سوم هجري ) بر آمد . ستاره شناس و مؤلف نجوم
ابو معشر جعفر بن محمد بن عمر بلخي - ( 272 - 172 ه ) ( 886- 786 م ) اهل بلخ در خراسان بزرگ - ستاره شناس و نظريه پرداز در نجوم .
سهل بن بشر ( يا سهل بن حبيب بن هاني ) - در نيمه اول سده نهم ميلادي ( سده سوم هجري ) در خراسان بر آمد . ستاره شناس و منجم
علي بن سهل بن طبري- ( سده نهم ميلادي / سده سوم هجري ) مؤلف فردوس الحكمه در طب و هوا شناسي ، نجوم
محمد بن عيسي ماهاني ( مرگ در 874 تا 884 ميلادي / 261 تا 271 ه ) اهل ماهان كرمان ، رياضي دان و ستاره شناس و مهندس .معادله درجه سوم موسوم به معادله ماهاني از اوست
فضل بن حاتم نيريزي -( مرگ در 922 م / 310 ه ) رياضي دان ، هندسه دان و ستاره شناس
ابوبكر حسن بن خصيب - در اواخر سده نهم ميلادي ( سوم هجري ) بر آمد . ستاره شناس از نژاد ايراني بود
ابوبكر زكرياي رازي - ( مرگ در 924- 923 م / 312 - 311 ه ) فيزيك دان ، شيمي دان و پزشك و مهندس و فيلسوف - كاشف الكل
احمد بن داوود دينوري ( 210 / 200 تا 282 ه 825 - 815 تا 895 م ) در دينور اصفهان بر آمد . ستاره شناس ، مورخ ، رياضي دان ، گياه شناس و لغت نويس
ابو نصر محمد فارابي .(340/339- 258/257 ه51/950-71/870 م) زاده فاراب تركستان -فيزيكدان،موسيقي شناس،فيلسوف ايراني
احمدبن سهل بلخي(934م/323ه) زاده شاستيان بلخ ،رياضيدان وجغرافي دان
مطهر بن طاهرمقدسي-(356ه 966م) دربست سيستان برآمد- دايره المعارف نويس وبازگوكننده اعداد بزرگ هندي
يقبوب بن محمد رازي-كه ابن نديم وي رااز مهندسان و محاسبان دانسته است
استخري(اصطخري)- وي را نيزابن نديم از محاسبان ومهندسان بشمار آورده است
محمد بن لره- اهل اصفهان بوده ودر فهرست ابن نديم در زمره مهندسان و محاسبان بشمار آورده شده است
محمد بن احمد كاتب خوارزمي- از دايره المعارف نويسان سده چهارم هجري است.كاتب مفاتيح العلوم وي شامل مباحثي در حساب،هندسه،نجوم،موسيقي،مكانيك و شيمي
اخوان الصفا- گروه از مهندسان و دانشمندان و فيلسوفان كه در سده دهم ميلادي( سده چهارم هجري) بر آمدند. بعضي از اعضاي اين گروه مخفي مثل ابو سليمان محمد بن بشير بستي مقدسي، ابو الحسين علي بن هارون زنجاني و محمد بن احمد نهرجوري ايراني بوده اند آنان دايره المعارفي شامل كليه شعب معرفت پديد آوردند
ابو جعفر خازن-زاده خراسان( مرگ در 350/360/ه961/ 971 م) رياضي دان و ستاره شناس
ابو الفتح اصفهاني- رياضيدان سده چهارم هجري
ابو سهل ويجي بن رستم كوهي-(سده چهارم هجري) اهل طبرستان ، رياضي دان،مهندس، ستاره شناس. وي رهبر ستاره شناسان در رصد خانه اي بود كه شرف الدوله ديلمي ساخته بود
ابو سعيد احمد سنجري- (415-340ه)(1024-951م) رياضي دان
عبدالرحمن بن عمر صوفي رازي،زاده ري(376-291ه)(986-903م) ستاره شناس
ابو نصر محمد بن عبدالله(كلو اذاني)- از دودمان اردشير بابك كلواذاني(تولدش پيش از سال سيصد هجري) از جمله رياضي دانان
ابو حامد احمد بن محمد صاغاني-(مرگ در 380ه 990 م) از مردم صاغان مرو ، رياضيدان- ستاره شناس، مخترع و سازنده اسطرلاب و ديگر ابزارهاي نجومي
ابو الرضا عباس بوزجاني- ( 388/387-329ه)(998/997-940م) زاده بوزجان در حوالي نيشابور ، رياضيدان، هندسه دان، مهندس، ستاره شناس و نظري پرداز در نجوم
ابو منصور موفق-(سده چهارم هجري) شيمي دان و دانشمند و علم مواد
ابو نصر اسمعيل بن حماد جوهري-(مرگ در 393ه 1002م) زاده فاراب و مقيم نيشابور. لغت نويس و مبتكرانديشه هاي پرواز
فارابي،ابو نصر(مرگ در 340/339 هجري يا 951/950م) دانشمند و فيلسوف ، در طبقه بندي علوم و در تبيين قوانين صوت و در تعريف دانش ها نقش عمده اي داشت
ابوريحان محود بن احمد بيروني- ( 440-363 هجري)(1048-973 م) ايراني نژاد زاده خوارزم، رياضيدان،زمين شناس، جغرافي دان،جهانگرد، فيلسوف،و نظريه پرداز در علوم طبيعي ودانشمند علوم تجربي
ابو علي حسين بن عبدلله بن سينا- (427-370 هجري)(1037-980 م) زاده افشنه در بخارا كه در همدان درگذشت. رياضيدان،زمين شناس،فيزيكدان،پزشك، فيلسوف
ابوبكر محمدبن حسن حاسب كرجي-( مرگ در 421/420 هجري 1030/1029 م) رياضيدان ايراني صاحب كتاب نسوي نامه
عمر بن ابراهيم خيامي (عمر خيام)(517/516-440/430هجري)(1124/1123-1048/1038 ميلادي) زاده نيشابور ،رياضيدان،ستاره شناس،شاعر و فيلسوف
عبدالرحمن خازني-فيزيك دان و مخترع برآمده در خراسان بزرگ در ابتداي سده ششم هجري
ابوبكر علي بن محمد خراساني - شيميدان ايراني كه بقول ابن نديم و بگفته كيمياگران به كيميا دست يافت
بديع اسطرلابي(مرگ در بغداد در 1140/1139 م) اهل اصفهان- ستاره شناس و سازنده اسطرلاب
محمد بن احمد خرقي-(مرگ در مرو در 1139/1138م) ستاره شناس، جغرافي دان ايراني كه نظريه اي در باب چگونگي حركت ستارگان نيز ارائه داده است
مويد الدين طغراني(مرگ در 1112/1111م) زاده اصفهان - شاعر و شيميدان ايراني
عبدالملك بن محمد شيرازي- رياضيدان و ستاره شناسي كه در نيمه دوم سده دوازدهم ميلادي(ششم هجري) برآمد
محمد بن ابوبكر فارسي-رياضيدان و ستاره شناس ايراني نيمه دوم سده سيزدهم ميلادي(هفتم هجري)
المظفر-(سده ششم هجري) اهل توس ،مخترع گونه اي از اسطرلاب خطي
نصرالدين طوسي-( 672-598 هجري) اهل توس ، رياضيدان، ستاره شناس،دانشمند علم مواد
قطب الدين شيرازي-(1236-1311م)-رياضيدان،ستاره شناس، نور شناس، پزشك، فيلسوف ايراني
محمد ابن اشرف شمس قندي- رياضيدان و ستاره شناس سده سيزدهم ميلادي (هفتم هجري)
شمس الدين محمد بن ايوب دينسري-(سده هفتم هجري)- دايره المعارف نويس و نگارنده كتاب نوادر التبا در لتحفه البهادر كه شامل مباحثي از علوم طبيعي است
غياث الدين جمشيد محمد طبيب ( الكاشي) - (790-832 هجري قمري) از مردم كاشان، رياضيدان و محاسب
محمد حافظ اصفهاني (نتيجه الدوله) سده دهم هجري ، مولف رساله هايي در انواع دستگاههاي مكانيكي
حسين معمار-معمار بقعه هارون در سال 918هجري
بهاالدين عاملي-(1031-953هجري) رياضيدان، معمار، فيلسوف
احمد معماري لاهوري و برادرش استاد حميد لاهوري- سده يازدهم هجري معماران ايراني سازنده تاج محل در هندوستان

ارسال شده توسط عظيمي

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و پنجم مرداد 1388ساعت 11:27 قبل از ظهر  توسط واقفي  | 

چرا سقف نيروگاه هاي اتمي گنبدي شكل است؟

آيا مي دانيد : سقف هاي گنبدي بسيار محكم تر از سقف هاي معموليست ؟؟

سوخت يك نيروگاه هسته اي ، اورانيوم است. اورانيوم عنصري است كه در اكثر مناطق جهان از زيرزمين استخراج مي شود. اورانيوم بعداز مرحله كانه آرايي بصورت قرصهاي بسيار كوچكي در داخل ميله هاي بلند قرار گرفته و داخل رآكتور نيروگاه نصب مي شوند. كلمه «Fission» به معني شكافت است. در داخل رآكتور يك نيروگاه اتمي ، اتمهاي اورانيوم تحت يك واكنش زنجيره اي كنترل شده ، شكافته مي شوند. در يك واكنش زنجيره اي ، ذرات حاصل از شكافت اتم به ساير اتمهاي اورانيوم برخورد كرده و باعث شكافت آنها مي گردند. هريك از ذرات آزاد شده مجدداً باعث شكافت ساير اتمها در يك واكنش زنجيره اي مي شود. درنيروگاههاي هسته اي ، معمولاً از يك سري ميله هاي كنترل جهت تنظيم سرعت واكنش زنجيره اي استفاده مي گردد. عدم كنترل اين واكنشهامي تواند منجربه توليد بمب اتم شود. اما در بمب اتم ، تقريباً ذرات خالص اورانيوم 235 يا پلوتونيوم (باشكل و جرم معيني) بايد با نيروي زيادي در كنارهم قرار گيرند. چنين شرايطي در يك رآكتور هسته اي وجود ندارد.


واكنشهاي زنجيره اي همچنين باعث توليد يك سري مواد راديواكتيو مي شوند. اين مواد در صورت رهايي مي توانند به مردم آسيب برسانند. بنابراين آنها را به شكل جامد نگهداري مي كنند. اين مواد در گنبدهاي بتني بسيار قوي نگهداري مي شوند تا در صورت بروز حوادث مختلف ، خطري بوجود نيايد .


واكنشهاي زنجيره اي باعث توليد انرژي گرمايي مي شوند. اين انرژي گرمايي براي جوشاندن آب در قلب رآكتور مورد استفاده قرار مي گيرد. بنابراين ، به جاي سوزاندن سوخت ، در نيروگاههاي هسته اي ، اتمها از طريق واكنش زنجيره اي شكافته شده و انرژي گرمايي توليد مي كنند. اين آب از اطراف رآكتور به قسمت ديگري از نيروگاه فرستاده مي شود . در اين قسمت كه مبدل گرمايي ناميده مي شود، لوله هاي پر از آب حرارت داده شده و بخار توليد مي كنند. سپس بخار حاصله باعث گردش توربين و درنتيجه توليد برق ميشود.
رئيس شركت دولتي ايمني امور نظارت فني روسيه گفت كه نيرو گاه هسته اي توسط روسيه در بوشهر در حال ساخت است بدون هيچ ترديدي ايمن است و همه استانداردهاي بين المللي معاصر را برآورده مي كند .


ولاديمير كوزلوف رئيس شركت دولتي ايمني امور نظارت فني روسيه (Rostekhnadzor) در گفتگويي با خبرگزاري ايتارتاس گفت كه مسئله اصلي در باره ايمني نيروگاه بوشهر حفاظت آن در مقابل تاثيرات جوي است .


وي گفت : نيرو گاه اتمي بوشهر بايد به طور موثر در يك صدم درصد رطوبت و چهل و پنج درجه دماي هوا كار كند . مثل اينكه در يك حمام روسي دائمي قرار داشته باشد .


اين كارشناس روسي گفت : اين نيروگاه همچنين تمامي اصول ايمني ديگر را برآورده مي كند و بويژه در مقابل زلزله مقاوم است ومي تواند سقوط يك هواپيما از ارتفاع چند هزار كيلو متري را تحمل كند و از تهديدات تروريستي نيز حفاظت مي شود .


وي با بيان اين مطلب كه واحد هاي انرژي اتمي اين نيرو گاه كه توسط روسيه ساخته شده است يكي از بهترين واحدهايي است كه در جهان ساخته شده گفت : در نيرو گاه بوشهر كه از هر ده كارشناس آن پنج تن آنها روسي هستند به طور دائم كيفيت اين نيرو گاه در برابر هرگونه نشت و سوراخ كنترل مي كنند و هر ساله دهها كارشناس روسي از ساختمان اين سايت بازديد مي كنند .


رئيس شركت (Rostekhnadzor) گفت ما برتوليد تمامي تجهيزات لازم نظارت كامل داريم و بخشهايي ازاين توليدات را به 130 شركت روسي كه در طرحهاي بوشهر سهيم هستند واگذار كرديم .
شايان ذكر است ولاديمير كوزلوف كه شركت وي قراردادهاي جداگانه اي با ايران براي كمك به امور بازرسي هسته اي اين نيرو گاه امضاء كرده است و اين قرارداد در سال 1996 به امضاء رسيده و از همان سال تا سال 2008 اعتبار دارد . طبق اين قرارداد كارشناسان روسي بازرسي از نقشه و نصب نيروگاه بوشهر ، آموزش پرسنل و تاييد اسناد كنترل كيفي لازم را انجام مي دهند.

منبع :www.daneshju.ir

+ نوشته شده در  شنبه بیست و هفتم تیر 1388ساعت 11:46 قبل از ظهر  توسط واقفي  | 

رصد اثرات کوانتومی امواج گرانشی کیهانی

فیزیکدانان یک پروژه بین المللی یک مجموعه از دستگاههای تداخل سنج لیزری را ساخته اند که قادر است که در یک میلیونیم درجه بالاتر از صفر مطلق کیهان را رصد و اثرات کوانتومی امواج گرانشی را نشان دهد.

 600 محقق بین المللی به سرپرستی بنیاد علوم ملی آمریکا پروژه ای به نام "لیگو" (رصد امواج گرانشی تداخل سنج لیزری) را اجرا کرده اند که نشان می دهد نشانگرهای تداخل سنجی امواج گرانشی می توانند همانند ابزاری برای کنترل نسبیت عمومی و پدیده های فیزیک نجوم مورد استفاده قرار گیرند و به دستگاههایی حساس برای آزمایش اثرات مکانیک کوانتومی ماکروسکوپی تبدیل شوند.

انتظار می رود که "لیگو" بتواند به طور مستقیم پرتوهای گرانشی ساخته شده از پدیده هایی که در فضاهای دور کیهانی رخ می دهد از برخورد میان ستاره های نوترونی و سیاه چاله ها تا انفجار ابرنواخترها را رصد کند.

نتایج آزمایش این نشانگرهای امواج گرانشی که در مجله علمی New Journal of Physics منتشر شده اند نشان می دهد که برای بررسی و کنترل تغییر مکان نسبی آینه های تداخل سنج که هریک از آنها در فاصله چهار کیلومتری از دیگری قرار گرفته اند از نوارهای نور لیزر استفاده می شود. تداخل سنجهای به کار رفته در "لیگو" می توانند تغییر مکانهای کمتر از یک هزارم ابعاد یک پروتون را ثبت کنند. این حساسیت بالا نشان می دهد که اثر امواج گرانشی پیش بینی شده بسیار کوچک هستند.

در باندهای مختلف بسامد، حساسیت "لیگو" به صدایی که از ماهیت کوانتومی نور لیزر مشتق شده و به صدای گرمایی خود آینه ها  محدود می شود. رصد رفتار مکانیک کوانتومی "لیگو" می تواند صدای گرمایی را کاهش دهد و دما را به یک میلیونیوم بالاتر از صفر مطلق (صفر کلوین) برساند.

منبع

+ نوشته شده در  شنبه بیست و هفتم تیر 1388ساعت 11:35 قبل از ظهر  توسط واقفي  | 

10 اختراع که زندگی بشر را دگرگون خواهد کرد

پیش‌بینی نیوساینتیست از اختراعات مهم بشر در دهه‌های آینده

نشریه نیوساینتیست در آخرین شماره خود به معرفی 10 اختراع ویژه پرداخته است. این اختراعات، اختراعاتی عادی نیستند، بلکه پیش‌بینی می‌شود که مشابه اعجاز‌های فناوری در عصر حاضر، آنها هم الگوی زندگی بشر را در دهه‌های پیش‌روی دگرگون سازند.

اگر سنتان قد می‌دهد، 30 سال پیش را به یاد آورید. نگاهی به اتفاقات مهم آن دوره، یکنواختی آن روز‌های دنیای فناوری را به وضوح نشان می‌دهد. شاید بتوان اوج هیجان آن سال‌ها را در سال 1979 / 1358 دانست، زمانی که شرکت ژاپنی نت، اولین شبکه تلفن همراه را در توکیو راه‌اندازی کرد. گرچه برای چند دهه این چیزها اسباب‌بازی دست ابرپولدارها بود، ولی امروز آن قدر گوشی همراه وجود دارد که نیمی از ساکنان زمین بتوانند یکی از آن‌ها داشته باشند.

البته این تنها انقلابی نیست که اخیرا در دنیای فناوری اتفاق افتاده باشد. آیا تا همین چند سال‌ قبل آرزو نداشتید که مجموعه تمام آهنگ‌هایتان را در جیبتان جای دهید؟ یا این‌که به سیستمی دسترسی داشته باشید که برای برقراری ارتباط و به اشتراک گذاشتن اطلاعات، آن‌هم نه فقط ساکنان محله‌تان، که ساکنان کره خاکی، کمکتان کند؟

نظر انداختن در جام جهان‌نما برای مرور ایام پر از دلشوره است، ولی دل به دریا زدیم و ده وسیله الکترونیکی برتر را معرفی کرده‌ایم که طی 30 سال آینده به اندازه گوشی همراه، آی‌پاد و اینترنت، و حتی بیش‌تر از آنها، روند زندگی‌مان را تغییر خواهند داد.

1. بینایی فوق‌العاده
چه کسی می‌تواند از امتحان یک عینک امواج ایکس صرف‌نظر کند؟ شاید از هر چیزی که مقابل دیدگانمان قرار گیرد خوشمان نیاید، ولی اگر دارای قدرت دیدی مثل سوپرمن بودیم، می‌توانسگروه آن سوی دیوارها را هم ببینیم. البته برای مصارف عمومی نباید خیلی به چنین وسیله‌ای بدبین بود؛ می‌توان با استفاده از آن مراقب فرزند خود در طبقه بالایی بود. خوشبختانه یا متاسفانه، هنوز چنین وسیله‌ای به وجود نیامده، با این حال چند حقه فناوری وجود دارد که ما را به آن نزدیک می‌کند.

بر خلاف نور مرئی، امواج رادیویی می‌توانند از مواد جامد عبور کنند. در سال 2006، گروهی از دفتر مشاوره مهندسی کمبریج در انگلیس اعلام کرد که سیستمی در قطع یک کیف ساخته که می‌تواند با ارسال علایم رادار در باند فوق‌پهن و شنیدن پژواک آن، افراد را از پشت دیوار‌های آجری تشخیص دهد. به ادعای مسئولان این شرکت، علایم این دستگاه که «پریزم 200» نام گرفته، می‌تواند از مصالح ساختمانی با ضخامت 40 سانگروهتر عبور کند و فعالیت‌ها را تا فاصله 15 متر تشخیص دهد.

به پیشنهاد گروه سازنده، این ابداع می‌تواند برای رهگیری افراد در شرایط گروگان‌گیری فوق‌العاده کارآمد باشد، ولی با این حال ضعف بسیار حادی نیز دارد. برای جلوگیری از نا‌پیدا شدن افراد به واسطه دیوارها و دیگر اشیای ثابت، این دستگاه فقط اهدافی را شناسایی می‌کند که به سرعت پژواک‌های گوناگونی را تولید می‌کنند. به بیان دیگر، پریزم‌200 افراد را فقط در حال حرکت تشخیص می‌دهد.

در همین حال، گروه دیگری در آلمان که بر پروژه مشابهی کار می‌کند، چند گام از گروه انگلیسی جلوتر است. حتی مجسمه آدم هم از حسگر راداری گروه آقای اروین بیبل در امان نیست. گروه آقای بیبل در دانشگاه فناوری مونیخ وسیله‌ای ساخته که حرکات بسیار جزئی را از پشت درهای بسته هم تشخیص می‌دهد، حتی تنفس و تپش قلب افراد را!

این گروه دریافته است که طیف امواج رادیویی بین 433 مگاهرتز تا 24 گیگاهرتز که می‌تواند از پوست و استخوان بگذرد، توسط لایه‌ای‌ از چربی که ماهیچه را دربر می‌گیرد، نظیر ماهیچه قلب، بازتاب می‌شود. این یافته با استفاده از اثر دوپلر برای تشخیص تغییرات حرکتی کوچکتر از سانتی‌متر بدست آمده است.

2. ناپدید شوید
اخیرا رویاهایی از داستان‌های علمی- تخیلی برای تحقق «شنل‌های نامرئی‌کننده» سر بیرون آورده‌اند. اولین آنها که فقط روی ریزموج‌ها کار کرده بود، در سال 2006 عرضه شد. بعد از آن تلاش‌های دیگری هم برای رقابت با توانایی‌های هری پاتر شروع شد.

این گونه وسایل برای ناپدید کردن یک جسم، امواج الکترومغناطیسی اطراف آن را منحرف می‌کنند. تا کنون تنها راه برای رسیدن به شنل‌های نامرئی‌کننده استفاده از متامتریال‌ها بوده که برای فعل وانفعال با نور و هدایت آن به شکل قابل کنترل، از اجزای الکترونیکی ساخته شده‌اند.

هدف این مواد، پدید آوردن پوششی نامرئی‌کننده است که برای طیف وسیعی از بسامدهای مرئی قابل استفاده باشد. البته دست یافتن به چنین موادی آسان نیست. اجزای تشکیل‌دهنده آنها باید از طول‌موج نوری که برای تعامل با آن ساخته شده‌اند، کوچک‌تر و ظریف‌تر باشند.‌ در سال گذشته میلادی گروهی از دانشگاه کالیفرنیا در برکلی، ماده‌ای ساخت که نور قابل مشاهده را بیش‌تر از آن که بازتاباند، به سمت پشت منحرف می‌کرد. تحقیقات گروه دیگری از دانشگاه سنت‌آندرو در انگلیس هم نشان داد که متامتریال‌ها بر روی گستره‌ای از بسامد‌ها موثر هستند.

حتی گروهی از دانشمندان دانشگاه علوم و فناوری هنگ‌کنگ در چین هم در همین راستا، روی پوشاندن اشیا در فاصله‌ای معین کار می‌کنند. این گروه استفاده از مواد تکمیلی را پیشنهاد می‌کند که ویژگی‌های نوری آنها سبب می‌شود یکدیگر را حذف کنند. یک موج که به سمت هواپیما تابیده می‌شود، پس‌از برخورد به ماده اول منحرف می‌شود، ولی این انحراف با عبور موج از ماده مکمل از بین می‌رود و چنین به نظر می‌آید که هیچ ماده‌ای آنجا نیست.

3. درمان از راه دور
گوشی‌های همراه جدید شاید قابلیت‌های بیش‌تری از وسیله ارتباطی استار‌تک داشته باشند، ولی اسکنر طبی قابل‌حمل دکتر بونز که جراحات داخلی را فورا نمایش می‌دهد، قدری دیگر طول می‌کشد تا به دنیای واقعی وارد شود. ولی وقتی که وارد بازار شود، یک گام هم جلوتر خواهد بود! مهندسان در حال توسعه این اسکنر قابل‌حمل هستند که نه تنها آسیب‌های داخلی را نمایان می‌سازد، که آنها را در یک لحظه مداوا می‌کند.

راز نهفته در فناوری این اختراع، به‌کارگیری امواج با بسامد بالا است. هم‌اکنون پزشکان از امواج فراصوت برای بررسی و عکسبرداری از جنین در رحم مادر استفاده می‌کنند. اما با افزایش شدت این امواج و متمرکز کردن آن‌ها روی یک نقطه می‌توان حرارت کافی را برای پختن بافت بدن پدید آورد!

تحقیقات لاورنس کرام از دانشگاه واشنگتن در سیاتل نشان داده است که امواج فراصوت با شدت بالا می‌تواند رگ‌های در حال خون‌ریزی را داغ کند. شرکت او، آلتراسوند تکنولوژی، وسیله‌ای دستی ساخته که به جراحان اجازه می‌دهد با نفوذ به ارگان پر از خون، بریدگی را داغ کند. کرام ابراز امیدواری کرده که در سال جاری بتواند این فناوری را روی بشر هم آزمایش کند.

همچنین امواج ضعیف فراصوت می‌تواند برای تشخیص جریان سریع خون در رگ در حال خونریزی نیز به کار بیاید. آژانس پروژه‌های تحقیقاتی دفاعی پیشرفته آمریکا روی وسیله‌ای به نام «سیستم انعقاد صوتی خونریزی عمیق» سرمایه‌گذاری کرده که با بهره‌گیری از امواج فراصوت، هر دو عمل تشخیص و درمان رگ بریده را انجام می‌دهد.

این وسیله شامل آرایه‌هایی از فرستنده-گیرنده‌های فراصوتی است که به دور عضو آسیب‌دیده پیچیده می‌شود. فرستنده-گیرنده‌ها، امواج کم‌انرژی فراصوت منتشر و بازتابش رگ‌های مجروح را اسکن می‌کنند. اگر این آرایه‌ها در یک رگ نشتی تشخیص دهند، فورا این نشتی را قطع می‌کنند.

4. مرد عنکبوتی، پای مارمولکی
شخصیت پیتر پارکر در مرد عنکبوتی سبب شد که بالا رفتن از دیوار آسان به نظر برسد، ولی تکرار آن حرکات عجیب وغریب در دنیای واقعیت، سال‌ها است که محققان را در تلاش برای بالا رفتن از دیوار نگه داشته است. دلیل این امر واضح است؛ دست‌کش و کفش‌های مرد عنکبوتی باید بتواند وزن یک انسان با ابعاد متوسط را در حالی‌که از آسمانخراش آویزان شده، تحمل کند.

اما برخلاف اغلب مردم، دانشمندان عنکبوت را برای الگوی بالا رفتن از دیوار نپسندیده‌اند. آنها مارمولک را ترجیح می‌دهند. در سال 2003، آندره جیم از دانشگاه منچستر در انگلیس، ماده‌ای را با موهای میکروسکوپی طراحی کرد که مشابه سطح پای مارمولک است. نیروی بین مولکولی واندروالسی، که در مقیاس‌های کوچک موثر است، باعث چسبیدن مو‌ها به دیوار می‌شود و از آنجاکه پای مارمولک از میلیون‌ها مو پوشیده شده، منجر به جاذبه قدرتمندی می‌شود که حیوان را روی دیوار نگه می‌دارد. مواد اولیه مویی که جیم ابداع کرده، از ماده‌ای به نام کپتون تشکیل شده است، و درصورتی که 1 سانتی‌متر مربع از آن محکم به سطحی قائم فشار داده شود، می‌تواند وزنه‌ای به جرم 1 کیلوگرم را نگه دارد.

ولی برای افزایش مقیاس این اختراع تا ابعاد کاربردی، مشکلاتی وجود دارد. برای مثال، برای پوشش دادن سطح لازم جهت نگه داشتن یک نفر، موها باید بلند باشند و مشکل موهای بلند، در هم پیچیده شدن آنها است. یکی از دانشمندان دانشگاه صنعتی تورین در ایتالیا راه‌حلی برای این مشکل یافته است. او در سال 2007، طرحی ارائه کرد که مشابه درخت صنوبر، متشکل از نانولوله‌های کربنی بلند در یک تنه و نانولوله‌های کوتاه‌تر در شاخه‌ها بود. وی با این ابتکار، دست‌کشی ساخت که هر جفت از آن حدود 10 کیلوگرم را تحمل می‌کرد.

با این وجود، طبیعت همچنان در این زمینه برتری دارد! چه ‌آن‌که کثیفی میان موهای مصنوعی ویژگی چسبناکی را کاهش می دهد، ولی پاهای مارمولک می‌تواند خود را تمیز کند.

5. شما هم انرژی تولید کنید
گوشی همراه شما یکی از اعجازهای عصر جدید است. با این حال فارغ از این که چه قابلیت‌هایی دارد، وقتی که شارژ باتری‌اش به انتها برسد، دیگر هیچ فایده‌ای ندارد. اما چقدر عالی می‌شد اگر از این باتری‌ها خلاص می‌شدید و تمام انرژی مورد نیاز وسیله الکترونیکی‌تان را از دنیای اطراف تامین می‌کردید؛ مثلا سیم شارژر آن را به لباستان می‌زدید!

چند ماه پیش، زیهونگ لین وانگ از موسسه فناوری جورجیا در آتلانتا، پارچه‌ای ساخت که از نانوسیم‌های اکسید‌‌روی بر رشته‌های کلوار بافته شده است. هر بار که این ماده خم یا مچاله می‌شود، جریان الکتریکی ضعیفی را تولید می‌کند. وانگ و گروهش دریافته‌اند که اگر هر پارچه‌ای را با نواری از این فلز بپوشانند، می‌توانند الکتریسیته حاصل را جمع کنند. با بهره‌گیری از این فناوری می‌توان انرژی دستگاه‌هایی را که در بدن انسان قرار می‌گیرند، مانند دستگاه تنطیم‌کننده ضربان قلب، از خود فرد گرفت.

گروهی به هدایت دیوید ترن در داشگاه استنفورد کالیفرنیا هم ژنراتوری ابداع کرده‌اند که از فعالیت قلب، الکتریسیته تولید می‌کند. تولید الکتریسیته توسط این دستگاه با جلو و عقب کردن یک آهن‌ربای ریز در سیم‌پیچی کوچک صورت می‌گیرد. آهن‌ربا در یک لوله سیلیکونی مملو از مایع با دو بالون متصل به هر دو انتها قرار گرفته و کل دستگاه در قلب جای می‌گیرد. وقتی قلب می‌تپد، بالون‌ها یکی پس از دیگری جمع می‌شوند و به مایع داخل لوله، نیرو وارد می‌کنند. نیروی وارد بر مایع سبب جلو و عقب شدن آهن‌ربا در لوله می‌شود.

اما جالب‌تر از هر دوی این روش‌ها، ابتکار آدام هلر از دانشگاه تگزاس در آستین است. او سلولی سوختی ساخته است که می‌تواند در رگ قرار بگیرد و از گلوکز خون به عنوان سوخت استفاده کند و جریان الکتریکی تولید کند.

بخش دوم این مطلب را با کلیک در اینجا دنبال کنید.

نیوساینتیست، مجلد ژانویه 2009- ترجمه: علیرضا نورایی

+ نوشته شده در  شنبه نوزدهم بهمن 1387ساعت 11:57 قبل از ظهر  توسط واقفي  | 

عدد باریونی

عدد باریونی

ذرات سنگین ، باریون نام دارند. چنانچه باریونها به حال خود رها شوند ، متلاشی می‌گردند. تنها باریون پایدار پروتون است. در تمام فرایندهای مشاهده شده ، تعداد باریونها همواره بقا دارد «قانون بقای باریون ΔN=0).قانون بقای باریون پایداری پروتونها را بیان می‌کند ، باریونی سبکتر از پروتون وجود ندارد. آزمایشات نشان داده‌اند که مدت زمانی که طول می‌کشد تا پروتون تلاشی یابد طولانی تراز 1022 سال ، یعنی <1012 بار طولانی تر از عمر جهان باشد. عدد بار یونی را با N نشان می‌دهند که برای باریونها (پروتون ، نوترون ، هیپرونها) N=+1 ، برای پاد باریونها N=-1 برای سایر ذرات مزونها ، لپتونها) N=0 ، برای هسته‌ها N>+1 ( N برابرعدد جرمی A است) و برای پاد هسته ها N<-1(Nبرابر –A است) می باشد.

+ نوشته شده در  جمعه چهارم بهمن 1387ساعت 8:7 بعد از ظهر  توسط واقفي  | 

تاريخچه ي فيزيك ذرات

تاريخچه ي فيزيك ذرات در طول دو قرن گذشته، دانشمندان به پيشرفت هاي بزرگي در فهم آنچه ما و جهان اطراف ما از آن ساخته شده ايم، دست يافته اند. نخست، درك اين مطلب بود كه ماده، از عناصر ي با خواص فيزيكي و شيميايي كاملا معين تشكيل شده است. اين عناصر در محدوده ي هيدروژن (به عنوان سبك ترين) و اورانيوم و عناصر فراتر از آن قرار دارند. هر عنصر از واحد هاي ساختماني – اتم ها – كه براي هر كدام منحصر به فرد مي باشد، تشكيل شده و اتم هاي گوناگون، مي توانند با هم تركيب شوند و تنوع بي شماري تركيبات، از ماده ي ساده اي مانند آب گرفته تا مواد پيچيده اي مانند پروتئين ها را به وجود بياورند. با اينحال، چنانچه دانشمندان در اواخر سده ي نوزدهم كشف كردند، اتم ها ساده ترين واحد هاي سازنده ي ماده نيستند. ما امروزه مي دانيم كه بيشتر جرم اتم در يك هسته ي كوچك، چگال و با بار مثبت متمركز شده است. ابر كوچكي از الكترون ها ي با بار منفي هسته را از فاصله اي دور احاطه كرده اند و بنابراين بيشتر فضاي اتم را فضاي خالي تشكيل مي دهد. در بيشتر اتم ها ، هسته حاوي دو نوع ذره با جرم تقريبا برابر است: پروتون هاي با بار مثبت و نوترون هاي بدون بار الكتريكي. براي خنثي نگه داشتن كل اتم، تعداد پروتون ها دقيقا با تعداد الكترون ها برابري مي كند. در ١٨٩٠، دو فيزيكدان به طور جداگانه، شروع به كاوش در فضاي داخل اتم نمودند. اولي، جوزف (‘J.J.’) تامسون نخستين ذره ي زير اتمي – الكترون - را كشف كرد كه در همين حين، يكي از شاگردان او به نام ارنست رادرفورد، آغاز به كاوش در پديده ي جديد راديواكتيويته، كه در آن اتم از يك نوع به نوعي ديگر تبديل مي شد نمود. اين كاوش ها سرانجام به كشف هسته ي اتم، در همكاري با هانس گايگر ( كه با شمارگر راديواكتيويته ي گايگر مشهور است) و ارنست مارسدن در ١٩١٠-١٩٠٩ منتهي گرديد. سپس رادرفورد دريافت كه ذرات با بار مثبت موجود در هسته ي اتم، با هسته ي هيدروژن يكسان اند. او اين ذرات را پروتون ناميد. و در ١٩٣٢، جيمز چادويك نشان داد كه هسته ها بايد شامل نوترون ها هم باشند. از آن زمان به بعد بود كه رادرفورد و همكاران او، تصوير نوين اتم را بنا نهادند. اين تنها شروع ماجرا بود. الكترون، پروتون و نوترون اعضاي پيش قراول رژه ي باشكوه ذرات زير اتمي بودند. در خلال دهه هاي ١٩٣٠و ٤٠، بسياري از فيزيكدانان به مطالعه ي تابش كيهاني – بارش مداوم ذرات زير اتمي پر انرژي كه از فضا نشات مي گرفتند – پرداختند. برخورد هاي تابش هاي كيهاني پر انرژي با ذرات جو زمين، موجب واپاشي هاي هسته اي مي شود كه آنها موجب توليد انواع جديدي از ذرات كوتاه عمر مي شوندكه تنها از طريق رد هاي بجا مانده در آشكارسازهاي حساس قابل مشاهده اند. از جمله ي اين ذرات مي توان از موئون كه كاملا شبيه الكترون رفتار مي كند اما ٢١٠ بار از آن سنگين تر است؛ پيون كه تنها اندكي از موئون سنگين تر است؛ كائون با جرمي اندكي بيش از نصف جرم پروتون؛ و لامبدا داراي جرمي %٢٠ بيش از پروتون نام برد.
+ نوشته شده در  جمعه چهارم بهمن 1387ساعت 8:4 بعد از ظهر  توسط واقفي  | 

آخرين مرز

« آخرين مرز » به قلم استفن هاوكينگ

http://i42.tinypic.com/e7ckjr.jpgمسابقه فضايي بين آمريكا و شوروي در سال هاي دهه 1960 موجب شكل گرفتن يك روند پركشش و جذاب اكتشافات فضايي شد كه پيشرفت هاي علمي و فني قابل توجهي را نيز نصيب بشر كرد.حال سوال اينجاست كه چرا ما بايد به فضا برويم و چرا بايستي براي بدست آوردن چند گرم از خاك ماه يا مريخ ، پول و زمان زيادي صرف كنيم؟؟؟ و آيا بهتر نيست اين پول و زمان را براي زندگي بر روي كره خاكي خودمان هزينه كنيم ؟

در پاسخ به اين پرسش ها،مي توان مثالي تاريخي زد:چرا كه وضعيت كنوني ما به نوعي شبيه شرايط حاكم بر اروپا پيش از سال 1492 ميلادي است.زماني كه هزينه هنگفتي براي سفر جهانگرد مشهور ،كريستف كلمب ،به مناطق ناشناخته در دوردست ها صرف شد و پس از مدتي به كشف "دنياي جديدي انجاميد كه تفاوت هاي بسياري با دنياي قديم داشت.

تلاش براي فرستادن انسان به فضاي ناشناخته،پيامدهاي شگرفتر و تعيين كننده تري بر آينده بشر خواهد داشت.اكتشافات فضايي اگرچه نمي توانند به طور مستقيم مشكلات كنوني كره زمين را حل كنند،اما مي توانند به تغيير چشم اندازها و راهكارها براي مقابله با آنها،كمك شاياني كنند.بنابراين ،پيگيري اين اكتشافات فضايي و تلاش براي تسخير فضا مي بايستي به راهكار بلندمدت ما زميني ها در قرن هاي آينده تبديل شود.ما بايستي تمام توان خود را براي ايجاد پايگاه هايي در كرات ديگر به كار گيريم.به نظر من ،بشر مي تواند ظرف 30 سال آينده يك پايگاه بزرگ دائمي در ماه،پس از 50 سال يك پايگاه در مريخ و پس از 200 سال ،پايگاه هاي متعدد در قمرهاي ساير سيارات از جمله مشتري و زحل ايجاد كند.

به عقيده من، بشر محكوم به رفتن به فضا است،هرچند كه اين هدف،بسيار پرهزينه و زمان بر باشد.آري،رفتن به فضا و ايجاد پايگاه هاي متعدد بر روي كرات ديگر بسيار پرهزينه است اما بايد دانست كه فقط با اختصاص دادن بخش ناچيزي از منابع عظيم موجود بر روي كره زمين مي توان به اين مهم دست يافت.متاسفانه سهم هزينه هاي فضايي ناسا به عنوان بزرگترين و مهمترين سازمان فضايي جهان،از كل بودجه ايالات متحده طي 40سال گذشته نه تنها افزايش نيافته،بلكه كاهش نيز داشته است؛به نحوي كه سهم 0.3درصدي بودجه ناسا از توليد نا خالص داخلي آمريكا در سال 1970،يعني زمان فرستادن آپولو به فضا،درحال حاضر به 0.12 درصد كاهش يافته است،حال آنكه به عقيده بيشتر كارشناسان و صاحب نظران عرصه اكتشافات فضايي اين سهم مي بايستي حداقل 20برابر شود!آري با اختصاص دادن نسبت اندكي از توليد ناخالص كل جهان مي توان به پيشرفت هاي گسترده ايي در فضا دست پيدا كرد و زندگي بشر را دگرگون ساخت.

با اين همه،هستند كساني كه معتقدند بهتر است انرژي و پول انسان ها صرف  حل مشكلات و نابه ساماني هاي موجود بر روي زمين شود و مقالبه با تغييرات آب و هوايي و افزايش آلودگي ها بر جستجوي حيات بر كرات ديگر ,اولويت دارد.من در پاسخ به اين افراد مي گويم كه اگرچه نمي توان اهميت و اولويت پرداختن به معضلاتي چون گرم شدن كره زمين و تخريب محيط زيست را ناديده گرفت،اما مي توان در كنار اين اقدامات،افق هاي دوردست در فضا نيز نظري داشت.

تلاش انسان براي رفتن به فضا و فرود آمدن بر كرات ديگر ،در آغاز بسيار درخشان و اميدوار كننده بود:تنها هفت سال پس از سخنراني تاريخي جان اف.كندي رئيس جمهور آمريكا در سال 1962 مبني بر فرود آمدن بشر تا پايان دهه 1960 بود كه آپولو11 با موفقيت بر روي ماه فرود آمد و انسان براي نخستين بار بر روي ماه قدم گذاشت.اين موفقيت عظيم باعث آغاز مسابقه فضايي بين آمريكا و شوروي شد كه نه تنها به توسعه امكانات و تجهيزات و امكانات مرتبط به اكنشافات فضايي انجاميد،بلكه پيشرفت هاي شگرفي را در ساير بخش ها از جمله در بخش توليد رايانه هاي نوين و  تقويت بنيان هاي اطلاعاتي و ارتباطي نيز موجب شد.با اين همه ،پس از آخرين فرود انسان بر سطح ماه در سال 1972 و به دليل عدم جديت ساستمداران و تصميم گيران آمريكا و شوروي براي پيگيري روند پرواز هاي فضايي سرنشين دار،توجه عمومي به فضا و اكتشافات فضايي تا حد زيادي فروكش كرد.كم توجهي نسبت به برنامه هاي فضايي از سوي غرب،با وجود تمام مزايايي كه از اين طريق حاضل شده بود،از آنجا ناشي مي شد كه دولتمردان غربي به اين نتيجه رسيدند كه رفتن به فضا و فرود آمدن به سطح كرات ديگر نمي تواند به حل مشكلات اجتماعي ،سياسي و فرهنگي جهان كمك چنداني كند و به همين دليل نبايد در اولويت قرار گيرد. 

http://i43.tinypic.com/xb0awm.jpgعصر نوين اكتشافات فضايي

با وجود ركود طولاني و غير قابل قبولي كه در فرستادن انسان به كرات ديگر و جستجوي حيات در خارج از زمين به وجود آمده است،هنوز هم مي تواناميدوار بود كه توجه مردم جهان به پيشرفت هاي فضايي وبه دنبال آن،رشد و تعالي علوم و فنون مرتبط با اكتشافات فضايي ،دوباره جلب شود.ماموريت هاي روباتيك كه اخيراً مورد توجه قرار سازمان هاي فضايي آمريكا،اوروپا و چين قرار گرفته است،به دليل ارزان و كم خطر بودن و مهمتر از آن،كارآمد تر بود از نظر جمع آوري اطلاعات علمي،موجب شده تا توجه جهانيان باز هم به فضا و رفتن به كرات ديگر جلب شود.از سويي دگير ،اعيين ضرب الاجل هايي چون اعلام سال 2020 به عنوان زمان ايجاد يك پايگاه دائمي در ماه و تعيين سال 2025 براي فرود نخستين انسان بر سطح مريخ،مي تواند به تقويت و تحريك هرچه بيشتر برنامه هاي فضايي منتهي شود و همانطور كه آمريكايي ها توانستند پيش از پايان ضرب الاجل تعيين شده از سوي كندي براي فرود آمدن بر فضا،به آنجا بروند،تا پايان سال 2025 ميلادي نيز مي توان بر مريخ فرود آمد و برخاك سرخ و يخ زده اين سياره راه پيمايي كرد.

ما در جوامعي زندگي مي كنيم كه به نحو فزاينده ايي به وسيله علم فناوري اداره مي شود و درآنها،دانش بسيار جدي گرفته مي شود در اين وضعيت،دانشمندان بايستي براي عموم مردم توضيح دهند كه چرا و با چه هدفي بايستي به فضا رفت.آيا بايد در كرات ديگر به جستجوي حيات غير زميني پرداخت يا اينكه بايستي بستر مناسبي را براي زندگي انسان در كرات ديگر محيا ساخت.؟بر اساس اصول علم امروز،حيات بر روي كره زمين به صورت تدريجي به وجود آمده است و به ين دليل مي توان انتظار داشت كه نمونه هاي ديگر حيات در ساير كرات به پيچيدگي ساختار مولكولي DNAموجود در زمين باشد،كمي دور از ذهن به نظر مي رسد.اما وجود ساختارهاي ريز ملكولي و تك سلولي در كرات ديكر محتمل و از نظر علمي قابل توجيه خواهد بود.بنابراين،با توجه به بي كران بودن فضا و وجود تعداد بسيار زياد كهكشان ها،مي توان توقع داشت كه اونواع پرشمار حيات و گونه هاي زيستي در فضا ،موجود و احتمالاً قابل كشف خواهند بود.

بر اساس يك فرضيه پر طرفدار و مستدل علمي به نام "پانسپرميا"(Panspermia )كه مبتي است بر امكان انتقال حيات از يك سياره به ساير سيارات از طريق برخورد شهابسنگ ها به كرات گوناگون،مي توان روند جستجوي گونه هاي ديگر حيات در سيارات ديگر را جدي تر دنبال كرد.همه ما مي دانيم كه سياره زمين بارها مورد اصابت شهابسنگ هايي قرار گرفته از مريخ به سمت زمين پرتاب شده اند؛بنابراين مي توان انتظار داشت كه حيات كنوني كه بر سطح زمين شكل گرفته داراي سرچشمه مريخي باشد و به همين دليل جستجوي حيات در مريخ توجيه ناپذير و قابل قبول به نظر مي رسد.بر طبق فرضيه پانسپرميا،يكي از مهمترين ويژگي هاي  فرايند پراكندگي جيات بين كرات،وجود احتمال انتقال ساختاريDNA از يك سياره به ساير سيارات به وسيله شهاب سنگهاست.دانشمندان توانسته اند فسيل هايي متعلق به 3/5ميليارد سال قبل را كشف كنند،اين كشف از آنجا حايز اهميت و قابل توجه به نظر مي رسد كه چون زمان شگل گيري سياره زمين به 4/6 ميليارد سال قبل باز مي گردد و 3/5 ميليارد سال پيش،زمين بسيار داغ و غير قابل زندگي بوده است.پس مي توان انتظار داشت كه فسيل هاي پيدا شده،از كرات ديگر به زمين منتقل شده اند،بر اساس نظريه هاي پذيرفته شده علمي،كره زمين 500ميليون سال پيش قابل زندگي و شكل گيري شكل هاي ساده جيات بوده است.بنابراين بايد پذيرفت در حالي كه تنها پس از نيم ميليارد سال،امكان شكل گيري گونه هاي پيشرفته حيات،در شكل هاي گوناگون،در سياراتي با 10 ميليارد سال قدمت بسيار زياد خواهد بود.

آيا ما در جهان تنها هستيم ؟

با توجه به اين يافته ها و در صورت پذيرش فرضيه وجود حيات در كرات ديگر ،بايستي به اين پرسش مهم پاسخ دهيم كه چرا ساكنان احتمالي كرات ديگر تا كنون با ما هيچ گونه تماس برقرار نكرده اندشايد نخستين چيزي كه در اينجا به ذهن خطور مي كند، به بشقاب پرنده ها و رويدادهاي مرموز مربوط به پرواز آنها بر فراز مكان هاي نظامي و استراتژيكي پيوند خورده است.برخي كارشناسان بر اين اعتقادند كه محافظه كاري دولت ها در افشاي اطلاعات مرتبط با بشقاب پرنده ها،موجب شده تا دانش عمومي ما در مورد اين پديده مرموز در سطح محدودي باقي بماند و اين مسئله به هيچ عنوان توجيه پذير به نظر نمي رسد.با اين همه ،صرف نظر از وجود بشقاب پرنده ها،شواهد و علائم ديگري كه دال بر تلاش بيگانگان فضايي براي ارتباط با ما باشد،پيدا نشده است و همين مسئله ما را به سوي اين عقيده مي كشاند كه شايد تمدن هاي احتمالي موجود در كرات و كهكشان ها در سطح پايين تر توسعه يافتگي علمي و فكري قرار داردن و قادر به سفر به كرات ديگر و برقراي تماس با ساكنان آنها نيستند.

به طور كلي، ما مي توانيم از سه زاويه با اين مسئله برخورد كنيم:اول اينكه احتمال وجود گونه هاي نخستين حيات در سياره اي كه براي زندگي مناسب باشد،بسيار پايين است و به همين دليل ار بيگانگان فضايي خبري نيست.دوم اينكه به فرض پذيرش  وجود چنين  موجوداتي در كرات ديگر،آنها به آن حد از توسعه يافتگي علمي و فني نرسيده اند كه بتوانند به زمين سفر و با ما ملاقات كنند.در توجيه عدم پيشرفت فني و فكري بيگانگان فضايي مي توان به دلايلي چون عدم مصداق پيدا كردن فرضيه تكامل داروين در مورد موجودات كرات ديگر و احتمال باقي ماندن آنها در سطح باكتري ها و يا حشرات اشاره كرد.احتمال سومي نيز در اين ميان وجد دارد و آن اين كه يك سري از موجودات فضايي به درجات بالاي پيشرفت علمي و فني دست پيدا كرده و توانسته اند سيگنال هاي راديويي را به منظور برقراري ارتباط با ساير كرات ارسال كنند،اما دستيابي آنها به بمب هسته ايي و ساير سلاح هاي كشتار جمعي موجب از بين رفتن و نابودي تمدن هاي آنها شده است.با توجه به آنچه گفته شد و با در نظر گرفتن اصول علمي ،من خود به حقيقت داشتنن احتمال دوم علاقه مند هستم؛چرا كه احتمال وجد گونه اي ابتدايي حيات در كرات ديگر را منطقي تر و پذيرفتني تر مي دانيم.

راز بقا در فضا

اما آيا مي توانيم براي مدتي طولاني در خارج ار زمين زندگي كنيم؟تجربه حضور انسان در ايستگاه فضايي بين المللي(IIS)ثابت كرده است كه انسان ها مي توانند چند ماه را در فضا سپري كنند بدون اينكه مشكل خاصي برايشان به وجود آيد.اما وجود جاذبه صفر در فضا و حالت بي وزني مي تواند به بروز مشكلات فيزيولوژيكي مانند تضعيف استخوان ها بينجامد.پس براي تحقق روياي حضور طولاني و بي خطر در فضا،بايستي به ايجاد پايگاهي دائمي و مجهز در سياره اي مناسب كه داراي نيروي جاذبه مطلوبي هم بايد،بينديشيم.علاوه بر اين، بايستي براي در امان ماندن از خطر اصابت شهابسنگ ها و ساير اجرام آسماني نيز چاره ايي انديشيد؛از جمله كندن سطح سيارات و نفوذ به سطوح پايين آنها.در بلند مدت نيز بايد به فكر استخراج مواد معدني و جمع آوري منابع مورد نياز براي زندگي مستقل از زمين بود.حال سوال اينجاست كه مكان هاي مناسب و قابل سكونت در منظومه شمسي كدامند؟بهترين گزينه ممكن از اين نظر ،نزديكترين همسايه يعني ماه است كه علاوه بر نزديك و در دسترس بودن ،چند بار توسط انسان فتح شده و فضانوردان بر روي آن،راهپيمايي و رانندگي كرده اند.با اين همه ، ماه فاقد جو(اتمسفر)بوده و ميدان مغناطيسي آن برخلاف زمين به اندازه اي نيست كه قادر به منحرف كردن ذرات تابشي خورشيد باشد.علاوه بر اين،آب به صورت مايع در ماه وجود ندارد و فقط احتمال وجود يخ در قطب هاي شمال و جنوبي موجب شده تا دانشمندان اميدوار باشند بتوانند از اين يخ به عنوان منبع مناسب براي توليد اكسيژن استفاده كنند.انرژي خورشيدي و هسته اي ،بهترين گزينه ها براي تامين انرژي مورد نياز براي ساكنان آينده ماه خواهد بود.در صورت تحقق شرايط لازم براي فراهم آوردن زمينه حيات در ماه ،مي توان از اي سكونت گاه براي سفر به ساير كرات منظومه شمسي استفاده كرد.

مريخ، عهدف بعدي ما براي سكونت درفضا خواهد بود.فاصله مريخ تا خورشيد ، دو برابر فاصله زمين تا منبع اصلي نور و گرما در منظومه شمسي است و به همين جهت نصف گرايي كه به زمين مي رسد، نصيب مريخ و ساكنان احتمالي آن در آينده مي شود.تا چهار ميليارد سال قبل ،يك ميدان مغناطيسي قوي در مريخ وجود داشته است كه به تدريج از بين رفت و اين سياره را در برابر تشعشعات خورشيدي بدون محافظ باقي گذاشت.فشار جو مريخ فضا يك درصد فشار جو زمين است. و همين مسئله زندگي كردن بر روي مريخ را بسيار دشوار مي سازد.
با اين همه، چينين به نظر مي رسد كه اوضاع كلي مريخ در گذشته هاي دور براي حيات مناسبتر بوده است و وجود ابراهه ها و درياچه هاي خشك شده متعدد بر سطح مريخ حكايت از آن دارد كه اين سياره در ميليادر ها سال قبل ،مكاني مرطوب و گرم بوده و احتمال شكل گيري حيات بر آن چه به صورت مستقل و چه از طريق اصابت شهابسنگ ها ي ارسالي از سيارات داراي حيات به آن،بسيار زياد بوده است.
ناسا تاكنون تعداد زيادي فضاپيما به مريخ فرستاده است.نخستين فضاپيمايي كه به مريخ فرستاده شد، مارينر4(Mariner4)نام داشت كه در سال 1964 به سمت مدار مريخ پرتاب شد و اطلاعات جالبي را در مورد مدار اين سياره در اختيار ما قرار داد.

ناسا همچنين چند كاوشگر پيشرفته را به سوي مريخ روانه كرده است كه به "مريخ نورد" معروف شده اند.و عكس هاي متعددي را از سطح بياباني و خشك مريخ به زمين ارسال كرده اند.آنها همچنين عميق ترين گودال ها و مرتفع ترين كوه هايي را كه تاكنون در كنظومه شمسي مشاهده شده اند،در مريخ پيدا كرده اند.علاوه بر اين ،شواهدي مبني بر وجود مقادير عظيم آب به شكل يخ در مناطق قطبي مريخ يافت شده است كه اميدواري بسياري را نزد دانشمندان به وجود آورده است؛چرا كه مي توان از اين منبع به عنوان عامل اصلي حيات در مريخ استفاده كرد.با اين همه،بايد دانست كه فعاليت هاي آتشفشاني در مريخ بسيار گسترده و هولناك است كه البته با وجود خطرناك بودن ، مي توان امكان دسترسي ساكنان آينده مريخ به مواد معدني خارج شده از درون مريخ را فراهم آورد.

ماه و مريخ،مناسبترين مكان ها براي سك.نت انسان زميني در منظومه شمسي به شمار مي آيند؛چرا كه سياره هاي عطارد و ناهيد بيش از حد داغ ،و زحل و مشتري نيز به صورت گازهاي متراكم و فاقد سطح جامد هستند و در نتيجه غير قابل سكونت اند.
قمرهاي مريخ بسيار كوچك هستند و مزيت جنداني بر مريخ ندارند.اما قمرهاي مشتري و زحل داراي برخي شرايط لازم براي حيات هستند، به ويژه مناسب ترين قمر زحل يعني تيتان كه علاوه بر بزرگ بودن، داراي جوي غليظ و متراكم نيز هست.ماموريت كاسيني -هويگنسي كه به سورت مشترك توسط سازمان هاي فضايي آمريكا(NASA )واروپا(ESA)در سال 2004 اجرا شد،شامل فرستادن يك كاوشگر به تيتان بود كه نتايج درخشاني به دنبال داشت و تصاويري زيبا و با كيفيت بالا را اط سطح اين قمر بزرگ در اختيار ما قرار داد.البته بايد دانست كه تيتان به علت دوري از خورشيد بسيار سرد و مملو از متان است.

... و اما خارج از منظومه شمسي

راستي در خارج از منظومه شمسي چه خبر است؟ آيا امكان وجود حيات در كهكشان ها و منظومه هاي ديگر قابل پذيرش است؟مشاهدات ما حكايت از آن دارند كه تعداد بسيار زيادي از ستارگان شبيه خورشيد در فضا وجود دارند كه سيارات بسياري به دور آنها مي گردند و احتمال وجود سيارات و ستاره هايي شبيه زمين و خورشيد در آنها بسيار زياد است.به طور كلي ،حدود هزار ستاره در فاصله 30سال نوري زمين وجود دارندكه اگر فرض كنيم فقط يك صدم آنها سياره هايي به اندازه زمين وجود داشته باشند،10 نامزد جدي براي جستجوي حيات جديد يا قديم در آنها در اختيار ما خواهد گرفت و ما بايستي در بلند مدت(منظورم از بلند مدت،بين200تا 500سال آينده است)به فكر رفتن به اين سيارات باش
م.
دو ميليون سال است كه ما زميني ها به صورت جدا از بقيه در جهان زندگي مي كنيم و حدود ده هزار سال است كه تمدن هاي بزرگي را بر روي زمين پديد آورده و در جهت پيشرفت هاي علمي و فني گام برداشته ايم.اما اگر قرار باشد بشر چند ميليون سال ديگر به زندگي خود ادامه دهد،بايد به فكر رفتن به مكان هايي بايد كه تاكنون بر آنها پا نگذاشته است.

منبع : Cosmosmagazine.com , 24 september 2008

به نقل از : مجله دانشمند
+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و نهم دی 1387ساعت 6:42 بعد از ظهر  توسط واقفي  | 

9 طرح برای امام غریبمون مایا پاورش منم (اسماعیل)نظر بدید

تاریخ خبر: 9 آذر 1387

به مناسبت شهادت امام جواد علیه اسلام

طرحی 9 تکه توسط 9 طراح مذهبی خلق گردید

به مناسبت شهادت حضرت امام محمد تقی، جواد الائمه علیهم السلام ، 9 تن از طراحان مذهبی طرحی 9 تکه را خلق نمودند. این طرح زیبا که در انجمن های مجیدآنلاین و از طریق ارتباطات مجازی و اینترنتی ،  در 9 قطعه، هر کدام در ابعاد 3 در 3 سانتی متر ایجاد شده است.

اسامی و نام کاربری این طراحان به این شرح است:

علی ( Saber110 ) ، محمد حسین ( Sobhan ) ، احسان ( Ehsan ) ، عبد عباس ( Abde abbas ) ، وحید (  Bidemajnon ) ، مهدی نیسی پور ( Mehdi_Naissipour ) ، ایلیا (  IndianBoy ) ، اسماعیل ( MayaPower ) ، حمید ( HamidSHS )

متن نوشته شده توسط این طراحان جهت ارائه طرح به این شرح است:

شهادت غریبانه جوان ترین امام ، نهمین پیشوای همام ، حضرت امام محمد تقی ، جواد الائمه علیه السلام بر شما دوستان گرام تسلیت و تعزیت باد.

غربت جانسوز این دردانه دلبند امام رضا علیه السلام ، دل های حزین ما را به اندیشه ای نو برای زدودن غبار غربت از نام و یاد و سیره این معصوم عظیم و عزیز سوق داد... می جانانه محبت در ساغر ریختیم و طرحی نو در انداختیم:

نفر بودیم؛ دلداده و سرمست ، با شوقی عجیب... و شاید اخلاص ( که اگر نباشد، کاری مانا نخواهد شد)

ایده را که با هم گفتیم و همه پذیرفتند و طرح اولیه مطرح شد، دست هایمان پر بود از « یاعلی » ها...

قرعه انداختیم، با 9 صلوات به نهمین نور ، و قطعه ها را تقسیم کردیم...

کار سریع و در اندک زمانی انجام شد... ساده و بی ریا...

مانده بودیم مگر می شود 9 طرح از 9 طراح را یک جا ترکیب بندی کرد، وزن کار چه می شود... اما آن که اندیشه در ذهن انداخته بود، خود وزن کار را هم آفرید...

و این که دیدید نه حاصل کار و تلاشمان که حاصل دلدادگی مان بود...

راستی اگر خواستی نام و نشانمان را بدانی، امروز کاربران « دلداده نهمین امام » شدیم! این تاپیک را کاربران زیر نوشته اند:

برای دیدن این مبحث کلیک نمایید.

+ نوشته شده در  شنبه نهم آذر 1387ساعت 6:29 بعد از ظهر  توسط واقفي  | 

پیامدهای فیزیک کوانتومی

 

هر نظریه جدید خواه ناخواه با خود یکسری نگرشهای جدی نسبت به عالم به ارمغان میاورد چنانچه نسبیت جهان کوچک ما ر ا وسعت بخشید وافق محدود عالم ما را تا میلیاردها سال نوری گسترش داد سکون را از عالم ما گرفت و برای خلقت آن، نقطه آغاز متصور گردید زمان مطلق را که ا ز ازل تایم شده بود و قرار بود تا ابد تیک تاک کند را درهم شکست و سرعت‌ها را که فیزیک کلاسیک رها کرده بود سامان داد و درچارچوب سرعت نور مهار کرد فیزیک کوانتومی نیز با خود همانند نظریه نسبیت دیدگاههای جدیدی نسبت به عالم نه با مقیاس نسبیت بلکه در مقیاس بسیار کوچکتر (اتمی و زیر اتمی) ارائه نمود .



ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه دوازدهم مهر 1387ساعت 1:23 بعد از ظهر  توسط اكبري پور  | 

نگاهى به تاريخ و شاخه هاى گوناگون فيزيك

 

 در قرن هفدهم نيوتن با كارهايى كه بر روى نور انجام داد به اين نتيجه رسيد كه نور از ذره هاى كوچك تشكيل شده است. دانشمندان ديگر معتقد بودند كه ماهيت نور موج است. اما نفوذ نيوتن سبب شد كه نظريه او براى مدت ۲۰۰ سال مورد قبول با شد.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه دوازدهم مهر 1387ساعت 1:21 بعد از ظهر  توسط اكبري پور  | 

چرا یک دقیقه به 60 ثانیه و یک ساعت به 60 دقیقه تقسیم شده ؟

چرا یک دقیقه به 60 ثانیه و یک ساعت به 60 دقیقه تقسیم شده در حالیکه شبانه روز تنها 24 ساعت است؟

مایکل لومباردی متخصص علوم مقیاسها و اوزان در بخش زمان و فرکانس موسسه ملی استاندارد و تکنولوژی بولدر کلرادو به این سوال پاسخ میدهد


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه دوازدهم مهر 1387ساعت 1:19 بعد از ظهر  توسط اكبري پور  | 

فيزيك كوانتوم در هفت گام

فيزيك كوانتوم در هفت گام



نيلز بور (1962-1885)، از بنيانگذاران فيزيك كوانتوم، در مورد چيزي كه بنيان گذارده است، جمله اي دارد به اين مضمون كه اگر كسي بگويد فيزيك كوانتوم را فهميده، پس چيزي نفهميده است. من هم در اينجا مي خواهم چيزي را برايتان توضيح دهم كه قرار است نفهميد!

گام اول: تقسيم ماده

بياييد از يك رشته‌ي دراز ماكارونيِ پخته شروع كنيم. اگر اين رشته‌ي ماكاروني را نصف كنيم، بعد نصف آن را هم نصف كنيم، بعد نصفِ نصف آن را هم نصف كنيم و... شايد آخر سر به چيزي برسيم ــ البته اگر چيزي بماند! ــ كه به آن مولكولِ ماكاروني مي‌توان گفت؛ يعني كوچكترين جزئي كه هنوز ماكاروني است. حال اگر تقسيم كردن را باز هم ادامه بدهيم، حاصل كار خواص ماكاروني را نخواهد داشت، بلكه ممكن است در اثر ادامه‌ي تقسيم، به مولكول‌هاي كربن يا هيدروژن يا... بربخوريم. اين وسط، چيزي كه به درد ما مي خورد ــ يعني به دردِ نفهميدنِ كوانتوم! ــ اين است كه دست آخر، به اجزاي گسسته اي به نام مولكول يا اتم مي رسيم.

اين پرسش از ساختار ماده كه «آجرك ساختماني ماده چيست؟»، پرسشي قديمي و البته بنيادي است. ما به آن، به كمك فيزيك كلاسيك، چنين پاسخ گفته ايم: ساختار ماده، ذره اي و گسسته است؛ اين يعني نظريه‌ي مولكولي.

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه دوازدهم مهر 1387ساعت 1:17 بعد از ظهر  توسط اكبري پور  | 

+ اثر فوتو الکتريک







بنا به نظريه کوانتومي ، امواج به ظاهر پيوسته الکترومغناطيسي ، کوانتيده‌اند و از کوانتومهاي گسسته‌اي به نام فوتون تشکيل شده‌اند که هر فوتون داراي انرژي مشخصي است که مقدار آن فقط به فرکانس بستگي دارد.

مقدمه


اين تعارض جوهر ماناي ذره گونه که با انتشار موج - ذره رخ مي‌دهد، نظريه کوانتوم توصيف عيني يابد، آنگاه مي‌توانيم موقعيتهاي آن را در لحظات پي در پي مشخص و مسير آن را معين کنيم. اما ذراتي که مسيرهاي مشخصي را طي مي‌کنند، مشخصه نقش تداخلي موج گونه آنها را براي هر نوع ماده‌اي که واقعا قابل مشاهده باشد، ايجاد نمي‌کند. در آزمايشگاه ، اين نقشها همچون نقشي از تيک تاکهاي آرايه‌اي از آشکار سازها مشاهده مي‌شود. تمهيدات مستند نظريه کوانتومي اين نقشها را بوسيله يک تابع موج در فرماليزم رياضي آن نظريه بوجود مي‌آورد.

اين تابع موج احتمال آشکار سازي يک تيک تاک را توصيف مي‌کند و چشم به راه يک شيء "حقيقي" نيست. بنابراين ، نظريه کوانتومي با نفي اينکه "موج" يا "ذره" "حقيقي" هستند، مسأله موج - ذره را حل مي‌کند. به علاوه ، نظريه کوانتومي با آنچه که از معاني متعارف و رسمي آنها برداشت مي‌شود. مفهوم ماده گاهي موج و گاهي ذره است را ندارد.






تصوير


بر اساس اصل دوبروي ، در مورد ذرات دو حالت ذره‌اي و موجي در نظر گرفته مي‌شود،
که البته اين خاصيت در دنياي ميکروسکوپي بيشتر مورد مطالعه است. به عنوان مثال ، اگر ذره‌اي به جرم یک گرم که با سرعت معمولی در حال حرکت است، در نظر بگیریم طول موج منتسب به این ذره ، چنان کوچک خواهد بود که اصلا قابل ملاحظه نیست. اما در مورد ذراتی مانند الکترون ، این طول موج قابل توجه است. بنابراین با توسل به این اصل می‌توان تابش الکترومغناطیسی را نیز متشکل از ذراتی دانست که این ذرات را فوتون می‌گویند.


واقعیت کوانتومهای نور


نظریه پلانک در ارتباط با بسته‌های انرژی تابشی ، تا اندازه‌ای مبهم بود و فقط به عنوان مبنایی برای توزیع آماری انرژی میان طول موجهای مختلف در طیف الکترومغناطیسی بکار می‌رفت. پنج سال بعد از "پلانک" ، "آلبرت انیشتین" توانست این مفهوم را به صورت مشخص‌تری بیان کند. انیشتین مفهوم کوانتومی نور را برای توجیه اثر فوتوالکتریک بکار برد. بر این اساس ، فوتون‌ها که دارای انرژی معینی هستند، بعد از برخورد با الکترون‌های اتم ، انرژی خود را به آنها داده ، خود از بین می‌روند. این امر می‌تواند به عنوان یک مسئله برخورد میان دو ذره با استفاده از نظریه برخورد توضیح داده شود.

بعد از برخورد ، فوتون از بین می‌رود و الکترون با انرژیی که از فوتون می‌گیرد، از ماده جدا می‌شود و سبب ایجاد یک جریان فوتوالکترونی در مدار خارجی می‌گردد. مقدار جریان در مدار خارجی ، بسته به تعداد فوتونهایی که بر سطح ماده موجود در کاتد تابیده می‌شود، متفاوت خواهد بود.






تصویر

تأییدی دیگر بر وجود فوتون


آزمایش دیگری که توانست وجود فوتونها را بصورت تجربی به اثبات رساند، مربوط به آزمایش است که توسط "کامپتون" انجام شد. این آزمایش که بعدها نام اثر کامپتون را بر خود گرفت، به این صورت بود که تابش الکترومغناطیسی یا فوتون‌ها توسط مواد مختلف پراکنده می‌شود. به بیان دیگر ، در این آزمایش فوتون بعد از تابش مقداری از انرژی خود را به یک الکترون تقریبا آزاد منتقل می‌کرد و خود با انرژی کمتر در راستای دیگر منحرف می‌شد. نتایج این آزمایش که با استفاده از مفهوم کوانتومی نور صورت می‌گرفت، با نتایج تجربی کاملا تطابق داشت.


جرم فوتون


واقعیت جرم فوتون ، به خاصیت عکس مجذوری قانون کولن بر می‌گردد. بر اساس قانون کولن ، نیروی الکتریکی که دو ذره باردار به یکدیگر وارد می‌کنند، نیرویی است که با مجذور فاصله بین آنها نسبت معکوس دارد. اما این مطالب در تمام شرایط دقیقا درست نیستند، یعنی در فواصل خیلی کوچکتر انحرافاتی وجود دارد و این نیرو دقیقا عکس مجذوری نیست. در این حالت باید فوتونها را ذراتی دارای جرم بدانیم. اما در موارد دیگر که تقریبا بیشتر موارد را شامل می‌شود، این نیرو دقیقا عکس مجذوری است. بنابراین در این حالت باید فوتونها را ذراتی بدون جرم تصور کنیم


 


اثر فوتوالکتریکی



اگر یک صفحه فلزی را تحت تابش فیزیک امواج پر انرژی قرار دهیم، پرتو کاتدی و یا الکترون های شتابدار از صفحه فلزی منتشر می شود. و همچنین اگر بین دو صفحه فلزی اختلاف پتانسیل الکتریکی بسیار زیادی ایجاد کنیم، الکترون های لایه ظرفیت اتم های فلز، انرژی زیادی دریافت می کنند و در نتیجه سطح فلز را ترک می کنند و به سمت آند پیش می روند. در این عمل چون هم نور و الکتریسیته دخالت دارند به این پدیده، اثر فوتو الکتریک می گویند. در واقع تمام مواد ( جامد، مایع و گاز ) می توانند در شرایط خاصی تحت تاثیر اثر فوتوالکتریک، پرتو کاتدی از خود گسیل کنند، گاهی به پرتو کاتدی، فوتوالکترون نیز می گویند.
اثر فوتوالکتریک هر جسمی با گسیل فرکانس مشخصی از موج انجام می شود. اگر فرکانس موج برای جسم خاصی کمتر از حد معین باشد، اثری از فوتو الکتریک مشاهده نخواهد شد. اما طبق قوانین الکترودینامیک کلاسیک، موج با برخورد به صفحه فلزی مقداری انرژی به آن منتقل می کند و به مرور زمان این انرژی انباشته می شود تا اینکه انرژی مورد نیاز برای گسیل الکترون فراهم شود. اما در آزمایشگاه خلاف آنچه که در فیزیک کلاسیک گفته شد، روی می دهد، یعنی گیسل موج با فرکانس کمتر از حد معین به فلزی هرگز پرتو کاتدی منتشر نمی کند.
این بن بستی بود برای دانشمندان در مورد خاصیت نور. تا اینکه انیشتین با ارائه نظریه خود در مورد فوتون، توانست این معما را حل کند. وی فرض کرد که انرژی در تمام فرکانس های موج به طور یکنواخت و یکسان توزیع نشده اند و بلکه فیزیک امواج به صورت بسته هایی از انرژی به نام کوانتم هستند، که بعداً فوتون نامیده شد. انرژی فوتون ها با فرکانس امواج رابطه مستقم دارد. که این معادله به معادله پلانک نیز مشهور است. در این معادله h ثابت پلانک است.

= فرکانس موج
در اثر فوتوالکتریک الکترون های لایه ظرفیت اتم های فلز، با دریافت انرژی موج از صفحه فلزی جدا می شوند، اما در لحظه جدا شدن الکترون های مقداری از انرژی خود را برای غلبه بر نیروی جاذبه الکتروستاتیکی، مصرف می می کنند که انیشتین آن را تابع کار فلز نامید و مقدار آن برای هر فلز، منحصر بفرد است. مقدار تابع کار هر فلز از از 1 تا 10 الکترون ولت متغیر است. پس حداکثر انرژی الکترون های گسیلی از معادله رابطه زیر دست می آید:

T= تابع کار



+ نوشته شده در  جمعه پانزدهم شهریور 1387ساعت 5:53 بعد از ظهر  توسط اكبري پور  | 

اثر فوتو الكتريك


فوتوالكتریك

هانریش هرتز ، در حین انجام یك آزمایش مشاهده كرد كه هنگامی پرتوهای نور با طول‌موج بسیار كوتاه ، مانند فرابنفش ، به كلاهك فلزی یك برق‌نمای باردار منفی می‌تابد ، باعث تخلیه‌ی الكتروسكوپ می‌شود . آزمایش‌های دیگر نشان دادند كه این تخلیه‌ی الكتریكی ، به دلیل جدا شدن الكترون از سطح كلاهك فلزی روی داده است .

هرچه شار نوری ( انرژی كه در واحد زمان توسط نور انتقال می‌یابد )تابیده شده به الكتروسكوپ بیشتر باشد ، تخلیه سریع‌تر انجام می‌شود .

اگر شیشه‌ی جذب‌كننده‌ی تابش فرابنفش را در مسیر پرتوها قرار دهیم تخلیه ی الكتریكی مشاهده نمی‌شود

اگرالكتروسكوپ بار مثبت داشته باشد با تابش فرابنفش تخلیه نمی‌شود . یعنی با تابندن نور بر سطح فلز بار منفی از آن ناپدید می‌شود ولی به رغم تاباندن نور بر سطح فلز بار مثبت در آن باقی می ماند .


بقیه در ادامه مطلب...

ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه پانزدهم شهریور 1387ساعت 5:47 بعد از ظهر  توسط اكبري پور  | 

پديدة كامپتون و فوتو الکتریک

پديدة كامپتون


يكي از بهترين آزمايشاتي كه به وسيله آن مي توان خاصيت ذره اي نور را مشاهده كرد و دريافت، اثر كامپتون است. اين پديده را كه نمي توان آنرا در پرتو فيزيك كلاسيك توجيه كرد آرتور هالي كامپتون در سال 1922 كشف كرده است. وي طي آزمايشي نشان داد كه با تابيدن نور با بسامد (رنگ) مشخص بر سطح فلزي براق، الكترون ها و فوتون ها به صورت ذره اي با يكديگر برخورد مي كنند.

بقیه در ادامه مطلب...
ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه پانزدهم شهریور 1387ساعت 5:38 بعد از ظهر  توسط اكبري پور  | 

پديدة كامپتون و فوتو الکتریک

پديدة كامپتون


يكي از بهترين آزمايشاتي كه به وسيله آن مي توان خاصيت ذره اي نور را مشاهده كرد و دريافت، اثر كامپتون است. اين پديده را كه نمي توان آنرا در پرتو فيزيك كلاسيك توجيه كرد آرتور هالي كامپتون در سال 1922 كشف كرده است. وي طي آزمايشي نشان داد كه با تابيدن نور با بسامد (رنگ) مشخص بر سطح فلزي براق، الكترون ها و فوتون ها به صورت ذره اي با يكديگر برخورد مي كنند.

بقیه در ادامه مطلب...
+ نوشته شده در  جمعه پانزدهم شهریور 1387ساعت 5:37 بعد از ظهر  توسط اكبري پور  |